دیدار با استاد مهدی محقق

میراث مکتوب- دکتر اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، در سومین شماره از مجموعه یادداشت‌های «زیارت‌های فرهنگی، یادها و خاطرات» که به گزارش ملاقات‌های فرهنگی ایشان و ذکر احوال اساتید و چهره‌های فرهنگی اختصاص دارد، به شرح دیدار با استاد دکتر مهدی محقق پرداخته است که این یادداشت‌ها را می‌خوانید.  

یارا! بهشت صحبت یاران همدم است...

توفیقی دست داد و پس از چند ماه (شنبه یازدهم بهمن) به همراه دکتر علی‌اشرف مجتهد شبستری به زیارت استاد دکتر مهدی محقق، که از قضا جمعه سالروز تولد 92 سالگی ایشان بود، به منزلشان رفتیم. خدا را شکر شاداب  و تندرست بودند و سرشار از صفا و مهربانی. عبا بر دوش و عصا در دست و خنده بر لب. و خوشبخت به این دلیل که همواره بانویی گرانقدر و فداکار چون سرکار خانم دکتر نوش‌آفرین انصاری را در کنار خود داشته‌اند.

از سخت گذشتن این دوران کرونایی گفتیم و نیز برکات فضاهای مجازی و نشست‌های اینستاگرامی و موفق بودن برگزاری اولین نمایشگاه مجازی کتاب و منشورات جدید میراث مکتوب و آماده چاپ بودن جلد بیستم فرهنگنامه کودک و نوجوان و ... .

دکتر محقق با آن حافظۀ درخشان از گذشته‌ها گفتند و از خاطرات دوستان قدیم‌شان. به مناسبت بخش‌هایی از قصیدۀ لامیة العجم طغرایی اصفهانی را به عربی خواندند...

اصالة الرّأی صانتنی عن الخطل  /  و حلیة الفضل زانتنی لدی العطل.

رای سُتوارم نگهدارد ز حرف صرصری  /  زینت طبعم بیاراید گَهِ بی‌زیوری (ترجمه منظوم از آقای آبادیان از شاگردان ایشان).

دکتر محقق در ادامه بیان خاطراتشان،از ماجرای کنار گذاشتن عمامه خود و دکتر شهیدی و دکتر دینانی و دکتر گرجی گفتند و شرایطی که چنین اقتضایی داشت و ... . فرمودند از سال 1327 در مدرسۀ سپهسالار با دکتر شهیدی آشنا شدند و با دکتر مهدوی دامغانی هم‌حجره بودند. از استادان خود خاطره‌های شیرینی گفتند، از مرحوم مدرس تبریزی، مؤلف ریحانة الادب، و از سید کاظم عصار و ... . از استاد انوار خاطره‌ای نقل کردند و گفتند که استاد انوار سراغ استادی را که شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را به وی تدریس کند، گرفتند. دکتر محقق اضافه کردند که چون سید عبدالله انوار برای حضور در درس منظومه حتی مایل بود وجه پرداخت کند، من مرحوم مطهری را معرفی کردم. به مرحوم مطهری که تازه ازدواج کرده بود پیشنهاد کردم بروند منزل پدر بنده در سه راه سیروس (نزدیک خیابان مولوی) که دو اتاق خالی داشت زندگی کنند و ایشان با روی باز پذیرای این پیشنهاد شدند.

استاد، در ادامۀ بیان خاطرات خود، خاطره‌ای هم از مرحوم آیت‌الله کاشانی بیان کردند که با پدرشان حاج شیخ عباسعلی محقق، هر دو به زندان رضاشاه رفته بودند و با هم رفت و آمد داشتند. روزی آیت‌الله کاشانی به من با شوخی گفتند: بی‌سواد (تکیه کلامشان بود) چی کار می‌کنی؟ گفتم طلبگی. گفت برو بچه مسلمانها را درس بده. گفتم من مشکل دارم چون اگر بخواهم درس بدهم باید دبیر شوم و برای اینکه دبیر شوم باید بروم در صف ... بایستم با این لباس و عمامه و ... . سپس ایشان توصیه‌نامه‌ای نوشتند که «مهدی محقق از فصاحت و بلاغت برخوردارند و به درد معلمی می‌خورند...» و توانستم به استخدام آموزش و پرورش درآیم.   

از گفته‌های دکتر محقق چنین برآمد که  سال 1326 مرحوم آشیخ کاظم مهدوی دامغانی (پدر دکتر احمد) عمامه سر ایشان گذاشته و بعدها دکتر احمد عقد ایشان و نوشین خانم را خوانده و ثبت کرده است. نوشین خانم هم از تبحر استاد مهدوی دامغانی در آشپزی گفتند. با واتساپ تلفن کردیم به استاد مهدوی دامغانی تا شاید بتوانیم دیداری تصویری با ایشان هم داشته باشیم که متأسفانه مقدور نشد.

از خاطره 8 سال دورهمی آبگوشت‌خوران، چهارشنبه‌های میراث مکتوب گفتیم و آرزو کردیم به‌زودی شرایط به حالت عادی برگردد و دیدارها تازه شود. از جشن یکصدسالگی استاد احمد سمیعی (11 بهمن‌ماه) سخن به میان آمد و آرزو کردیم سالروز یکصدسالگی استاد محقق را هم جشن بگیریم. ان شاءالله.