بررسي و مقايسه ساختار زباني چند اثر منثور عرفاني با محوريت كنوز الحكمه

ميراث مكتوب - مقاله «بررسي و مقايسه ساختار زباني چند اثر منثور عرفاني با محوريت كنوز الحكمه» نوشته يدالله بهمني مطلق و محمد خدادادي است که در دو فصلنامه كهن نامه ادب پارسي، سال سوم، شماره 2، پاییز و زمستان 1391 به چاپ رسیده است.
در اين مقاله تلاش مي شود با نگاهي به وي‍ژگي هاي شاخص نثر كنوز الحكمه، آخرين اثر احمد جام، و ديگر آثار برجسته صوفيه قبل و بعد از آن، از قبيل كشف المحجوب، اسرار التوحيد، مرصادالعباد، و مصباح الهدايه و مقايسه آن ها، جايگاه نثر كنوزالحكمه معلوم و سطح كلي زبان صوفيان معروف روشن شود. اغلب صوفيه از زباني ساده، كه در دوران سامانيان كاربرد داشت و نهايتاً تا قرن ششم مرسوم بود، استفاده مي كردند. هدف عمده آنان بيان انديشه به زباني ساده و تاثيرگذار بوده است، اما از سبك رايج روزگار خود نيز بي تاثير نمانده اند. كليت زبان اين آثار، از نظر ساده گويي و ديگر ويِژگي ها، قرابت تنگاتنگي با نثر كهن دارد و نشان مي دهد زبان آن ها در ادوار گوناگون دست خوش دگرگوني برجسته و آشكاري نشده، بلكه سير تحول و نوگرايي در زبان آن ها نسبتاً آرام و كُند صورت گرفته است. بيش تر تفاوت ها به واژگان خاص، تاثير لهجه محلي، و ذوق نويسندگي نويسندگان مربوط است. برخي از اين آثار، به ويژه قسمت هايي از مرصاد العباد، به دليل ذوق شاعري نويسنده، رنگ شعر به خود گرفته و از فنون ادبي و احساسات و عواطف شاعرانه بهره مند شده است. شيوه به پايان رساندن ابواب و آميختگي ايجاز و اطناب در كنوز الحكمه سبك آن را از ديگر آثار مورد مطالعه متمايز كرده است.

متن كامل اين مقاله را در فايل پايين مطالعه كنيد.