نگاهی به سهم ایرانیان در زمینه تألیف متون عربی /4

میراث مکتوب - در بخش های اول و دوم «نگاهی به سهم ایرانیان در زمینه تألیف متون عربی» سهم دانشمندان ایرانی در حوزۀ تمدن اسلامی که آثار خود را به زبان عربی تدوین و تألیف کرده اند و نیز نمونه هایی از اهتمام محققان ایرانی اعم از فیلسوف و مورّخ و ادیب ذکر شد. در ادامه نیز از مؤلفان ایرانی که در قدیم الایام آثاری را به عربی تالیف کرده اند نام برده شد.
اما در بخش پایانی این مقاله از محققانی نام برده می شود که در قرن اخیر و دوره کنونی به تصحیح متون عربی پرداخته اند.
تحقیق و تصحیح متون از آن حیث كه به وثاقت متن می پردازد، در مشرق زمین، به ویژه در میان مسلمانان از قرون اولیه رواج داشته است. قرائت یا سماع متن نزد مؤلّف یا سلسله های بعدی شاگردان او، توجّه به نسخه دستنویس مؤلّف و قرابت نسخه های دیگر با آن، سلسله اسناد مربوط به متن اصلی، توجّه به اختلافات نسخه ها، همگی از مصادیق این توجّه به وثاقت متون به شمار میرود. با این همه، شیوه های امروزین تصحیح متن، از راه آشنایی با شیوه های تصحیحی دانشمندان اروپایی در میان محقّقان مسلمان، به ویژه ایرانیان در تصحیح متون فارسی، رواج یافته است.
نخستین ایرانیی كه به شیوه جدید به تصحیح متن پرداخت، محمّد قزوینی ( 1328 ش) بود. وی پس از اتمام دروس علوم قدیمه در ایران، به اروپا مهاجرت کرد و بر اثر آشنایی با ادوارد براون و به تشویق او، به روش خاورشناسان اروپایی، متونی مانند مرزبان نامه (لیدن، 1908م/1326 ق)، چهارمقاله (قاهره، 1909م/1327ق) و نیز متون مهم دیگر مانند شدّالازار (عربی) را تصحیح و منتشر کرد. پس از او ملک الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی، جلال الدین همایی، بدیع الزمان فروزانفر و ده ها محقق دیگر به تحقیق و تصحیح متون فارسی و عربی در یکصد سال اخیر اهتمام ورزیدند.
اما همه می دانیم که بسیاری از متون مهم عربی و نیز برخی از متون کهن فارسی را، نخست شرق شناسان تصحیح و منتشر کردند. اینان برای معرفی منابع ارزشمند علمی تمدن اسلام و ایران به جوامع علمی خودشان، با تصحیح و مقابله دقیق نسخ متعدد از یک متن، آنها را منتشرکرده اند، لیکن غالباً مقدمه ها، تعلیقات و فهارس این آثار را به زبان بومی خودشان تهیه کرده اند. برعکس محققان ایرانی که هنگام تصحیح متون عربی، یا تعلیقات و مقدمه ها به عربی و یا به دو زبان عربی و فارسی تاکنون بوده است.
چنانچه برای مثال، دو اثر از منشورات میراث مکتوب یکی الیمینی عتبی که با مقدمه و تعلیقات عربی است و الآثار الباقیه ابوریحان بیرونی با مقدمه و تعلیقات فارسی و این نشان دهندۀ اهتمام مصححان ایرانی به احیاء آثارعربی است.
نکته دیگر این که، برخی از مصححان غربی در تصحیح متون عربی، گاه به نسخ مترجم فارسی کهن آز آن مراجعه و با نسخه عربی هم مقابله کرده اند و متوجه این نکته بوده اند که اسامی و اعلام جغرافیایی و اصطلاحات علمی در طول تاریخ، دچار تحولات زبانی و گویشی می شوند و از سویی به دلیل تشابه حروف و کلمات مثل زیر و زبر و ریز و مانند اینها و یا بسیاری از کلمات و اصطلاحات که در سیر تحول تاریخی زبان، تغییر شکل یافته و فقط با مراجعه به نسخ فارسی یا عربی از آن اثر می توان مشکلاتش را حل کرد، کاری که دخویه هلندی در تصحیح متن عربی مسالک الممالک اصطخری کرد و عباس زریاب خویی در تصحیح الصیدنه، بخشهای افتاده متن عربی را با نسخ کهن فارسی تصحیح و تکمیل کرد، که به آن اشاره خواهد شد.
در این قسمت به کوشش تعدادی از محققان ایرانی اشاره می کنیم که:
اولاً در تصحیح برخی متون مهم عربی پیشتاز بوده اند
ثانیاً در تصحیح متون فارسی یا برعکس، از متون عربی و بالعکس بهره جسته اند.
آشنایی دانشمندان ایرانی به زبان عربی این امکان را ایجاد کرده است که در تصحیح متون عربی یا فارسی حتی الامکان به نسخ فارسی یا عربی به جای مانده از آنها مراجعه کنند، چیزی که مصححان عرب در تصحیح متون بدان کمتر توجه کرده اند. ذیلاً تنها به ذکر چند دانشمند و مصحح عربی دان ایرانی اشاره می شود:

1.عباس اقبال آشتیانی(1334ش/1955م):
عباس اقبال در زندگی علمی خود بیش از 24 متن کهن را تصحیح کرد که 3 عنوان آن عربی است. کتابهای شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار معین الدین شیرازی، که با همکاری محمد قزوینی تصحیح کردند که در تصحیح آن از متن ترجمه کهن این اثر به نام هزار مزار که توسط فرزند معین الدین ترجمه شد و افزوده هایی نیز دارد، استفاده کردند. کتاب دیگر تتمة الیتیمه ابو منصور ثعالبی نیشابوری(429ه) است که آشتیانی این اثر را پس از یتیمة الدهر فی محاسن اهل العصر تألیف کرد. ثعالبی در تتمّة الیتیمه به شاعران ری، فارس، خراسان، اصفهان، اهواز، نیشابور، بخارا و ... در عصر خود اشاره می کند که بعضاً هم به عربی و هم به فارسی شعر می سرودند. و تقدیم حاکمان عصر خود می کردند. پیشگامی استاد آشتیانی در تصحیح این متن بسیار مهم و کهن عربی ستونی است. همچنین وی در سال 1317ش متن طبقات الشعرای ابن معتز(296ه را به صورت عکسی در پاریس با مقدمه ای به زبان فرانسه منتشر کرد. عبدالستار احمد فرّاج نیز در سال 1375ه این اثر را تحقیق و تصحیح کرد و تمام مقدمه استاد آشتیانی را در آخر کتاب خود آورد و در مقدمه خود پیشگام بودن استاد آشتیانی را در اهتمام به تحقیق و نشر این کتاب ستود.عبارت عربی او چنین است:« من نوادر التراث العربی، كان فی حكم الكتب المفقودة فی القرون الأخیرة، حتى عثر علیه الأستاذ عباس إقبال، فقام بنشره مصوراً مع دراسة عنه بالفرنسیة فی باریس 1938 م.»

2.جلال الدین همایی(1359ش)
وی آثار متعددی را تألیف و متون مهمّی را تصحیح کرده است. تصحیح معیار العقول ابن سینا، نصیحة الملوک امام محمد غزالی، مصباح الهدایۀ عزّالدین کاشانی و التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ابوریحان بیرونی از جمله خدمات علمی او در حوزۀ تحقیق متون است. ابوریحان بیرونی(440ه) بیست سال پیش از فوتش التفهیم را برای دختری نو آموز به نام ریحانه بنت الحسین که از علاقه مندان به نجوم بود، به فارسی نوشت. سپس آن را برای اهل علم زمان خود به عربی ترجمه کرد. عبارات عربی دقیقاً ترجمه شدۀ عبارات فارسی است و نمی توان آن را تألیفی جدید دانست. قدیمی ترین نسخه فارسی متعلق به کتابخانه مجلس شورای اسلامی مورخ 538 هجری است که مبنای کار مرحوم همایی بوده و قدیمی ترین نسخۀ عربی مورّخ 573 هجری است که در چستر بیتی نگهداری می شود. مصحح متن فارسی در مقدمه خود می نویسد: در تصحیح متن فارسی، نسخه عربی را در پیش رو داشتم و به کثرت اغلاط راه یافته در آن پی بردم، با این حال در تصحیح متن فارسی، از نسخ عربی هم استفاده می کردم. برای مثال در نسخۀ فارسی نقطه های برخی کلمات مثل: زیر(تحت)، زبر(فوق)، با(مع)، تا(حتی/الی) معلوم نبود و تصحیح این کلمات تنها با نسخه عربی ممکن می شد. مثلاً عبارت فارسی:« ممرّشان زیر نحوس است» تصحیف است و «زبر نحوس» صحیح است و مصحح با مقابله نسخه فارسی با عربی به جمله صحیح پی برد. در نسخه عربی آمده است:« بحیث یکون ممرّها المذکور فوق النحوس و تحت السعود». و موارد دیگر.

3.محمد تقی دانش پژوه
وی یکی از بزرگترین فهرست نویسان پرکار و مشهور یکصد سال اخیر است. فهرست نویسی نسخه های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و صدها نسخه کتابخانه های کشورهای امریکایی و اروپایی از خدمات اوست. وی دهها رساله و کتاب خطی را از جمله کتاب النجاة من الغرق فی بحر الضلالات ابن سینا تحقیق و تصحیح کرده است. یکی از کارهای شایسته تقدیر او تصحیح همزمان دو متن فارسی و عربی النهایه فی مجرّد الفقه و الفتاوی تألیف ابو جعفر محمد بن حسن الطوسی(460ه) است که یک صفحه از نسخۀ عربی و صفحه مقابل از ترجمۀ فارسی آن را قرار داد. اقدم نسخ عربی مورّخ 546ه (با 4 نسخۀ عربی دیگر) و اقدم نسخ فارسی مورخ 686ه (با 8 نسخۀ دیگر) بود که مقابله کرد. وی در تصحیح نسخه عربی از نسخ فارسی بهره گرفت و گاه در تصحیح نسخۀ فارسی از عربی استفاده کرد.

4.ایرج افشار(1304ش-1389)
وی را بدون شک باید بزرگترین نسخه شناس ایرانی در یکصدسال اخیر دانست. فهرست نویسی هزاران نسخه خطی در داخل و خارج کشور و تصحیح بیش از 300 رساله و نسخه خطی فارسی او را شخصیتی ممتاز و بی نظیر کرده است. نوشتن مقدمه بر متون مهمی که به صورت عکسی/فاکسیمیله از دیگر خدمات علمی اوست. مقدمه نسخه شناسی بر کتابهای الابنیه عن حقایق الادویه موفق الدین هروی، ختم الغرایب خاقانی، تاریخ هرات فامی هروی، هر سه چاپ میراث مکتوب از جمله کارهای ماندگار اوست. یکی از آثار ارزشمندی که وی تحقیق و تصحیح کرد، کتاب مسالک و ممالک ترجمه ای کهن از مسالک الممالک ابو اسحاق اصطخری(346ه) است. چاپ اول کتاب عربی مسالک الممالک را مولر از روی نسخه 690 هجری در سال 1839م و سپس دخویه در سال 1870 م منتشر کرد . دخویه 5 نسخه عربی داشت و یک نسخه فارسی کهن از کتابخانه ملی وین بهره گرفت و با رمز E در پاورقی ها نشان داد. وی اعلام جغرافیایی فارسی را که گاه لفط صحیح کلمۀ عربی می داند در پاورقی می آوردو به واژه های معرب هم اشاره می کند.
اما مسالک و ممالک نسخه کهن فارسی قرن 7 موزۀ ملی ایران که توسط مرحوم افشار تصحیح شده، از 5 نسخه فارسی و یک نسخه عربی استفاده می کندو برای مثال در صفحۀ 107 می نویسد:« در اینجا گویا مترجم فراموش کرده و ما دنباله مطلب را از نسخه عربی می آوریم. یا در صفحۀ 187 می گوید: در نسخه عربی جنبذه آمده که صحیح آن گنبد است، تشیز آمده که صحیح آن ترشیز است.

5.عباس زریاب خوئی(1297ش-1373ش)
وی فیلسوف و مترجمی کم مانند بود و در تحقیق و تصحیح کارهای ارزشمندی انجام داد. کتاب الصيدنه في الطب نوشتۀ ابوريحان بيروني را که درباره داروشناسي است، در سال 1370 تصحیح و توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شد. وی برنده کتاب سال نيز شد. تصحیح ديگر وي روضه الصفا نوشته محمد پسر خاوندشاه بلخي است. از الصیدنه تنها یک نسخه عربی در کتابخانۀ شهر بورسه ترکیه نگهداری می شود که حدود یک چهارم آن افتادگی دارد. مرحوم زریاب خوئی متن عربی را با سه نسخۀ کهن فارسی از قرن هفتم هجری، مقابله و نواقص و افتادگیهای آن را به نحو شایسته ای تکمیل کرد. مداخل باقلّا، باله، بخور مریم، براجیل، پرسیاوشان، برطانیقی، برنج، برمن، برّاقه، و دهها گیاه دیگر را که در نسخۀ عربی نبود،با نسخ فارسی تکمیل کرد.

6.پرویز اذکایی( متولد1318ش)
اذکایی مدرس تاریخ است و در نسخه شناسی و کتابشناسی و تصحیح متون علمی و تاریخی فعالیت کرده است. بر چاپ عکسی مفاتیح الاسرار شهرستانی مقدمه نوشته، فهرست نسخ خطی همدان راتألیف کرده و تصحیح قانون مسعودی و الفهرست ابن ندیم را در دست دارد. اما وی در سال1380ش. کتاب الآثار الباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی را با نسخ دیگری تصحیح و توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد. پیشتر ادوارد زاخائو در سال 1878م. الآثار الباقیه را با مقدمه آلمانی تصحیح و در لایپزیک منتشر کرده بود. دکتر اذکایی با افتادگیهای اثر در چاپ زاخائو از روی نسخۀ مورّخ 606ه کتابخانۀ استانبول کار تصحیح را به کمال رساند و با ترجمۀ تعلیقات زاخائو به فارسی و افزودن توضیحاتی مفید از خود، متنی منقح و مصحح را عرضه کرد. وی به تازگی متن عربی الآثار را به فارسی برگردانده است.

7.احمد مهدوی دامغانی
وی استاد بازنشستۀ ادبیات عرب دانشگاه تهران است. در حال حاضر در سن 86 سالگی در دانشگاه هاروارد به تدریس فنون ادبیات عرب مشغول است. تصحیح نسمة السحر و مقدمه برنسخۀ چاپ عکسی الوحشیات ابی تمام از جمله کارهای اوست. یکی از کارهای مهمی که اکنون در دست اتمام دارد تصحیح دیوان خازن ابو محمد عبدالله خازن اصفهانی است. وی شاگرد صاحب بن عباد بود. خازن این دیوان را برای فخرالدوله دیلمی و در مدح و ستایش او و نیز آگاهیهای بدیعی در آداب جشن نوروز و دیگر جشنهای ایرانی گفته است. این اثر یکی از قدیمی ترین نسخ خطی عربی در کتابخانه آستان قدس رضوی است که تاریخ تحریر 481 هجری را در ترقیمه دارد. استاد مهدوی دامغانی مقدمه ای مبسوط بر این اثر نوشته اند و قرار است متن مصحح ایشان به همراه عکس نسخه در یک مجلد چاپ شود.
در پایان نتیجه می گیریم که ایرانیان از قدیم الایام در تألیف کتب به زبان عربی اهتمام داشته و جمع کثیری به هردو زبان آثارشان را نوشته و برخی هم خود ترجمه کرده اند. نیز از عصر ورود صنعت چاپ به ایران، دانشمندان ایرانی که غالباً به هر دو زبان عربی و فارسی مسلطند، هرگاه متنی را تصحیح کرده اند، به ترجمه های کهن فارسی و عربی آن هم توجه داشته و به راحتی از کنار آن نگذشته اند. این امتیازی است که متون چاپ ایران بر متون چاپ دیگر بلاد عربی دارد. بنابراین همان گونه که مستشرقان در تصحیح متون عربی به فارسی و بالعکس، مراجعه می کردند، خوب است محققان عرب نیز ازاین نکته غافل نشده، ترجمه های کهن فارسی را با مشاورانی زبان دان از نظر بگذرانند.

یادداشت های پیشین
...................................................


بخش اول مقاله «نگاهی به سهم ایرانیان در زمینه تألیف متون عربی» را با کلیک بر روی این لینک مطالعه کنید

بخش دوم مقاله نگاهی به سهم ایرانیان در زمینه تألیف متون عربی

نگاهی به سهم ایرانیان در زمینه تألیف متون عربی /3

...................................................
نظر کاربر: همچنبن ترجمه طبقات الشعرا پایان نامه دکتری استاد آذرتاش آذرنوش بوده.

نظر کاربر: از استادان بزرگی که در زمینه ترجمه متون عربی استاد بودند و هستند : 1- آذرتاش آذرنوش 2- محمد جواد شریعت3- عبدالحمید آیتی 4- ابوالقاسم پاینده.

نظر کاربر: یکی دیگر از استادانی که سهم بزرگی در تصحیح متون عربی در موضوع فرق اسلمی داشته است، دکتر محمدجواد مشکور است که ذکری از او در این مقاله نیست.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.