ضرورت بازنويسی برخی فهارس نسخ خطّی

ميراث مكتوب - بر هيچ محقّق و پژوهشگري پوشيده نيست كه تحقيق، تصحيح و احياي نسخه هاي خطّي و انتشار محقّقانه و عالمانه­ ي آن­ ها، مرهون شناساندن دقيق و معرّفي اصولي اين نسخ در فهارسي كه از سوي مراكز نگهداري اين نسخ، اعمّ از كتابخانه­ هاي عمومي داخل يا خارج كشور و يا مجموعه­ هاي خصوصي، منتشر مي­گردد، مي ­باشد و از اين رهگذر امر خطير و گرانسنگ فهرست­ نگاري نسخ خطّي، كه به اعتراف بسياري از خاورشناسان و پژوهشگران داخلي و خارجي، از بنيادي­ ترين و اساسي ­ترين امور پژوهشي به شمار ميرود؛ و جايگاه فهرست نگاران و مسؤوليّت سنگين و بنيادين آنان در شناسايي دقيق اين آثار مشخّص مي ­گردد. با توجّه به شرايط فيزيكي و بسيار پيچيده­ ي حقيقي يا مجازي حاكم بر كتابخانه­ها، مؤسّسات، و مراكز فرهنگي داخل يا خارج از كشور، براي دسترسي پژوهشگران حقيقي به داده­ هاي اين آثار، مسؤوليّت فهرست­نگاران را در معرّفي و شناساندن دقيق، تفصيلي (تحليلي) و عالمانه ­ي اين آثار، دو چندان مي­سازد؛ چه، همه­ بناهاي پژوهشي، در يك نگاه ژرفا، بر بنياد اين تعاريف از نسخه ها در فهرست­هاي منتشر شده، استوار است و در واقع آبشخور بسياري از زمينه­ هاي تحقيق و پژوهش در مراكز و محافل علمي، حوزوي و دانشگاهي در داخل و خارج از كشور، از همين فهرست­ها نشأت مي­گيرد و چنانكه نسخه­اي درست و دقيق شناسانده شود، اين چرخه به نحو فزايده و شتابنده­اي بسترهاي متنوّع و به­ هم پيوسته­ اي را در راستاي شناساندن فرهنگ­ ها، شناسايي علوم پيشينيان، به­وجود خواهد آورد، كه برخي از آن­ها به يقين مي­تواند افقهاي روشن و جديدي را در زمينه ­هايي مانند علوم­ قرآن و تفسير، علوم پزشكي، رياضيّات، فلسفه، منطق، كلام، علوم ­طبيعي، مباحث فقهي و حقوقي و ساير علوم و فنون، فراروي دانشمندان، بگشايد و كمكي بسزا در پيشبرد و پيشرفت دانش بشري، به خصوص در راستاي آموزه­ هاي اسلامي، فراهم آورد؛ و امّا اگر نسخه ­اي به هر دليل ممكن اعمّ از فقدان توانايي لازم يا عدم تبحّر كافي در امر فهرست ­نگاري نسخ خطّي، نداشتن آگاهي از موضوع اثر، ناآشنايي با زبان نسخه، دسترسي نداشتن به منابع و مصادر و خلاصه فقدان هر امري كه يك فهرستنگار در راستاي شناساندن و شناسايي دستنويسي به آن­ ابزارها ناگزير است ـ پديدآورِ اثر يا عنوان دستنوشته اي ناشناخته باقي ماند و يا احياناً اثري به اشتباه معرّفي گردد و مثلاً با عنوان ديگري، يا منتسب به شخص ديگري شناسانده شود و يا اين­كه، برخي و حتّي گاه نيمي! از رساله­ هاي مندرج در مجموعه­ اي، كه حاوي ده­ ها رساله­ ي مهمّ است، از ديدگان فهرست نگار دور ماند و از قلم ساقط شود؛ اين اشتباهات يا كاستي­ها، در انواع پژوهش ها­ و حتّي كتاب­شناسي­هايي كه بعدها بر اساس و ابتناي به اين فهرست­ها به وجود خواهد آمد، به صورت تسلسلي و زنجيروار زمينه­ ي اشتباهات گوناگون و مكرّر را فراهم خواهد آورد. مع الاسف عمق نفوذ اين اشتباهات در منابع گاه چنان گسترده و عميق است، كه به آساني نمي­ توان به سرمنشأ اين اشتباهات دست يافت و آن­ها را اصلاح نمود و حقيقتِ تلخ عدم دسترسي آسان و روان پژوهشگران به اين نسخ هم، با توجّه به مسايلي كه پيش­تر بيان شد، حلّ اين معمّا را، به راستي بسيار صعب و مشكل مي­سازد.
بر ارباب و اهالي تحقيق و پژوهش مبرهن و واضح است كه يكي از مسؤوليّت­هاي بسيار سنگين فهرست­نگاري شناساندن و «توصيف بدون تبعيض» اين آثار است و به اعتراف همه منصفان، به حقيقت جايگاه «نگرش ارزشي» به موضوع نسخه هاي خطّي، مرحله­ ي فهرست نگاري نيست؛ بايد به اين حقيقت اعتراف نمود كه اعمال­ نظره اي كارشناسي و ارزشيابي برخي فهرست­ نگاران در طول تاريخ فهرست­نگاري ـ چه در داخل و چه در خارج كشور ـ نسبت به موضوع يا زبان اين نسخ و به تعبير ديگر «برخورد ارزشي، گزينشي و تبعيض آميز» با اين آثار در معرّفي آن ­ها، به جز موارد استثنايي، مانند كتب ضاله ـ كه البته حتّي معرّفي اجمالي آن­ ها نيز براي مقاصد معيّن تدافعي، در جايگاه خود امري ضروري و اجتناب ناپذير است ـ منجر به اين شده كه امروزه با انبوهي از فهارس دستنويس­ هاي كتابخانه­ ها و مراكز فرهنگي داخل و خارج كشور مواجه گرديم، كه با توجّه به­علل پيش­گفته يا علل گوناگون ديگر، اعتماد پژوهشگران و حتّي فهرستنگاران ساير مجموعه ­ها، علي­رغم استفاده­ محتاطانه از اين فهارس ـ حداقلّ نسبت به فهارس برخي كتابخانه­ ها ـ تا حدودي سلب گرديده و زمينه­ ي نگرش محتاطانه و حتّي گاهي بدبينانه و بي­اعتمادانه­اي را براي دانش ­پژوهان فراهم آورده است. تراژدي غم­انگيزي كه پژوهه­ هاي ارزشمند و تلاش­ ها و محصولات علمي بسياري از بزرگاني را كه با احساس مسؤوليّت يك­عمر رنج كار سترك طاقت فرساي فهرست­نگاري را بر دوش كشيده و غبار از روي اين آثار كهن برگرفته­اند، تحت­الشعاع خود قرار داده است، كه حقيقتاً جفايي است سخت گران و نابخشودني!
بي­اهميّتي يا عدم توجّه به رساله­ هاي خُرد و مختصر، به خصوص در مجموعه ­ها، عربي­گرايي يا فارسي­گرايي افراطي و عدم توجّه دقيق و عميق در شناسايي و شناساندن صحيح نسخه هاي فارسي يا عربي، يا حتّي نگرشي كاملاً تبعيض­آميز مثلاً نسبت به نسخ خطّي تركي و يا برخورد ارزشي و گزينشي با اين آثار در معرّفي و توصيف آن­ها و...، در برخي مراكز فرهنگي داخل يا خارج كشور، تاكنون منشأ نابساماني­هاي فراواني در فهارس نسخه هاي خطّي گرديده است و به حقيقت سؤالاتي كه به نظر مي­رسد بايد پاسخي براي آن­ها يافت، به عنوان مثال اين­كه: چرا در اين مقطع تاريخي كه بايد به جاي سخن گفتن و تدبير و ارائه­ ي راهكارهايي كاربردي و عملي درباره­ ي فهرست­نگاري نوين انبوه ي از نسخه هاي خطّي معرّفي نشده­ ي موجود در مراكز فرهنگي و كتابخانه ­ها، امروز سخن از تدبير در اصلاح و تجديد كار و تصحيح عملكرد پيشينيان و بالمآل بازنگاري فهرست­­ها، بپردازيم؟ مگر آموزه ­هاي ديني و دكترين ما مسلمانان بر كلمات نوراني معصومين همچون: / خداوند بيامرزد آن كس را، بدان گاه كه امري به جاي آورد، به نحو احسن و كامل انجام دهد، استوار نيست؟ چرا زمينه­ هاي اجرايي و عملي اين احاديث شريف را، كه مبتني بر خردگرايي، منطق و عقلانيّت است، بيش­تر در پژوهه­ هاي مغرب زمينيان نظاره­گر باشيم تا ما مسلمانان؟ چرا در اين مرز و بوم امر خطير فهرست­نگاري نسخ خطّي در زمان خود، به نحو مطلوب در قالبي تحليلي، دقيق و كامل صورت نمي­پذيرد، كه پژوهشگران اين آثار را تا حدودي اقناع نمايد؟ چرا برخي مديران معزّز كتابخانه­ ها با قراردادن محدوديّت زماني براي فهرست­نگاران، كيفيّت كار فهرست­نگاري را در مسلخ كميّت، ذبح مي­كنند؟ اين شتاب از چه روست، مگر پيمانه ­ي عمر جهان پر شده است؟ چرا همچنان نظاره­گر انتشار فهرست­هايي ناپخته و سطحي هستيم، كه آيندگان بايد با سير قهقرايي و بازنگاري به تصحيح آثار آنان بپردازند؟ و ده­ ها چراي ديگر كه بيان همه­ ي آن در اين مجال اندك نمي­گنجد و خود، گفتار ديگري مي­طلبد.
نكته­ مهمّ و ضروري كه نگارنده پيش­تر به مناسبت­هاي گوناگون نيز بدان اشاره نموده و تأكيد داشته، «توجّه به نقد علمي و كارشناسانه­ي فهرست­هاي منتشر شده» است، كه در سال­هاي اخير به جهت برخي ملاحظات نابجا و غير موجّه، از سوي منتقدين، بسيار كمرنگ شده و جالب­تر اين­كه موارد اندك نيز بيش­تر به تعريف و تمجيد و معرّفي اجمالي فهارس دستنويس­ها بوده تا نقد علمي دقيق و منصفانه! هر چند كه برخي از منتقدان بر اين باورند كه اولاً هنوز روحيه­ي نقدپذيري در بين اين عزيزان جا نيفتاده است و ثانياً برخي از اين بزرگواران اصولاً خويش را مبرّا از هر گونه نقد مي­دانند و چنانچه نقدي علمي از آثار مذكور صورت گيرد، برنمي­تابند و به جاي پذيرش منطقي اشتباه يا دادن جواب منطقي و معقول به شدّت واكنش منفي نشان مي­دهند؛ ثالثاً در برخي موارد ديده شده كه منتقدان، مورد بي­مهري شديد قرار گرفته و نگارندگان فهرست­هاي ياد شده نيز از اهرم­هايي كه در اختيار دارند، بهره گرفته و منتقدان را در بايكوت همه­جانبه­ي خويش قرار مي­دهند!
نگارنده بر اين باور است كه نقد و ارزيابي عالمانه­ ي فهرست­هاي نسخ خطّي، در واقع هم دل­گرمي پديدآوران آن را سبب است و هم اقبال افزون­ترشان؛ به بيان آشكارتر «نقد آثار» گامي است در جهت تعالي سطح كار علمي فهرست­نگاران و تنقيح و پيراستن آثارشان از كاستي­ها، نه تضعيف و تعيير آثار و شخصيت علمي آنان. چنانكه نقد آثار، عاري از هرگونه «شخصيّت پردازي» باشد، و به تعبير ديگر در عوض پرداختن به نقد شخصيت­ها، صرفاً به نقد علمي آثار با بهره­گيري از لحن و ادبيات خاصّ و محترمانه، همانند روشي كه خواجه نصيرالدين طوسي در نقد علمي شرح الاشارات فخر رازي و يا آثار ديگران بهره جسته است، پرداخته شود، كمتر كسي را مي­توان سراغ گرفت كه از نقد علمي اثر خود، رنجيده خاطر شده باشد؛ و ديگر سو، صحيح نيز به نظر نمي­رسد كه به جهت پاره­اي ملاحظات بي­پايه، نقد عالمانه و منصفانه ­ي فهرست­هاي منتشر شده را ـ كه به حقيقت بركات بسياري در آن نهفته است ـ رها سازيم و از خطاهايي كه همه روزه شاهد تكرار آن هستيم، چشم­پوشي و اغماض كنيم؛ بي­ترديد اهمال و چشم پوشي منتقدان در عدم توجّه به نقد علمي آثار ياد شده (بدون تبعيض)، خيانتي آشكار و نابخشودني براي پژوهشگران نسل آتيِ اين مرز و بوم است، سكوت و نپرداختن به نقد علمي و توجّه نداشتن به آثار ياد شده از سوي كساني كه اهليّت نقد اين آثار را دارند، ليكن بي­احساس مسؤوليّت از كنار آن بدون ­دغدغه گذشته يا مي­گذرند، بي­ترديد در خطاهايي كه نخستين فرد مرتكب شده، سهيمند؛ چرا كه فراوان مشاهده شده، اگر خطاهاي فهرست­نگاري، امروز نقد و تصحيح نشود، اين اشتباهات بعد از گذشت چند سال به كتاب­شناسي­هاي متعدّد حتّي به زبان­هاي ديگر و در پژوهش­هاي زنجيروارِ ديگر در گستره ­ي جهاني راه مي­يابد و زمينه­ ي اشتباهات تسلسلي را نيز فراهم مي­­آورد كــه بي­ترديد برخي از آن­ها در دراز مدّت خسارت­هاي مادّي و معنوي جبران­ناپذيري را به­بار خواهد آورد. به هر تقدير اميد است دوستان و عزيزان، به امر خطير فهرست­نگاري نسخه هاي خطّي ـ كه به حقيقت "مادر پژوهش­ها " لقب گرفته ـ بيش­تر عنايت نموده و اين امر بسيار مهمّ، زيربنايي و بنيادي و محصولات آن را، كه فهارس دستنويس­ها مي­باشند، با احياي سنّت حسنه­ ي "نقد علمي" آن­ها، جدّي بگيرند.
ضرورت بازنگاري مجدّد برخي فهرست­هاي منتشرشده از سوي برخي مراكز فرهنگي در كشورمان ايران پيش­تر از سوي برخي بزرگان پيش­كسوت، بنيادي­ترين وادي و پهنه­ پژوهش و تحقيق، يعني فهرست­نگاري نسخ خطّي، همچون: استاد عبدالحسين حائري در كتابخانه­ مجلس شوراي اسلامي و آقايان رضاپور و اردلان در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي، و ديگر بزرگواران احساس گرديده بود، همانگونه كه استاد حائري با تجديد چاپ محققانه­ ي جلد سوم فهرست كتابخانه­ ي مجلس، آقاي اردلان با تجديد جلد نخست و آقاي رضاپور با بازنگاري جلد پنجم فهرست كتابخانه ي آستان قدس رضوي و ...، اين نهضت را به صورت عملي آغاز نموده و بدان پرداخته­اند؛ حال چقدر بجاست، دست اندركاران آن دسته از مراكز فرهنگي كه فاقد افزايش نسخه، اعمّ از اهدا، خريد يا وقف بوده و تقريباً آمار ثابتي دارند و يا اين­كه تقريباً فهرست­نگاري تمامي نسخ آن­ها به انجام رسيده، مانند: كتابخانه ­هاي ملّي ملك، سپهسالار، وزيري يزد و ...؛ يا داراي فهرستي نامگوي مي­باشند، مـانند: كتابخانه­ هاي مدرسه­ ي مروي، مدرسه­ ي فيضيّه و ...؛ بار ديگر از نو فهرست­نگاري تفصيلي (تحليلي) و شناساندن عميق و دقيق نسخ خود را، با مؤلّفه­ ها و مقتضيّات زمان، حداقلّ با تهيّه­ ي يك فهرست تحليلي موضوعي، در دستور كار خويش قرار داده و افق­هاي جديدتري را در پهنه­ ي پژوهش و تحقيق براي نسل جوان دانشجو، بگسترانند. همچنين در مراكزي مانند: كتابخانه­ هاي آيت­الله العظمي مرعشي نجفي، مجلس ، آستان قدس و ...، كه تعداد نسخه هاي خطّي اين مجموعه­ ها، اعمّ از طريق اهداء، خريد يا وقف، با سرعت چشمگيري در حال افزايش و تزايد است، كه حتّي گاهي آهنگ معرّفي نسخه ها به مراتب كندتر از تعداد نسخه هاي افزوده شده به گنجينه و مخازن اين مجموعه­ هاست! پيشنهاد مي­شود همزمان با به كارگيري و افزودن فهرست­نگاران جديد، از تربيت نيروهاي ­جوان فهرست­نگار نيز غافل نشوند و نيز به تدريج در كنار آن، بايسته و ضرورت انكارناپذير و اجتناب­ناپذير بازنگاري و تجديد نظر در فهرست­هاي منتشرشده ­ي پيشين خود را در دستور كار و سرلوحه­ ي برنامه­ هاي مراكز تحت اختيار خود، قرار دهند.
به نظر مي­رسد با توجّه به گستردگي و وسعت دامنه­ ي استدراكات و اغلاط مادي و معنوي در فهارس نسخه هاي خطّي، دوره­ي استدراك نويسي پراكنده، نسبت به فهارس خطّي منتشر شده، دير زماني است منقضي شده و به سرآمده باشد؛ چرا كه گاه مشاهده گرديده استدراكات آن­قدر گسترده است كه انصافاً تخصيص اكثر لازم مي­آيد! و تصحيح فهارس از سوي دارندگان آن­ فهرست­ها، بر اساس استدراك نامه­هاي عريض و طويل، با توجّه به گسترش و سرعت اطلاع­رساني و انقلاب در جابه­جايي داده ­ها و اطلاعات، حقيقتاً از حـوصله­ ي پروسه­ ي پژوهش­هاي امروزين، عملاً خارج و گزينه ­اي نامتجانس و ناهمگون است؛ از اين رو به نظر مي­رسد يگانه گزينه­ منطقي اين باشد كه همه ­ي استدراكات و تصحيحات فهارس كه طيّ ساليان دراز از سوي پژوهشگران يا خودِ فهرست­نگاران اين مجموعه ­ها بر فهرست­ها اعمال شده، با يك بازنگاري مجدّد، داخل در فهارس جديد نسخه ها نمايند. از دگرسو اصولاً با توجّه به انقلاب و نورآوري­ها در روشها و الگوهاي متعدّد و گوناگون فهرست­نگاري در قالب­ فهرست­هاي تحليلي، توصيفي يا نامگوي و نيز طرح مباحث جديد ـ با تأكيد بر رشته­ ي كتابداري و اطلاع رساني و نوع نگرش خاصّ آن به موضوع نسخه هاي خطّي ـ در نوع نگارش و روش­هاي فهرستنگاري مطرح در آن، ضرورت تدوين و بازنگاري مجدّد اين فهارس، امري بديهي به نظر مي­رسد، ولي تاكنون به صورت جدّي هيچ­يك از نهادهاي دست­اندركار بدان نپرداخته­اند.
نگارنده بر اين باور است كه حقيقتاً نقدِ علمي، مستند و منصفانه­ ي آثار، به هيچ روي تضعيف شخصيت نگارنده­ ي آن نيست، چرا كه فرض بر اين است، كه فهرست­نگار آن دستنويس­ها، تمام تلاش خويش را براي شناساندن و شناسايي نسخه ها، به كار برده، ليكن بيش از اين در حدّ، وسع و توان او نبوده، چرا كه: و راهنمايي و اصلاح اشتباهات ديگران در طول تاريخ هميشه با استقبال و تشويق خود آنان مواجه شده است و بي­ترديد روشي منطقي و پذيرفته شده در جهان امروز پژوهش است؛ به عنوان نمونه، انتشار جلدسوم فهرست نسخه هاي خطّي كتابخانه­ ي مجلس يا بازنويسي و چاپ مجدّد جلدهاي اول و پنجم فهرست نسخ خطّي آستان قدس رضوي، يا نگارش مجدد فهرست­ كتابخانه ­هاي: آستانه­ ي سيّد عبدالعظيم حسني1، مدرسه ­ي فيضيّه قم، مسجد اعظم قم، آيت­الله العظمي گلپايگاني (ره) و ... همراه اصلاحات و استدراكات آن­ها از سوي شخصيّت­هايي چون استاد حائري، آيت­الله استادي، آقاي اردلان، آقاي رضاپور و ديگران، دقيقاً در همين راستا بوده است.
ناگفته پيداست كه همه­ي منتقدان، دانشجويان و دانش­پژوهان جوان در زمينه­ي نسخ خطّي، بايد فقط به بسط دادن بسترهاي جديدتر نسبت به پژوهش­هاي انجام گرفته در علوم گوناگون، بينديشند و پژوهه­هاي گذشتگان را بعد از تنقيح و پيرايش علمي، تصحيح نموده؛ به اصطلاح آن­ها را "به هنگام" سازند، سپس آن­هــا را تكميل نمايند و همچنين نگاه­هايشان را بايد منحصراً به آينده و ايجاد بسترهاي نوين در عرصه­ي تحقيق، دين، فرهنگ، دانش و ادب، معطوف دارند.
نگارنده بر اين باور است كه فهرست­نويسي نسخه هايي مانند: دستنويس­هاي تركي، كه برخي فهرست­نگاران، با اين نوع زبان­ها و لهجه­هاي متعدّد آن مانند: آذري، ازبكي، قرقيزي، تركمني، قزاقي، ايغوري، چغتائي، عثماني و ... آشنايي كافي ندارند، يا فاقد توانايي لازم براي بهره­جويي از منابع و فهارس تركي استانبولي (لاتين) هستند، از اساس امري ناصواب و خطاست و قضيّه به همين ترتيب است در فهرست­نويسي دستنويس­هايي كه به زبان عربي يا فارسي و ساير زبان­ها نگاشته شده، براي فهرست­نگاراني كه به زبان­هاي فارسي يا عربي يا ساير زبان­ها تسلّط كافي ندارند؛ در اين موارد، طريق صواب اين­ است كه آنان، يا اصولاً به فهرست­نگاري چنين آثاري نبايد اقدام نمايند، يا گزينه­ي بهتر و منطقي­تر اين­كه با كساني كه با اين نوع زبان­ها آشنايي كافي دارند، با استفاده از امكاناتي كه فناوري بشر امروز در زمينه­ي ارتباطات، مانند: پست الكترونيكي (ايميل)، دورنگار (فكس)، تلفن و ... در اختيار همگان قرار داده، با محقّقان و فهرست­نگاران ديگر گنجينه­ها و كتابخانه­ها، به رايزني پرداخته و با آنان بي­هيچ نگراني، مشاوره نمايند؛ چون مهمّ، ارائه­ي فهرستي نسبتاً پخته، گويا و نزديك به واقع و نيز عاري از اغلاط و اشتباهات ظاهري و معنوي سطحي در لايه­هاي فوقاني كار است كه گاهي به ادني ملاحظه­اي در فهرست­هاي اين چنيني، اشتباهات و خطاهاي فهرست­نگار آن به سرعت رخ مي­نمايد! وگرنه بر همگان روشن و مبرهن است كه: كتاب بي­عيب و نقص، فقط كلام الهي و قرآن مجيد است و بس! و همچنان­كه پيش­تر بدان اشارت رفت، بحث­هاي علمي عميق­تر نسبت به لايه­هاي زيرين و تحتاني نسخ معرّفي شده در فهارس، هميشه موضوعِ داغِ نسخه­پردازان بوده و امر جديدي نيست! با اقبال بر پيشرفت­ها در امر نگارش و انتشار فهارس جديد دستنويس­هاي كتابخانه­ها، منابع نوين و شناسايي تدريجي نسخ خطّي در ايران و ساير كشورها و نشر داده­هاي آن­ها و گشايش ابواب و افق­هاي نو در عرصه­ي فهرست­نگاري و ... هميشه بوده و هست و خواهد بود و به بيان ديگر حرف نهايي را هرگز نمي­توان در مورد نسخه هاي خطّي معرّفي شده در فهارس، زد و بي­ترديد احتياج به مرور زمان و مستلزم تحقيقات بيش­تر كارشناسي علمي و عملي مبتني بر تجربيّات كتاب­شناسانه و نسخه­شناسانه­ي مصحّحان نسخه­پرداز است و هيچ­كس انتظار انتشار فهرستي بي­غلط و كاملاً بي­نقص را ندارد و نمي­كشد، ليكن انتظار انتشار فهارس معقول و منطقي مطابق با استانداردهاي پذيرفته شده­ي جهاني، صحيح و به­جاست؛ كه به نظر نگارنده­ي سطور مي­توان مهمّ­ترين مشخصّه­ي آن را در: فهرست­نگاري مستند بر اساس مصادر كتاب­شناختي و فهرست­هاي نسخ خطّي و به دگر تعبير فهرست­نگاري با ذكر منبع كتاب­شناختي و مؤيّد نسخه­شناختي، مورد ارزيابي و تدقيق علمي قرار داد؛ براي نمونه: هر نوع فهرستي كه بر اساس منابع و مصادر تقريباً معتبر مانند: الذريعة و كشف الظنون با بهره­گيري از فهارس تحليلي معتبر داخلي، مانند: فهرست كتابخانه­ مـدرسه­ عالي شهيد مطهري (سپهسالار)، تأليف مرحوم ابن يوسف حدائقي، فهرست كتابخانه مركزي دانشگاه تهران (مشكوة)، تأليف مرحوم دانش پژوه، يا فهرست­هاي نسبتاً متقن خارجي، مانند: فهرست كتابخانه دولتي (سلطنتي) برلين، تأليف ويلهلم آلوارت، فهرست كتابخانه موزه بريتانيا، تأليف چارلز ريو و غير آن از فهرست­هاي نگارش يافته، در ذيل اطلاعات هر نسخه منابع مذكور نيز قيد گرديده باشد، در آن صورت اين فهرست قابل قبول و ماندگار و در غير اين صورت، اگر بدون ذكر منبع فهرست شده، يا در كمال استعجال ـ به هر دليل ـ فهرستي نامگوي از آثار مخطوط كتابخانه­اي تهيّه شده باشد، عملاً فهرستي مورد پذيرش جامعه­ ي پژوهشگران اين آثار نيست و حقيقتاً به بازنگاري مجدّد با امعان نظر بيش­تر در همه­ي جنبه­ها و بخش­هاي آن نيازمند است و عقلاً گريزي از پذيرش اين واقعيّت هم نيست، هر چند كه دست­يابي و رسيدن به چنين آرزو و خواسته­اي شايد سال­ها به طول انجامد.
اميد است نوشتار حاضر نقطه­ ي آغازي باشد براي توجّه دادن نهادهاي مسؤول و دخيل در امر خطير فهرست­نگاري نسخه هاي خطّي، كه با ارائه­ي تئوري­ها و راهكارهاي لازم مبتني بر نظريّات كارشناسانه ي متخصّصان امور، زمينه­ ها و بسترهاي حركت به سمت نگارش فهارسي كامل و تحليلي، همانند فهرست كتابخانه دولتي برلين، فراهم سازند.

حسين متـقي

منبع: بساتين

پي‌نوشت‌ها:

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . اين مقاله پيش‌تر در نشريه ميراث شهاب: س11، ش41-42 (پاييز ـ زمستان 1384)، صص 103-111 منتشر شده است و اينک با اندكي تغييرات ويرايشي در اين وبگاه نيز منتشر مي‌گردد.


افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.