تذکره حیات خوشنویسان

ميراث مكتوب - حیات خوشنویسان تنها تذکرۀ منظوم گروهی از خوشنویسان هند و ایرانی، که تاکنون شناخته شده است، از سوی کتابخانه مجلس منتشر شد.

حوزۀ گستردۀ شبه قارۀ هند یکی از مراکز بسیار مهم زبان و ادب فارسی محسوب می شود. رواج فرهنگ ایرانی و زبان فارسی در این سرزمین، سبب گردید که نزدیک به هفتصد سال، جغرافیای کاربرد زبان فارسی و به تبع آن فرهنگ ایران زمین به بزرگترین موقعیتِ خود در طول تاریخ دست پیداکند. در این دوره که از حمله سلطان محمود غزنوی به هندوستان تا زمان تسلّط انگلستان بر شبه قاره، با فراز و فرودهایی ادامه داشت، کتاب های فراوانی در تاریخ، تذکره و ادبیات به زبان فارسی به عنوان زبان دولتی و رسمی تألیف و تدوین شد که برخی از این آثار طی سال های گذشته از سوی پژوهشگران متون در ایران و هندوستان و پاکستان انتشار یافته است. با این حال ارتباطات فرهنگی و هنری میان ایران و شبه قاره از بحث های کلانی است که تاکنون آنگونه که باید و شاید مورد بررسی قرارنگرفته است. از جمله چرایی و چگونگی مهاجرت ده ها عالم، حکیم، عارف و سخنور طراز اول ایرانی و خوشنویسان و نگارگران و صنعت گران و معماران از قزوین و اصفهان و شیراز به دکن، آگرا و دهلی، از نکات بسیار درخور تأمل است.

درهند، زبان دربار فارسی بود و ازامپراتور تا حکمرانان بنگال ودکن و گجرات ومالوا و دیگر، هرکدام شماری شاعران فارسی سرای درباری داشتند و از اکبرشاه تا اورنگزیب، یکی از شاعران برگزیده ی دربار لقب ملک الشعرایی می یافت. در مقابل زبان دربارصفویه ترکی بود و شاهان صفوی به بالندگی زبان ترکی دل بسته بودند. روزگار شاعران فارسی گوی چنان بود که صائب از اصفهان رفت و کلیم از کاشان وسلیم از تهران و طالب از آمل.
همان زمان سلیم درهند سروده بود:

درکشورما حادثه را دست دراز است
شادم که به غربت خبری از وطنم نیست

ازصائب نیزخوانده ایم:

همچو عزم سفرهند که در هردل هست
رقص سودای تو درهیچ سری نیست که نیست

طالب آملی هم هنگام واگذاری ایران این رباعی را سروده بود:

طالب گل این چمن به بستان بگذار
بگذارکه می شوی پشیمان بگذار

هندو نبرد به تحفه کس جانب هند
بخت سیهِ خویش به ایران بگذار

ازده ها بیت ناظم هروی درآرزوی سفر هند نیز این دوبیتی خواندنی است، که بیت دوم آن ضرب المثل شده:

حبذا هند، کعبۀ حاجات
خاصه یاران عافیت جو را

هرکه شد مستطیع فضل وهنر
رفتن هند واجب است اورا

به یاد دارم اول بار از دوست پژوهشگرم آقای دکتر قلیچ خوانی شنیدم که در مقطعی از تاریخ این باور میان اهل علم و ادب ایران رایج بوده است: «هرکه شد مستطیع فضل و هنر/ سفرهند واجب است او را».

به لطف خدا این توفیق نسیب خود ایشان هم شد که چند سالی را در هندوستان باشند و بتوانند دربارۀ بازماندۀ آثار زبان فارسی در نسخه ها و کتیبه ها و اشتراک هنرهای ایران و هند کنجکاوی و جستجو کنند. یکی از یافته های ایشان در آن دوران تذکرۀ حیات خوشنویسان بود که گمان می رود اولین و آخرین تذکرۀ خوشنویسان ایران و هند به نظم فارسی باشد، که به تازگی از سوی ایشان تصحیح و توسط کتابخانه مجلس لباس نشر پوشیده است.

حیات خوشنویسان تنها تذکرۀ منظوم گروهی از خوشنویسان هند و ایرانی است که تاکنون شناخته و توسط خوشنویسی هندی و شیعی مذهب و متعلق به خانواده ای اهل ادب و هنر سروده شده است، و یکی از اسناد ارزشمند ارتباطات فرهنگی هنری ایران و هند به شمار می رود. از آنجا که بخشی از این اثر، منظوم شدۀ تذکرۀ محمد بختاورخان است، مصحّح محترم، متن منثور احوال خطاطان را نیز ضمیمه این کتاب کرده است تا دو مرجع مهم در تاریخ خوشنویسی و خوشنویسان، برای اولین بار در ایران منتشر شود و به دست شیفتگان این هنر برسد.

دکتر حمیدرضا قلیچ خانی که در تصحیح متون ادبی و رسایل خوشنویسی، و پژوهش تاریخ خط ید طولایی داشته و آثار ارزشمندی همچون «فرهنگ اصطلاحات خوشنویسی»، «رسالاتی خوشنویسی و هنرهای وابسته»، «تصحیح یوان نرگسی ابهری»، «تصحیح مرآت الاصطلاح»، و «درآمدی بر خوشنویسی ایرانی» را در کارنامه ی پژوهشی خود دارد، به احیای این تذکره ی منظوم نیز همّت گماشته و «حیات خوشنویسان» را حیاتی دوباره بخشیده است. وی در دیباچه ی این تصحیح در خصوص مؤلف چنین آورده است:
«محمدحسین علوی، از خوشنویسانِ اهلِ ادب هندوستان اثرش را در سال 1277 ق./ 1860 م. منظوم کرده است. هنگامی که انگلستان بر هندوستان چیرگی داشت و شعله ی اشتراکات هند و ایران رو به خاموشی می رفت. بهادرشاه دوم، آخرین پادشاه گورکانی هند (حک: 1857-1837م.)، خوشنویس نیز بود و محمدحسین را ملقّب به «شیرین رقم» ساخت، و خود بعدها معزول و تبعید شد. در چنین زمانی سرودن تذکره ای دربارۀ کاتبان و خوشنویسان هند و ایران - از حضرت آدم تا سال کتابت نسخه در 1305 ق./ 1888 م. - و ثبت آن در تاریخ، بسیار ارزشمند است و در مطالعات تطبیقی هنر دو کشور سودمند.

بنابر اطلاعی که از همین تذکره به دست می آید، شاعری و خوشنویسی در خانوادۀ وی موروثی بوده و پدرش، حسن بن سعید، نیز از فرهیختگان زمان خود بوده که در سرایش شعر عربی و کتابت قرآن مهارت داشته و در طریق درویشی گام می زده است.
محمدحسین که زبان مادری اش به گمان بسیار اردو بوده، این تذکره را به فارسی ساده و روان سروده است و خود اشاره می کند که ادعایی در باب هنر شاعری ندارد. ازین روست که این اثر در ضمن دیدن غباری از زوال زبان فارسی در شبه قارۀ آن روزگار، اطلاعات و نکات بسیاری را دربارۀ خوشنویسان و سلسله های شاگردی و استادی آنها بر ما روشن می سازد. آگاهی از نوع خطوطِ خوشنویسان، تعیین عیار و نقدِ ظریف آنها و القاب و موطنشان و ارتباطشان با مراکز قدرت و امیران و پادشاهان بسیار مفید و کارآمد است و بویژه دربارۀ معاصران مؤلف از منابع دست اول و نادر بشمار می رود».

تنها نسخه مورد استفاده در این تصحیح نسخۀ بسیار سالم و خوانایی است در موزۀ سالارجنگ حیدرآباد به شمارۀ 1434، که به خطِّ نستعلیق خوانا در سال 1305 ق. کتابت شده است. این نسخه بنابر انجامه اش، پاکنویسی است که به نظر سراینده رسیده و اصلاح شده است.

از آنجا که این نسخه مورد تأیید مؤلف قرارگرفته و نسخه ای دیگر هم به دست نیامده، نسخۀ یادشده اساس این تصحیح قرار گرفت. کاتب هم مانند ناظم اثر، زبان مادری اش فارسی نبوده و ازین رو سهوهایی از قلمش به این نسخه راه یافته که چه بسا برای مؤلف نیز قابل تشخیص نبوده است.

بسیاری از اطلاعات این تذکره نیازمند اصلاح و یا افزایش هایی بود که مصحح محترم کوشیده تا این کار در نهایت اختصار در پاورقی ها انعکاس یابد. وی در نگاشتن این شرح و توضیحات، در کنار منابع فارسی و انگلیسی، بیشتر بر منابع و تذکره های فارسی هندوستان (همچون مرآت العالم از بختاورخان و تذکرۀ خوشنویسان از هفت قلمی دهلوی) و نیز تذکره های اردو (مانند صحیفۀ خوشنویسان از احمدشاغل عثمانی) نظر داشته است.
مصحح این تذکره، به دو دلیل بخش احوالِ خطاطان از کتاب «مرآت العالم» بختاورخان (ف. 1096 ق.) را نیز ضمیمه است: نخست این که تاکنون در ایران انتشار نیافته بود و دیگر این که محمدحسین خود یادآوری کرده که بخش عمده ای از «حیات خوشنویسان» را بر مبنای اطلاعات منثور بختاورخان، منظوم ساخته است. احوالِ خطاطان در مرآت العالم پیشتر با نام «تذکرۀ خطاطان» شناخته شده و در نسخۀ خطی مورد استفاده نیز با نام «تذکرۀ خطاطین» معرفی شده است، اما چون بختاورخان، خود این اثر را «احوال خطاطان» نامیده بود، همین نام از سوی مصحح ترجیح داده شد. وی این بخش از کتاب مرآت العالم را بر مبنای دو متن، یکی چاپ لاهور (در 1979 م.) و دومی نسخۀ خطی موزۀ سالارجنگ، با رقم: «کتبه حقیر شیرین رقم» (ش 3/600) تصحیح کرده است.

از ارزنده ترین اقدامات مصحح در احیای این متون ارائه تصاویری از آثار خوشنویسان یادشده برای بهره مندی بیشتر خوانندگان و اهل قلم است. این تصاویر غالباً از اصل آثار تصویربرداری شده و بیشترشان برای نخستین بار منتشر می شود. مصحح در این اقدام ارزنده از انتشار آثار مشهوری که پیشتر بارها به چاپ رسیده اند، خودداری نموده، و مشخّصات دقیق هریک از آثار را نیز در زیرنویس تصاویر آورده است. این کار برای پژوهشگران تاریخ خط خود کارستانی است که تنها از عهده معدودی از افراد بر می آید، و شایسته ی تحسین بسیار است. چرا که توضیحات کلی و بی پشتوانه تذکره را با نمونه هایی ارزشمند مستند نموده و بر قدر و بهای کار بسی افزوده است.

وی همچنین ویژگی های این دو تذکره و بسیاری از جزییات دیگر را در بخش «گزارش کار» به تفصیل معرفی نموده است؛ از جمله روش تصحیح و تعلیقات، ویژگی های سبکی و سهوها، امتیازات اثر، نامگذاری خطوط و سبک ها، و...
همچنین برای استفاده بهتر از این اثر وی نمایه هایی شامل نمایهاشخاص، جای ها، لقب ها، خطاب ها و تخلّص ها، خط ها و اصطلاحات، و کتاب ها ترتیب داده و در انتهای اثر قرار داده است. به عنوان نمونه خط ها و اصطلاحات مذکور در این اثر که در نمایه بسامد و پراکندگی هریک مشخص گردیده عبارتند از: بیاض، تعلیق، تعلیق نویس، توقیع، ثلث، جَلدنویسی، جلی، حبشی، حُسنِ خط، خطایی، خط ناخن، خطِّ عبری، خطِّ کوفی، خطِّ مطبع، خفی، دارالانشاء، دارالخط انشاء، رسمِ نیریز، رقاع، ریحان، سبک نیریزی، سریانی، شفیعه، شکسته، شکسته تعلیق، شکسته نویس، طرز نسخ نیریز، طرز یاقوتی، طلاکاری، طلانویسی، طغرا، عبرانی، عبری، عربی، غربی، کُتّاب، کتابت، کتابداری، کتابه، کشمیری، کوفی، محقّق، مرقّع، معقلی، مغلی، ناخن نویسی، نستعلیق، نستعلیق نویس، نسخ، نسخ نویس، نسخِ یاقوت، نسخِ نیریز، واضع، واضع نستعلیق، وضع نمودن، هفت اقلام، هفت خط، هفت قلم، هندی، و یونانی.

در انتهای کتاب فهرست منابع نیز به تفکیک کتاب های چاپی، نسخه های خطی و مقالات در انتها درج شده است.
در آن سوی کتاب نیز مقدمه ای به زبان انگلیسی برای معرفی این اثر به علاقمندانِ دیگر کشورها فراهم آمده است.
اگر بخواهیم از نقاط ضعف این اثر هم چیزی بنویسیم، تا به معرفی جانبدارانه متهم نشویم، دوسه نکته بیشتر دستمان را نمی گیرد:

یکی ضعف تألیف اصل اثر است که باید گفت نظمی است کم مزه و در مواردی خارج از وزن، با کلی گویی های خاص تذکره ها و محدودیت های متون منظوم از این دست.

عیب دیگر چاپ یک فرم (ص33-48) با کاغذ گلاسه در میانه ی کاغذ معمولی است که ضرورتی نداشت و کار را از یکدستی خارج نموده است.

سوم هم این که اکثر تصاویر پایانی که ارائه ی اصل آن ها به صورت رنگی و با کاغذ گلاسه مایه ی قوت کتاب شده، در مواردی با حاشیه ی سفیدِ بیش از اندازه منتشر شده که می توانست مانند برخی دیگر از تصاویر، حاشیه نداشته باشد، یا با حاشیه حداقلی چاپ شود.

حیات خوشنویسان با قطع وزیری، و به قیمت 250000ریال، در نیمه مهرماه 92 به بازار کتاب عرضه شده است.

احسان‌الله شکراللهی

منبع: بساتين

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید