نجیب مایل هروی

دگرسانی ها در دیوان حافظ

نجیب مایل هروی
میراث مکتوب - اصولاً متون همگانی، که دیوان حافظ یکی از این متون است، دگرسانی ها و دگرگونی هایی دارد که هرچقدر نوسان بیشتری داشته باشد معنایش امتیاز آن متن است. یعنی ما نباید تصور کنیم که دگرگونی های دیوان حافظ ضعف است، بلکه سبب امتیاز متن است.
روش تصحیح دیوان حافظ که ما در این روزگار داریم، در حالی که شاید چند هزار نسخۀ خطی از آن شناسایی شده باشد، با توجه به اشارات و عبارات قرون نهم، دهم و پس از آن دربارۀ حافظ، حکایت از آن دارد که بیشترین دگرگونی ها را در مورد حافظ، ادبیان، شاعران و عارفان در قرن نهم ایجاد کرده اند و هر آنچه دربارۀ حافظ می توانیم قضاوت کنیم در همین قرن است. منتها در این قرن هم قضیه هنوز علمی نشده؛ در یک دهۀ قرن نهم حافظ یک طور مد نظر قرار گرفته و در دهۀ دیگر یک طور دیگر.
حافظ از نسخه ای به نسخه ای دیگر دگرگونی پیدا می کند. وقتی چنین متنی در فرهنگ خود داریم یعنی یکی از شاهکارهای مسلم جهان در دست ماست. وقتی چنین شاهکار جهانی داریم باید برای تصحیح و تحقیق آن متن امکانات جهانی بگذاریم. یعنی چندین هزار نسخۀ خطی از حافظ داریم که در کتابخانه ها موجود است - از قرن هشتم تا قرن چهاردهم؛ ولیکن تنها کاری که فعلاً انجام گرفته عبارت است از حافظ علامه قزوینی، حافظ مرحوم دکتر خانلری و حافظ استاد سایه، و این سه چاپ نقطۀ عطف در تصحیح دیوان حافظ بوده است به علاوۀ نسخه ای که دکتر نیساری عرضه کرده است. البته دکتر نیساری مانند دیگران به سوی التقاط روی آورده و در همان پنجاه نسخه هم که زحمت کشیده اند ارزشمند است، ولی نمی توانیم بگوییم یک حافظ قرن نهم دیگر داریم. به خاستگاه حافظ و به خاستگاه شاهنامه اصلاً نرسیده ایم. تمام قصص و افسانه های پیرامون شاهنامه در مورد هجویه و مدیحۀ سلطان محمود غزنوی و دیگر مباحث، به هیچ روی با شناختی که از تاریخ عصر فردوسی داریم و زمینه ای که متون عصر غزنوی ارائه می دهد سازگار نیست.
ما در متون، طبق قواعد پذیرفته شدۀ تصحیح متن باید به آنچه مؤلف پدید آورده است برسیم. در مورد فردی مثل حافظ تقریبا همگان در این موضع متفق القول اند که خودش اشعارش را تغییر می داده و بخشی از دگرگونی ها، دگرگونی هایی است که حافظ خود ایجاد کرده است. در مورد متنی مثل حافظ باید مخاطب را دید. برای مثال کار سایه و دکتر شفیعی به عنوان حافظ استاندارد معرفی شده است. یا مثلاً قزوینی در مقدمه می گوید که باید نسخه بدل ارائه شود و داوری یک فرد ملاک نباشد ولی خودش نسخه بدل ارائه نمی دهد. در کاری مثل حافظ هرکسی کاری انجام دهد به عنوان کار استاندارد پذیرفته نمی شود. باید شاه نسخه ای برای پژوهشگران تهیه کرد. برای این کار باید دو گونه تحریر دربارۀ این متون در نظر گرفت. یک تحریر جامعِ نُسخ باشد که نمونۀ آن حافظ فریدون میرزا است و یک تحریر هم به عنوان استاندارد پذیرفته شود که چاپ مرحوم قزوینی از این لحاظ شایسته ترین است.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.