به یاد محقق و استاد گرانقدر سید عبدالعزیز طباطبائی

میراث مکتوب - محقق طباطبایی عالم بود ولی اشرافیت علمی نداشت. دیدار با او نیاز به تشریفات نداشت همیشه در دسترس پژوهشگران بود و پاسخگوی پرسش‌ها و مشکلات آنان سماحت علمی داشت و در ارائه اطلاعات و یافته‌های علمی خود ضنّت نمی‌ورزید خدای متعال در شأن رسول اکرم (ص) می‌فرماید و ما هو علی الغیب بضنین.

همۀ دوستان استاد بر این باورند که وجود نازنینش همانند نام گرامی‌اش عزیز بود دوست داشتنی و کم‌نظیر و به فرموده مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی: العزیز الروحی به جمیع ما له من المعنی. در این فرصت کوتاه کدامیک از ویژگی‌های درخشان علمی یا محاسن بارز اخلاقی‌شان را باز گویم. از حافظۀ قوی او بگویم که ذهنش کامپیوتری خدادادی بود یا از وسعت اطلاعات او در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی که به حق گنجینه‌ای بود که در هر گوشه‌ای منابع تاریخ علم را در برداشت، تجربۀ کاری طولانی‌اش در مراجعه به مخطوطات اسلامی و بررسی منابع نادر و نایاب او در جایگاهی قرار می‌داد که به حق می‌توان گفت مرجع تحقیق و استاد المحققین بود، ارتباطات گسترده‌ای با اهل فن در زمینه‌های مختلف فهرستنگاری و کتابشناسی تحقیق و تصحیح متون و حتی چاپ و نشر کتاب کم نظیر بود. همه شاهد بودیم که منزل استاد دائماً محل رفت و آمد کسانی بود که با تحقیق و کتاب سرو کار دارند از پژوهشگران تا صاحبان مکتبات و مؤسسات پژوهشی و تا ناشران و مؤسسات انتشاراتی که همزمان گروهی با امید و تقاضایی وارد منزل می‌شدند و گروهی دیگر با دست پر و یافتن گمشدة خود از منزل خارج می‌شدند. مرجع عالی‌قدر مرحوم آیت الله سیدمحمدعلی ابطحی که خود از نوادر روزگار بود در مراسم تشییع محقق طباطبایی با صدای بلند می‌گریست و می‌فرمود مرگ سیدطباطبایی برای حوزه‌های علمیه ضایعه بود. در قم تا آقا عزیز زنده بود اهل تحقیق می‌دانستند در زیر آسمان شهری زندگی می‌کنند که در هر بعدی از ابعاد مختلف مسائل اسلامی مشغول تحقیق باشند و در هر موردی با مشکلی مواجه شوند استاد راهنمایی در این شهر در گوشه خانه‌اش نشسته که در هر لحظه از لحظات شبانه ‌روز مهیاست تا مشکل آنان را بدون هیچ منتی با یک تلفن حل کند.

محقق طباطبایی عالم بود ولی اشرافیت علمی نداشت. دیدار با او نیاز به تشریفات نداشت همیشه در دسترس پژوهشگران بود و پاسخگوی پرسش‌ها و مشکلات آنان سماحت علمی داشت و در ارائه اطلاعات و یافته‌های علمی خود ضنّت نمی‌ورزید خدای متعال در شأن رسول اکرم (ص) می‌فرماید و ما هو علی الغیب بضنین. کلید منزلش را به اهل تحقیق می‌داد تا هروقت اراده کنند از کتابخانه‌اش استفاده کنند وقتی یکی از دوستانش از او خواست کاغذی بر درب خانه بنویسد و ساعتی را برای ملاقات تعیین کند فرمود: من نمی‌توانم در خانه‌ام را به روی محققان ببندم.

استاد دلسوز و مهربان و مربی نکته‌دان و از خود گذشته‌ای که از ناسپاسی برخی تنگ‌نظران و تشکر نکردن و نامی از ایشان در مقدمه کتاب‌هایشان که در مراحل تحقیق آن از مشورت‌های بی‌دریغ استاد بهره برده بودند، موجب نمی‌شد استاد روشن خود را تغییر دهد. در شرایطی که مرکز احیای میراث اسلامی نبود تا منابع را آسان و ارزان در اختیار محققان قرار دهد و کتابخانه‌ها همچون وضعیت امروز کتابخانة مجلس نبودند و دستیابی به منابع نادر به خصوص مخطوطات نفیس و منحصر به فرد دشوار و گاهی محال می‌نمود، محقق طباطبایی شفیع و واسطة پژوهشگران می‌شد برای دستیابی به منابع آنچه برایش مهم بود نشر آثار علمای امامیه و معارف عترت طاهره علیهم السلام بود و بس. تخصصش در امر کتابشناسی و تراجم و رجال را در راه اعتلای مذهب به کار می‌گرفت. غالب آثار مکتوب و گفتگوهای علمی سیدطباطبایی حول محور یک هدف دور می‌زد و آن احیاء امر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده به کاری همت می‌گماشت که با مدرسۀ اهل بیت علیهم السلام ارتباطی داشت در عقیده و ادب و فرهنگ در اثبات عقاید حقّه حضرات معصومین (ع) یا در دفع دشمنی‌های معاندین ایشان و این هدف را نصب العین خود قرار داده بود. هرکه در آثارش نظر کند می‌بیند چقدر در کارش زحمت می‌کشید و به فرموده خودش تا به مطلبی اطمینان پیدا نمی‌کرد آن را به قلم نمی‌آورد. نثری محکم، دلنشین و پاکیزه و متین داشت لذا اگر تحقیقات رایج در آثار دیگران به راحتی قابل نقد و تحشیه باشد، نوشته‌های استاد طباطبایی به آسانی قابل ان قلت کردن نیست چون آن جناب توجه خاصی به عمیق و دقیق بودن تحقیقات داشت اعتراف می‌کنم فهرستنگاری، کتاب‌شناسی و منبع‌شناسی ابزار کار یک عالم و پژوهشگر است، پس در درجة نخست لازم است یک محقق در یک یا چند رشته علمی تخصص داشته باشد و صاحب نظر باشد تا بتواند کتاب‌های مربوط به آن موضوع را عالمانه ارزیابی نماید. فهرستنگارانی که فاضل و درس خوانده بودند دقیق‌تر و موفق‌تر از دیگران عمل کرده‌اند و فهرستنگاری را از سطح نوشتن لیستی کم محتوا برای کتب موجود در کتابخانه‌ای ارتقاء دادند و گام فهارس‌شان دایره المعارفی است مشمول از اطلاعات بکر و ارزنده استاد محقق ما از نتیجه مجاهدات و کوشش‌های علمی خود سرمایه‌ای مادی می‌اندوخت میراثش کتابخانه‌ای بود که هنوز هم در نبود استاد، دست‌های بخشنده‌اش را در خاطره دوستانش زنده می‌کند. با شور و اشتیاق و با انگیزه‌ای قوی و الهی کتابخانه‌های عالم را در جستجوی فضایل اهل بیت علیهم السلام در نوردید دفتر خاطرات سید طباطبایی چیزی نیست جز یادداشت‌های علمی و بهره‌های پژوهشی که از لابلای کتب خطی بدست می‌آورد فکر و ذکر و گفتگوهایش در نشست و برخواست‌های دوستانه پیرامون میراث شیعه بود نقش محوری استاد در آفرینش و تکمیل دو اثر جاودان در فرهنگ شیعه یعنی الغدیر و الذریعه حیات او را ادامة حیات دو استاد برجسته‌اش اسطوره‌های پژوهش‌های شیعی شده بود. مرحوم علامه امینی و علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی قرارداد و چهرة دلنشین‌اش یادآور چهره‌های تابناک علمای بزرگ شیعه بود.

آنچه از او به چاپ رسیده اندکی از تحقیقات بسیار اوست چون بیشتر وقت و توان خود را در تربیت محققان صرف می‌کرد و کمتر موفق می‌شد آثار خود را بازبینی نهایی کرده و آمادة چاپ نماید لذا باید گفت رفت و با رفتن زود هنگامش، آگاهی‌ها و تجربه‌ها و اندوخته‌های بسیاری را با خود برد. مقام ثبوتش بسی برتر از مقام اثباتش بود لذا کم سخن می‌گفت ولی سخنانش گزیده و مفید بود.

«سعد یا چو تو کجا نادره گفتاری هست یا چو شیرین گقت نخل شکر باری هست»

با یادداشت‌ها و اطلاعاتی که فراهم آورده بود می‌توانست الغدیری جدید و الذریعه‌ای دیگر به جامعۀ علمی عرضه کند ولی در این کار تعجیلی نداشت مبادا شاهکار اساتیدش در دفاع از مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) و کتاب‌شناسی اسلامی در سایه قرار گیرد.

اهل مبالغه و اغراق گویی نبود ولی حرمت اساتید خود را نگه می‌داشت و مواضع تأمّل و اشتباه در نگاشته‌های آنان را برجسته نمی‌کرد.

تصدیق می‌فرمایید فضایل استاد و ابعاد علمی و اخلاقی آن جناب بیش از آن است که در این وقت کوتاه حق آن ادا شود.

ابوالفضل حافظیان

منبع: میراث شهاب

...................................................

نظر کاربر: هروی کرمانشاهی
شنبه 25 آبان 1392 - 13:39
خدایش بیامرزاد. بسیار خوش مشرب و وسیع المشرب و دست و دل باز بود. مثل آقابزرگ تهرانی کتابخانه اش در خیابان سمیه قم به روی همه باز بود و به راحتی نسخه های نفیس را امنت می داد و فقط می فرمود روی کاغذ دیوار بنویسید تا بدانیم پیش کیست ئو حتی مواردی روی داد که کتاب ها برنگشت ولی وی شیوه اشر ا تغییر نداد.راستی ضمن تشکر از نوشتار خوندنی فوق جسارتا عرض می کنم عبارت "ولی اشرافیت علمی نداشت." یک مقدار می تواند غلط انداز باشد. فرضش را بکنید الف اشرافیت را با فتحه بخوانیم و یا با کسره، معنا چقدر فرق می کند؟ یعنی اینکه شاید بهتر بود علامت فتحه روی الف اشرافیت در متن گذاشته شود. یا علی

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید