دستينه ای ناشناخته از سنت تصوف خراسان از اوائل سده ششم قمری

ميراث مكتوب - در سالهای اخير روند مطالعه و بررسی دستينه های صوفيانه کهن خراسانيان و نيز کشف و انتشار آثاری جديد در اين سنت شدت گرفته و شناخت ما از تصوف خراسان و فروع آن بسی بهبودی يافته است. در ايران و نيز در خارج ايران در همين ده سال اخير چندين کتاب مهم در اين رابطه منتشر شد که از مهمترين آنها بايد به تهذيب الأسرار ابو سعد خرگوشي اشاره داشت( همچنين متن هايی با عناوين علم التصوف؛ البياض والسواد سيرجاني؛ سلوة العارفين ابو خلف الطبري و خلاصه ای از آن با عنوان خلوة العاکفين). در همين سنت کتابهای لمع ابو نصر سراج و تعرف کلاباذي و رساله قشيري و کشف المحجوب هجويري و تا اندازه ای اداب الملوک منسوب به ابو منصور اصفهاني پيشتر مورد عنايت محققان بود و البته در اين ميان رساله قشيري دستنامه ای بوده است معيار برای تصوف خراسان برای سده های پس از خود که خلاصه ای است از تعاليم و آداب و احوال صوفيان آنجا و يا تعاليم مراجع مورد قبول تصوف خراسانی. رساله قشيري می دانيم که همواره مورد عنايت اهالی تصوف تا به امروز بوده و شرح ها و روايتها و ترجمه ها و گزيده هايی از آن فراهم آمده است (برای اين مطلب، نک: مقاله ای مشترک از حسن انصاری و زابينه اشميتکه درباره روايتی تازه از رساله قشيري؛ در دست چاپ). تهذيب الأسرار ابو سعد خرگوشي هم گرچه هيچگاه شهرت رساله قشيري را نيافت اما می دانيم همواره از مراجع کتابهای صوفيانه بوده و به ويژه دستنامه های صوفيانه از آن بهره های زيادی می برده اند. او و ابو عبد الرحمان سلمي هر دو در جمع و التقاط اقوال و آراء و احوال تصوف سنت خراسان و فروع متمايز خراسانی و آنچه در تعامل با مکتب بغداد به تدريج از ميان سنتهای خراسانی تصوف و يا مکاتب نزديک بدان از ميان ملامتيان و اهل "حکمت" خراسانی فراهم آمد سهم مهم داشتند و آثارشان منابعی بود برای نوشته های بعدی که در جمع روايات و گفتارها و احوال صوفيان همت ورزيدند (در اين رابطه به نوشته های دکتر پورجوادی در رابطه با فروع متمايز تصوف خراسانی مراجعه می توان کرد. برای خرگوشي، نيز نک: مقاله مشترک من و زابينه اشميتکه در آرابيکا). ابو عبد الرحمان سلمي در اين ميان به ويژه سعی وافری در گردآوری احاديث و روايات و سنن نبوی در جهت تبيين و توجيه آداب و احوال صوفيانه داشت و بنابراين احاديث زيادی را در آثارش که عمدتاً رساله های کوتاهی در موضوعات صوفيانه بود گردآورد. بعداً اين رساله ها و موضوعات مطرح در آن در دستينه های صوفيانه مورد استفاده قرار گرفت و عناوين آن رساله ها خود عناوين فصول اين دستينه ها شد. او خود به طبقات صوفيان نيز پرداخت و در دستينه های بعدی معمولاً فصلی نيز برای بيان طبقات صوفيان اختصاص می يافت. احاديث و روايات و حتی اقوال منسوب به بزرگان تصوف در طول سده پنجم و بعد از آن دستمايه ای برای تدوين کتابهايی از سوی محدثانی بود که به مکتب خراسانی تصوف دلبستگی داشتند. نمونه برجسته اين مورد اخير محدث و فقيه معروف خراسان، ابو بکر بيهقي است که در شعب الإيمان و الزهد الکبير خود به اين دست روايات توجه داشت و کتابهايش از نقل های گسترده از مشايخ تصوف و روايات آنان آکنده است. اين البته در مورد تعدادی ديگر از آثار تأليفی درباره "زهد" که مفهومی مرتبط با تصوف اما نه همواره هماهنگ با آن است (چرا که گاه "اصحاب زهد" در مقابل "اصحاب تصوف" معنی می داد) صدق می کند. همينک روشن است که تصوف تنها يکی از چند مکتبی بوده است در خراسان که به انواعی از تعاليم زهد گرايانه توجه نشان می داده است. بعدها البته صوفيان به انواع ديگر اين سنتها و مکتبها از ميان زهد گرايان کرامی مذهب و يا سنن ملامتيه و نيز سنن اهل "حکمت" و نيز گرايشات ويژه تصوف بغدادی همه و همه توجه نشان دادند و آموزه های همه اين گروهها در تصوف متأخرتر خراسانيان و ادبيات آنان تلفيق شد و در اين ميان آنچه آن را مکتب "تصوف شعر فارسی" می خوانند از همه اين سنتها بهره گرفت و حکايات همه اين گروهها را در شعر خود نقل می کرد و اين دست تعاليم را نمايندگی می کرد. مذهب اشعري/ شافعي به هر حال در گسترش تصوف خراسان نقش بی بديل داشته است؛ گو اينکه حنبليان نيز آداب و سنتهای خاص خود در زهد گرايی را از عصر احمد بن حنبل دنبال می کردند و ادبيات زهد نويسی خود را داشتند که در جای خود قابل مطالعه است. البته شماری از حنبليان و اصحاب حديث مخالف با سنيان اشعري و اهل "نظر" در سده های چهارم و پنجم نيز به سنت های تصوف تمايل نشان می دادند و از آنان تأثير می پذيرفتند (نمونه های ابو منصور اصفهاني و ابو اسماعيل انصاري). به هر حال در دستينه های صوفيانه اواخر سده پنجم و بعد از آن همه اين سنتها را می توان معاينه پی گرفت.
از ميان متونی که در اين سنت دستنامه نويسی صوفيانه می توان نام برد و آن را به لطف استاد علامه پروفسور حسين مدرسی طباطبايي در پرينستون يافتم و چند روزی عکسی از نسخه خطی آن در اختيارم قرار گرفت کتابی است به نام ريحان الحقائق وبستان الدقائق از نويسنده ای ناشناخته به نام ابو بکر محمد بن موسی بن الفرج الدربندي از دانشيان اهل تصوف در اواخر سده پنجم و اوائل سده ششم قمری و منسوب به باب الأبواب/ دربند (همينک در داغستان- قفقاز) که شرح احوالش جايی تا آنجا که من تتبعی نه چندان کامل کرده ام نقل نشده است. اين کتاب که نسخه آن در اصل در يک کتابخانه خصوصی در داغستان بوده است، بعداً به انستيتوی تاريخ، باستانشناسی و قوم شناسی داغستان منتقل شده و تاکنون نيز دست کم يک مقاله، خيلی سال پيش و نيز يک کتاب اخيراً (سال 2003 ميلادی) به زبان روسی درباره اش نوشته و منتشر شده است. خلاصه مقاله روسی ياد شده را برای نخستين بار در زبان فارسی شادروان استاد محمد تقي دانش پژوه در نشريه نسخه های خطی دانشگاه تهران (دفتر دهم، ص 368 به بعد)، به چاپ رساند. مرحوم دانش پژوه اين نسخه را نزد مالک قبلی آن در سفری به داغستان ديده بود اما ظاهراً همه آنچه را که در آن يادداشت در نشريه دانشگاه عرضه می کند بر اساس مقاله روسی پيشگفته است که مالک آن نسخه، آقای محمد سيد سعیدوف منتشر کرده بوده است و خود فرصت بازبينی دقيق نسخه را نداشته است. اين نسخه منحصر به فرد تاکنون به چاپ نرسيده و تنها اعلام شده که در دست تصحيح است. به هر حال با وجود انتشار اين پژوهشها، تاکنون اهميت اين کتاب در زمينه مطالعه سرچشمه های آداب و احوال و انديشه های صوفيانه از سوی متخصصان اين فنّ مورد توجه قرار نگرفته است؛ به ويژه از نقطه نظر تاريخ تصوف در باب الأبواب/ دربند و ارتباط سنت صوفيانه آن با ديگر مکتبها و سنتهای صوفيانه. اين کتاب البته از نقطه نظر ادبيات حديثی و آشنايی با طبقات رجال حديث و اسانيد و نيز آشنايی با احوال اجتماعی و مذهبی دربند و سنتهای پيوسته با آن نيز کمال اهميت را دارد و از آن فوائد بسيار تاريخی قابل برداشت است. نويسنده اين سطور، کتاب منتشر شده در سال 2003 را تاکنون نديده و صلاحيت داوری درباره آن را ندارد؛ اما از برخی مشخصات آن که بر صفحات مجازی ديده ام چنين پيداست که کتاب بيشتر پيرامون تحقيق درباره مسائل تاريخی و فرهنگی داغستان و شهر دربند/ باب الأبواب است و البته با تکيه بر متن نسخه خطی اين اثر. استاد دانشمند پروفسور مدرسی که اهميت کتاب را از نقطه نظر تاريخ تصوف و نيز از نقطه نظر ديگر فوائد تاريخی و حديثی و روايي مورد تأکيد داشتند به لطف عکسی از نسخه را در اختيار نويسنده اين سطور قرار دادند و از من خواستند تا نوشته ای در معرفی اين کتاب قلمی کنم. مطالعه گسترده اين متن ارزشمند نيازمند صرف وقت بيشتر و مطالعه دقيق سطر به سطر کتاب است و مقايسه دقيق آن با ديگر متون صوفيانه و دستينه هايی که در اختيار است؛ اما آنچه اينجا ملاحظه می کنيد حاصل مطالعات دو سه هفته اخير است درباره هويت نويسنده و اهميت اثرش و نيز چند نکته ای درباره استادان او و همچنين ديگر آثارش. کما اينکه خواهد آمد در اين کتاب نويسنده همه جا تحت تأثير رساله قشيري است و اينکه تا چه اندازه عين مطالب او را حتی آنجا که به نامش به عنوان منبع اشاره نمی کند عرضه کرده، تنها زمانی دانسته است که محتويات بخشهای مشابه را با اثر قشيري مقايسه کنيم. علاوه بر آن او جا به جا چنانکه خواهيم ديد، از ابو سعد خرگوشي ياد می کند و از او نقلهايی را می آورد؛ و گاه با تصريح به کتابش تهذيب الأسرار. گويا همه نقلها از همين کتاب باشد که گفتيم خود دستينه ای مشابه در ارائه معارف و آداب و سنن صوفيان بوده است. به هر حال احتمال دارد که او از ديگر آثار ابو سعد خرگوشي و نيز آثار قشيري هم بهره گرفته باشد.
از مشخصات نسخه اينجا سخن زيادی نمی گوييم و خواننده را ارجاع می دهيم به يادداشت مرحوم دانش پژوه در نشريه نسخه های خطی. نسخه جز يک افتادگی در اواسط آن، تقريباً کامل است؛ گرچه صفحاتی از آن دچار آسيبهايی شده و به هر حال گاه امر تصحيح نسخه را با مشکل روبرو می کند(کتاب در صفحه 492 پایان می گيرد؛ نسخه صفحه شمار است و نه برگ شمار). تاريخ نسخه در پايان آن، سال 743 ق است؛ اما نام و هويت کاتب معلوم نيست. فوائدی تاريخی در آغاز و انجام و گاه اوراق ميانی نسخه ديده می شود و از جمله بر روی برگ اول يک گواهی تولد در سال 991 ق خوانده می شود. نام کتاب و نام نويسنده بر روی نسخه به خط کهنه چنين نقش بسته: "کتاب ريحان الحقائق وبستان الدقائق لأبي بکر محمد بن موسی بن الفرج الدربندي تغمّده الله بغفرانه وکان من أهل السنة والجماعة فرحمه الله آمين". اشعار ومطالبی فارسی هم بر روی همين برگ نيز ديده می شود. در آغاز نسخه فهرست عناوين ابواب آمده است: "فهرست يشتمل علی فصول أبواب هذا الکتاب وأبوابه حسب حروف الهجاء ويشتمل علی ثمانية وعشرون حرفا..."
همانطور که می بينيم تفاوت عمده اين کتاب با ديگر دستنامه هايی که از تصوف آن دوران داريم اين است که نويسنده همه مباحث و مطالب مرتبط با تصوف و آداب صوفيان و آراء و انظار و احوال و مقامات آنان را در ذيل حروف الفباء دسته بندی کرده بدين صورت که هر حرفی بابی را تشکيل می دهد و در هر بابی ضمن فصول مختلف همه مفاهيم و يا اصطلاحاتی را که با آن حرف آغاز می شوند دسته بندی شده و درباره آن به تفصيل بحث شده است.

برای مطالعه متن کامل این مقاله بر روی این لینک کلیک کنید.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.