عارف نوشاهی

نامه پاکستان - ۴

عارف نوشاهی
میراث مکتوب - ۱۷. رسالۀ جلد سازی
در هنر کتاب آرایی و کتاب سازی و فنون وابستۀ آن مؤلفان شبه قاره آثاری پدید آورده اند که تاکنون در نوع خود منحصربه فرد به شمار می آیند _ از جمله کنزالاکتساب، سرودۀ رحمتی (چاپ: به کوشش عارف نوشاهی، با همکاری اقصی ازور، ضمیمۀ ۱، نامۀ بهارستان، تهران: ۱۳۸۷ش) که یگانه اثر به دست آمده در فن مُهرکنی و مُهرسازی و هنرهای وابستۀ آن است. رسالۀ جلدسازی سرودۀ سید یوسف حسین هندی نیز ازین گونه رسائلی است که در توصیف فن صحافی تألیف گردیده و تا کنون اثری دیگر در این موضوع سراغ نداریم. شاید به دلیل ندرت موضوع، محققانی نظیر مرحوم ایرج افشار و آقای نجیب مایل هروی مکرر به چاپ آن پرداخته اند و یک بار این رساله با مقدمۀ محمدحسین الحسینی الجلالی، در شیگاگو (۱۴۲۰ق) نیز نشر شده است. تازه ترین چاپ آن با مقدمۀ ایرج افشار و به تصحیح علی صفری آق قلعه (انتشارات مرکز پژوهشی میراث مکتوب، تهران: ۱۳۹۰ش) است که بسیار شکیل و ظریف عرضه شده است؛ مخصوصاً به مناسبت موضوع رساله، ناشر در صحافی آن خوش سلیقگی به خرج داده و جلد سلیفون آن جلد کهن چرمی مینماید. دوست فاضلم آقای صفری آق قلعه در تهیه و تصحیح متن و تعلیقات نویسی وسواس و دقت خاص خود را نشان داده است. ازین رو چاپ حاضر را می توان در میان دیگر چاپ ها، چاپ برتر قرار داد.
چون هر دو نسخۀ خطی رسالۀ جلد سازی که در دست مصحّح بوده، مغلوط است، هنوز برخی از ضبط ها به صواب نزدیک نیستند و این موضوع را مصحّح محترم در جای جای نسخه بدلها و تعلیقات اشاره کرده است.
در سفری که در آذر ماه ۱۳۹۰ش به تهران داشتم، آقای صفری نسخه ای از چاپ خود به بنده لطف کردند که چند شب در تنهایی مهمانسرای فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ولنجک، مونس و جلیس من بوده است. درحین مطالعه به نکاتی برخوردم که اشاره به آنها شاید برای مصحّح فاضل در چاپ آتی مفید باشد.
الف. مقدمه
صفحۀ پانزده: دکتر سید وحید اشرف کچهچوی...؛ ضبط کچهچوی نادرست و کچهوچهوی درست است؛ منسوب به کهچوچهه در هند.
استاد افشار احتمال داده که سراینده دارای گرایشهای شیعی بوده است ولی به نظر من سراینده سنّی مذهب اما از محبّان حضرت علی (ع) و خاندان او بوده است و این محبت جزو ایمان هر سنّی مذهب است. آوردن نام عثمان بن عفان با لقب «ذی النورین» (بیت۲۲)، گفتن «رضی الله عنهم» (بیت ۷۲) برای حضرات عثمان و علی و ذکر کتب حدیث اهل سنت (بیت۸۰۰ و ۸۱۱) قراینی بر تسنن اوست.
نه در مقدمۀ استاد افشار و نه در مقدمۀ مصحّح، روزگار مؤلف یا تألیف رساله مشخص نشده است. از زبان اشعار و سبک منظومه یقین دارم که این منظومه در اوایل قرن ۱۳ هجری سروده شده است.
ب. متن
بیت ۴۹:
هم ایشان گفتم: اینجا یک کسی هست
بکن تعلیم ازو کین فن بسی هست
شاید «هم ایشان گفت» درست تر است. قافیۀ هر دو مصراع «هست» ضبط شده است. نسخۀ م «نیست» دارد و به نظر من همین درست است. اگر به سیاق اتفاقی توجه شود که مؤلف بیان کرده است، دراینجا محل «نیست» است که آن درویش به مؤلف گفت که آیا درین شهر یک نفر هم نیست که ازو تعلیم جلد سازی بگیری که دیگر این فن باقی نمانده است.
بیت ۵۹:
به نظم آرم کنون این نثر ابتر... الخ
ازین مصراع چنین مستفاد می شود که مضمون این رساله پیشتر به نثر بوده و مؤلف به نظم آورده است. مصحّح به این نکته توجه نکرده است.
بیت ۳۲۸:
«پورۀ کاغذ» و عنوان ماقبل بیت ۳۶۷ «پورۀ مقوا»
در هر دو مورد ضبط «بوره» مطابق تلفظ محلی درستتر است. بوره به معنی براده است.
بیت ۵۹۸:
ضبط «کنیر» که مصحّح اختیار کرده، درست است. کَنِیْر نام درختی است.
بیت ۶۶۵: کستبی
بیت ۷۵۳: کسبنی
شاید هر دو کلمه یکی است اما فعلاً معلوم نشد که کدام یکی ازین ضبط ها درست است و به چه مفهوم است.
بیت ۶۹۹:
منی؟ شاگردِ شاگردان مسکین
ضبط درست: منِ شاگرد شاگردان مسکین
بیت ۷۱۱:
مصحح «السی» را با علامت سؤال ضبط کرده است. ضبط اَلْسِی درست است. السی نوعی از حبوبات است.
بیت۷۹۸: به نظرم ضبط «دانش» اصّح است.
بیت ۸۰۰:
به دست آیند چون مشکات و مصحف
نمی دانی مجلد اکثرش حرف
اگرچه در نسخه ها «نمیدانی» بوده، ولی آیا در اینجا «نمیداند» صوابتر نیست؟ یعنی اگرچه صحاف مصحف (قرآن) و کتاب مشکوة [المصابیح] را صحافی میکند اما از حروف (مضمون) آن بی خبر است و به همین قیاس در بیت ۸۰۱ به جای ندانی، نداند و در بیت ۸۰۲ به جای ستانی، ستاند درستتر باشد و دراینجا مخاطب «دل» (دلا در پوست ماندی بهر تقلید، بیت ۷۹۶) نیست بلکه مجلّد است.
ج. تعلیقات
ص ۷۳ در توضیح بیت ۵۱۰ :
مقوا بُر دگر می ساز حاصل
قوی هیکل به عرض و طول چون صِلّ
مصحح «صِلّ: مار باریک» نوشته است. به نظرم این توضیح با متن جور در می آید. مار باریک چگونه قوی هیکل با عرض و طول میتواند باشد؟ و آنگهی مار عرض ندارد! شاید منظور از «صل» سنگ تختۀ کلان است که به هندی آن را سل میگویند (فرهنگ آصفیه).
ضمناً اگر صلّ نوعی مار است، ضبط آن در نمایۀ جانوران از قلم افتاده است.
ص۷۴: سیندور، نوعی رنگ زرد است، همین کلمه را مصحح محترم در ص ۷۵ «سیندر» ضبط کرده که درست نیست.
ص ۷۵: ضبط «ریتهه» به تلفظ محلی شبه قاره صواب تر و دقیق تر است.
ص۷۶: لود و لوک به زبان هندی لوده نام گیاهی است که برای رنگ کردن استفاده می شود (فرهنگ آصفی) پس ضبط لودیا لوده مرجح است.
ص۸۰: تولچه، همان توله است که در ص ۶۲ توضیح داده شده است.
د. نمایه ها
ص ۹۸، در نمایۀ اندازه ها (معیارها) مترادف «سیر» ستیر نیز نوشته شده، مأخذ این کلمه چیست؟ ضمناً مصحح برای «سیر» به ش ۶۵۹ ارجاع داده است. بیت مذکور بدین گونه است:
به سیری نیم من کن آب شیرین... الخ
اگر دراینجا سیر را واحد وزن بگیریم، نیم من را چه کار خواهیم کرد؟
در بیت ۸۰۷ نام پیر سیّد عالم آمده است:
ز پیر سیّد عالم شنیدم
در نمایه ها به این اسم اشاره نشده است. جا داشت مصحح نمایه ای نیز برای الفاظ محلی استخراج می کرد.
رسالۀ صحافی که تا کنون به وسیلۀ چهار مصحّح، تصحیح شده است، هنوز ضبط های کور زیاد دارد که یک نسخۀ سالم و مضبوط اگر پیدا شود، میتواند در رفع کوری متن مفید باشد و البته در حلّ و فصل ضبط های الفاظ محلی و کمک گرفتن از صحافان یا محققان شبه قاره نیز بی اثر نخواهد بود.
۱۸. نسخۀ عوارف المعارف
در یادداشت هایم کاغذی دیدم متعلق به نسخه ای متأخر از عوارف المعارف سهروردی که شاید برای دوستان هراتی جالب توجه باشد. این نسخه را حدود هشت سال پیش نزد مرحوم خلیل الرحمان داودی (درگذشتۀ ۲۰۰۲م ) در لاهور دیده بودم. عادت مرحوم داودی بود که نسخه های خطی ای که نزد خود برای فروش گرد می آورد، اگر میدید که به درد دوستانش میخورد، به آنان می بخشید، چنانکه ایشان این نسخه را به دوستم اویس علی سهروردی مدیر مجلۀ سهرورد لاهور بخشید. نسخه ای بوده متعلق به هرات که بعد از جنگ داخلی از افغانستان خارج شد و به پاکستان رسیده بود. ترقیمۀ نسخه را یادداشت کردم:
تمّ الکتاب تیسر الملک الوهاب، علی یدی العبد الضعیف الفقیر المفتقر الی رحمه الله تعالی وهو اغیر؟ مسؤل و اکرم مامول فی قریة دیوانچه من قری الهرات صینت عن الآفات، فی وقت العصر من یوم الاربعا بخمس لیال بقی من شهر ربیع الثانی بسنة ۱۲۳۵ حامداً لولیّه و مصلیاً علی نبیه»
نسخه به خط نسخ بود و در ظهریۀ آن یادداشت تملک نیز داشت:
کتاب عوارف المعارف من متملکات خواجه ضیاءالدین محمود الجامی الاحمدی ثم الهروی غفر له عیوبه و ستر ذنوبه بحرمت محمد و آل محمد و آله
۱۹. چاپ منهج الرشاد لنفع العباد
محقق کهنسال پاکستان آقای نذر صابری اخیراً متن منهج الرشاد لنفع العباد تألیف شیخ زین الدین خوافی هروی (درگذشتۀ ۸۳۸هـ) را تصحیح و چاپ کرده است [ناشر: مجلس نوادرات علمی، اتک، پاکستان، ۲۰۱۲ میلادی. شامل ۳۲ صفحه مقدمۀ اردو، متن ۱۲۰ص] چاپ صابری بر اساس تک نسخه ای است که در حین حیات مؤلف کتابت شده و در کتابخانۀ خانقاه مولانا محمد علی مکی، بخش اتک (شمارۀ ۴۱۱۵) قرار دارد. معرّف این نسخه هم خود آقای صابری است. کاتب در«خاتمۀ کتاب» که از خود مؤلف بوده اندکی تصرف کرده، نام وی را با القاب بلند بالا آورده است، احتمال دارد وی یکی از مریدان زین الدین خوافی باشد. خاتمه و انجامۀ نسخه بدین عبارت است:
خاتمۀ کتاب:
قد تمّ منهج الرّشاد نفع الله به الل الوداد فی قریة زیارتگاه من نواحی بلدۀ هرات صینت عنالآفات، فی اواخر شعبان بسنۀ احدی و ثلثین و ثمانمائه، بانشا شیخنا شیخالاسلام قطبالانام معدنالاسرار الالهی منهج الانوار النبویه سیدنا و مولانا الشیخ زین الحق والدین ابی بکر بن محمد بن محمد اصلح الله تعالی باله و ختم بالخیر و الحسنی اعمال، امین یا ربّ العالمین.
انجامه:
کتبة الفقیر الحقیر الطالب، علی بن صدرالدین الجاجرمی، اللهم اغفرلی و الوالدی و لجمیع المؤمنین و المؤمنات والمسلمین و المسلمات و کان تمام هذه الکتابة یوم الاربعا الثامن عشر فی المحرم ثمان و ثلثین و ثمانمائه.
منهج الرشاد را پیشتر آقای نجیب مایل هروی نیز تصحیح و چاپ کرده بود (در: این برگهای پیر، تهران، نشر نی، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۵-۵۷۹) و اساس کار ایشان دو نسخۀ خطی (گنجبخش، اسلامآباد، شمارۀ ۸۷۶۷، با تاریخ ۱۰۹۶هـ و نسخهای دیگر مورخ ۱۲۸۳ هـ که محل نگهداری آن را مصحح مشخص نکرده!) بوده است «خاتمۀ کتاب» در نسخۀ گنجبخش با نسخۀ مکهدط کمی متفاوت و بدین عبارت است:
قد تمّ منهج الرّشاد نفع الله به اهل الوداد فی قریة زیارتگاه من نواحی بلدة هرات صینت عن الآفات، فی اواسط شهر الله الاصم رجب المرجب لسنة احدی و ثلثین و ثمانمائه، بانشا الفقیر الی کرم الله الوافی أبی بکر بن محمد بن محمد المدعو بزین الخوافی اصلح الله تعالی باله و ختم بالخیر والحسنی اعماله.
ذکر تشابهی جالب خالی از لطف نیست و آن این که پیشتر آقای نذر صابری در نشر رسالۀ غایة الامکان فی درایة الامکان تألیف تاجالدین اشنوی (ناشر: مجلس نوادرات علمیه، کیمبل پور (اتک کنونی)، پاکستان،۱۴۰۱) پیشگام بوده و بعداً آقای مایل هروی همین رساله را در مجموعه آثار فارسی تاجالدین اشنوی، کتابخانۀ طهوری، تهران، ۱۳۶۸ش نشر کرد.
۲۰. آسیب اشتباهات فهرستنویسان
درسال ۱۹۹۶ برای شرکت در «نخستین کنگرۀ بینالمللی تاریخ علم در ایران» به دانشگاه استراسبورگ فرانسه رفته بودم. در حاشیۀ کنگره، روزی به بخش نسخ خطی کتابخانۀ دانشگاه سرزدم. مسؤول بخش فردی مهربان بود. مرا با خود به مخزن نسخ خطی برد. اولین بار در آنجا دیدم که برای حفاظت نسخ خطی از چه وسایلی استفاده شده است. نسخه ها در گاو صندوق های نسوز قرار گرفته بود و درِ ورودی مخزن قفل رمزدار داشت که فقط راهنمای من بلد بود. جنس و نوع درِ مخزن هم مثل درهای مخزن پول بانکها بود. هنگام بدرقه، مسؤول بخش فهرست نسخه های خطی کتابخانۀ ملی و دانشگاهی استرازبورگ تالیف دکتر عسکر حقوقی ، چاپ استرازبورگ، ۱۳۴۳ش را به من بخشید که باخود به پاکستان آوردم. سر فرصت فهرست را مطالعه کردم. درصفحۀ ۷۴ نسخهای با نام کجکول ابوالفضل بن مبارک هندی (وزیر اکبر پادشا) به چشمم خورد. چون علامی ابوالفضل اعتباری در تاریخ علمی و فرهنگی شبهقاره دارد، نام این اثر برای من من هم جلوه کرد. البته تا آنجایی که حافظه ام یاری کرد کتابی بدین اسم جزو تألیفات ابوالفضل نشنیده بودم. به منابع دم دست نیز رجوع کردم، ازجمله کتاب دکتر ظهورالدین احمد دربارۀ ابوالفضل، اما این نام را نیافتم. مطمئن شدم که اثر تازه یافت و مهم ابوالفضل است. به مسؤول بخش نسخ خطی دانشگاه استراسبورگ نامه نوشتم و درخواست میکروفیلم کجکول کردم. هزینۀ آن حدود ۶۰۰ روپیه شد که پرداخت آن نیز مکافاتی داشت و آخرکار توسط دکتر سیما ساجد اورسینی یا خانم ژیوا ویسل هزینه را پرداخت کردم و میکروفیلم به اسلام آباد رسید. فیلم را به تحویل کتابخانۀ ملی پاکستان دادم و در ازای آن پرینت گرفتم. با مطالعۀ پرینت بی نهایت دلواپس شدم وقتی دیدم نسخه ای که فهرست نویس آن را با نام کجکول ابوالفضل ثبت کرده بود، درواقع دفتر دوم انشای ابوالفضل است و نسخه ها و چاپهایش در شبه قاره فراوان است و اصلاً چیز جالب و نوی نبود که من این همه اشتیاق آن را داشتم!
این خاطرۀ تلخ به مناسبتی دیگر تازه شد وقتی دراین ایام مقالهای در بارۀ اثری مهم در خوشنویسی اسرارالخط تألیف فضل الله بن عطا الله اورنگ آبادی مینگاشتم و دیدم که مؤلف اسرارالخط نیز از کجکول ابوالفضل استفاده کرده است. یک بار دیگر سراغ این کتاب رفتم. در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی زیر مدخل «ابوالفضل» دیدم که مقالهنویس کجکول ابوالفضل را جزو آثار او برشمرده است و ارجاع به فهرست استراسبورگ داده است. یعنی آسیب اشتباه فهرست نویس دانشگاه استراسبورگ فقط به جیب من منحصر نشد بلکه به دائرة المعارف ها نیز رسیده است و البته آسیب علمی بد تر از آسیب مالی است.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید