نمایشگاه کتاب، نمایشی ستودنی

میراث مکتوب - نمایشگاه کتاب در 27 اُمین سال برگزاری، امسال با نگاه و شیوه و امیدواری بیشتر گشایش یافت. تفاوت دیدگاه مدیران پیشین با پسین قابل توجه و مشهود است. نگاه منطقی به ممیزی و اعتماد به نویسنده و ناشر و تسامح معقول در امور و این دست موارد، باعث امیدواری دوچندان اهالی قلم در به دست گرفتن مجدد قلم شد. بدون تردید عدم توازن در توجه به پدیدآورندگان و تولید کنندگان دانش و هنر، از سوی کارگزاران، موجب سست رغبتی و کم همتی نویسندگان و بی رونقی بازار تولید کتاب می شود.

اگر مدیران فرهنگی خود کتابخوان باشند و درد و دغدغۀ کتابخوانی داشته باشند و بدانند که اساس توفیق در مدیریت سیاسی و اقتصادی کشور در تربیت و آموزش و بالندگی فرهیختگان نهفته است و آن هم با کتاب نسبت مستقیم و تام دارد و بلکه هر دو مولود کتابند، یا برای مثال اگر متولیان امر بدانند که ورزشکاری با اخلاق و فرهنگ است که موجب سربلندی جامعه و تربیت تماشاگران می شوند نه آن کس که به قول حافظ «صد شاهد از رگ گردن دارد.»، آنگاه است که مدیریت کار را به اهل آن می سپارند و مدیران با فرهنگ را بر مدیران حرفه ای ولی بی اخلاق ترجیح می دهند. چه بخشی از این بی اخلاقیها ناشی از سوء رفتار و گفتار برخی از ورزشکاران و مربیان آنهاست. حال همین برخی، در مقایسه با مدیران و ورزشکاران رشته هایی چون کشتی گیری که اغلب الگوی اخلاقی جوانان هستند مع ذلک یک صدم فوتبالیستها حقوق و پاداش نمی گیرند! این دوگانگی و پارادوکس چه چیزی را القا می کند.

این موضوع را مطرح کردم تا به مسأله کم توجهی به مقولۀ فرهنگ به ویژه حقوق مادی و معنوی پدید آورندگان کتاب و ناشران و تولید کتاب و نیز مصرف کنندگان و کتابخوانان اشاره کنم که مثلاً چرا با فلان فوتبالیست قرارداد دو میلیاردی بسته می شود و به بَهمان بازیگر سینما پیشنهاد قرارداد ششصد میلیون تومانی برای بازی در یک فیلم داده می شود. آن گاه ناشری که منابع علمی و آثار ارزشمند چاپ می کند قادر به انتشار کتابش نیست و از پرداخت حق التألیف آن عاجز است، چرا که فروش کتابش دیر و نه با تعجیل که با تأخیر خواهد بود. کاری که مؤلف یا مصحح اثر، سالها زحمت کشیده ولی حق التألیف او شاید به ده میلیون تومان هم نرسد، حال مقایسه کنید با حق الزحمه ای که آن فوتبالیست و آن بازیگر محترم می گیرد!

به هر روی در روزگار تلخ گرانی کاغذ و بالاتررفتن هزینه های تولید کتاب از یک سو و آب رفتن روز به روز خریداران کتاب و دیربازگشتن سرمایه ناشر و گاه سوخت شدن آن از سوی دیگر، نیز تل شدن کتابها در انبارها، کلاف سردرگمی در حوزۀ نشر برای فعالان و دردمندان ایجاد کرده که شاید بتوان امید داشت با همت همگانی و حمایت دولتی قابل سامان بخشی باشد.

اکنون نسیم امید بخشی در ماههای اخیر از سوی فحول مدبران امور و مدیران فرهنگی وزیدن گرفته و نویدی است که عهد تدبیر و امید را به روزگار شهدکامی اهل قلم بدل سازد. چه اینان در این مدت کوتاه نشان دادند که مصداق« کنت اهلاً له نشرته» می باشند و درد اهل قلم و هنر را نیک می دانند و برای رفع حوایج آنان از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.

گامهای نخست در باب آزادی بیشتر و سهولت در موضوع ممیزی برداشته شد و در عمل اعتماد صاحبان اندیشه و قلم و هنر جلب گردید. این موضوع یک کامیابی ستودنی برای وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

برپایی نمایشگاه کتاب – به رغم مشکلات مالی مردم - از استقبال خوب مردم به ویژه پژوهشگران و نویسندگان و شاعران و مترجمان و هنرمندان صاحب نام برخوردار بود. تکریم عالمان و پذیرایی شایسته و منظم و سازمان یافته از ایشان و اهداء کارت خرید کتاب به آنان، طبعاً موجب اعتماد بیشتر ایشان خواهد شد. وقتی یک مدیر فرهنگی این اصل اصیل اخلاقی را بداند و بدان پایبند باشد که به قول حافظ:
به خلق و لطف می توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

در واقع بلندترین گام برای تشویق و شکوفایی استعدادها و توانمندیهای اهل فکر را برداشته و قادر خواهد بود شعار تدبیر و امید ریاست محترم جمهوری را در بین اهل نظر عملی و محقق سازد. ان شاءالله.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.