روش نقد علمی تاریخ در قرن پنجم هجری (مورد ابن حزم اندلسی)

ميراث مكتوب - نقد در یک دانش، رکن اصلی پیشرفت آن است، چرا که با نقد است که سره از ناسره جدا شده و علم از زیر فشار آنچه شبه علم است و به اسم علم و آگاهی راه پیشرفت را سد کرده، نجات می یابد. برای پیشرفت علمی، هیچ راهی بهتر از نقد وجود ندارد و نقد هر دانشی جز مشترکاتش با نقد دانش های دیگر، ویژه خود آن دانش است. این مقاله روش نقد اخبار تاریخی را از دیدگاه ابن حزم بررسی می کند.

علم در تمدن اسلامی در چهارچوب های خاص نظری مربوط به حوزه علم قرار داشته است. آنچه مسلم است این که علم در این دوره، بر پایه دو چیز، نخست آموزه های جدید دین و دوم میراثی که از یونان و ایران و هند و مصر قدیم و بابل کهن و حتی باورهای عامیانه عرب بادیه و غیره و غیره بوده، برآمده است. سازگاری ها و ناسازگاریهای فراوانی میان این مجموعه های موثر در تمدن و فرهنگ علمی بوده و سرجمع، اندیشه و دیدگاهی را چونان ابری بر بالای دانسته های علمی ایجاد کرده است. بخشی از مؤلفه های این مجموعه، سبب رشد علم و برخی سبب دور شدن از علم اصیل بوده است. برای مثال در نجوم یا پزشکی یا برخی از علوم انسانی مانند تاریخ، باورهایی بوده که مانع از ترقی آن علوم شده است، به عکس مولفه هایی نیز بوده که تا حدودی تحرک و پویایی به آن دانش ها داده است. برای شناخت آنچه رخ داده است، باید ریز این تحولات علمی را شناخت، تأثیر متقابل آنها را روی یکدیگر، و همین طور نظام فکری و منظومه فرهنگی جامعه دریافت. علم تاریخ یکی از این علوم است که اتفاقا توجه ویژه ای به آن می شده و در یک مقطع تاریخی، رشد چشمگیری داشته است. در عناصر درونی این علم، هم در سطح بینش و هم روش، جنبه های قابل بحث از نقطه نظر بررسی و نقد علمی یا به عبارتی چهارچوب مفهوم علم در آن وجود دارد. بخشی از این جنبه ها را می توان با مرور بر افکار تاریخی مورخان بزرگ و حتی متفکرانی که حاشیه ای به تاریخ پرداخته اند دریافت. ابن حزم یکی از آنهاست. مردی فقیه و مورخ و در عین حال علاقمند به فلسفه علم. کسی هم در بیشتر این زمینه ها کتاب و رساله دارد و یکی از بزرگترین متفکران اندلسی و حتی دنیای اسلام در قرن پنجم است که بحق باید قرن تمدن اسلامی اش خواند. این مقاله برای شناخت رویکردهای ابن حزم در نقد تاریخ نوشته شده است. مقاله ای که هدف آن بررسی روش وی در نقد تاریخ است، اما در اصل، برای بررسی مفهوم علم در نگاه ابن حزم، در حوزه علوم انسانی اهمیت ویژه دارد. باید گفت، این بینش در آن روزگار که تمدن اسلامی در اوج بود، بی سابقه نبود، اما مروری بر نوشته های تاریخی قرون بعد، انحطاط را در تاریخ نگاری علمی نشان می دهد، هرچند علم تاریخ در قیاس با بسیاری از رشته ها، بعدها نیز تا اندازه ای قوام خود را حفظ کرد. این مقاله را قبلا نوشته بودم، اما اکنون که در این وبلاگ، نوشته های را در باره تاریخ علم گذاشته ام، فکر کردم شاید در کنار آنها، بتواند گوشه ای دیگر از بحث مربوط به مفهوم علم را در تمدن اسلامی آن هم در یک حوزه خاص که تاریخ است نشان دهد.

متن كامل اين مقاله نوشته رسول جعفريان را اینجا بخوانيد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید