بلندی که پست است و نامش هلند (3)

میراث مکتوب - گزارش پایانی سفر هلند همراه با استاد میرجلال الدین کزازی به مناسبت سالروز حکیم ابوالقاسم فردوسی .

بازدید از مؤسسۀ تحقیقات تاریخ اجتماعی

تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی و رئیس بخش خاورمیانه مؤسسه تحقیقات تاریخ اجتماعی در آمستردام است. در این سفر با هماهنگی برای آشنایی با فعالیتهای این مؤسسه به دیدار ایشان رفتیم. وی دربارۀ اهداف و فعالیتهای این مؤسسه گفت: در پایان جنگ جهانی اول جنبش های اجتماعی رشد قابل ملاحظه ای پیدا کردند که متقاضی زندگی بهتری بودند. از این رو این مؤسسه بعد از جنگ جهانی اول برای شناخت بیشتر وضعیت جنبشهای اجتماعی معاصر شکل گرفت. بخشی از اسناد مهم این آرشیو در یونسکو به عنوان میراث بشری به ثبت جهانی رسیده مانند آرشیو فلاسفه قرن نوزده. اما حجم و مقداراین اسناد به طول 27 کیلو متر هست و 25 کیلومتر هم طول کتب مرجع این مؤسسه است. کارشناسان این مؤسسه از نقاط مختلف دنیا اسناد را جمع آوری و خریداری می کردند. از 1500 میلادی اسناد فرهنگی و اجتماعی (و کمتر سیاسی) در این آرشیو وجود دارد.

اما با حضور دکتر اتابکی در این آرشیو، اسناد کشورهای ایران و کشورهای ماوراءالنهر در این کتابخانه غنی تر شده است. اسناد ارزنده ای از دورۀ قاجار در این آرشیو نگهداری می شود که منحصر به فرد است. روی این اسناد هم دانشجویان و هم پژوهشگران مؤسسه در قالب پروژه هایی کارهای تحقیقی انجام می دهند. برای مثال عده ای به سفارش فرهنگستان علوم هلند روی پروژه صد سال تاریخ اجتماعی نفت در ایران کار می کنند که حاصل آن چند جلد کتاب خواهد شد.

قدیمی ترین چاپهای این آرشیو مربوط به قرن 16 میلادی است.از سال 1554 متون زیادی به لاتین وجود دارد.

سخنرانی در دانشگاه لیدن

به مناسبت سالروز حکیم فردوسی به همت سفارت ایران و با همکاری دانشگاه لیدن همایش بزرگداشت حکیم فردوسی برگزار شد. از ایران دکتر میرجلال الدین کزازی و بنده حضورداشتیم.

دکتر کزازی در این مراسم با آن فارسی ویژه و صدای رسا و لحن شیوا گفت: «اگر فردوسی در میان ایرانیان سر بر نمی آورد و شاهنامه را نمی سرود، ما امروز باید ایران، نام ایران و یاد ایرانیان را تنها در موزه های تاریخ می جستیم و به گمان بسیار امروز ایرانی نمی داشتیم و به زبان پارسی سخن نمی گفتیم. خلیفه کینه توز اموی که تاب دیدن ایرانیان را نداشت، گفت ایرانیان هزار سال در جهان فرمان راندند و دمی به ما تازیان نیاز نداشتند. ما سالی چند بیش نیست که بر ایرانیان فرمان می رانیم، اما دمی نبوده است که از آنها بی نیاز باشیم و آنچه در درازنای تاریخ بر ایران رفته است بر هر سرزمین دیگری می رفت، آن سرزمین به یک باره بر باد می رفت و از یاد نیز. شیرازۀ فرهنگ و شهرآیینی ایرانیان بارها گسسته شده، ولی ایرانیان توانسته اند بار دیگر آن را استوارتر و پایدارتر از پیش به هم بپیوندند. بی گمان در این میان بیش از هر کس فردوسی بوده است که در خیزش فرهنگ ایرانی نقش داشته است و ما فردوسی را نیز به پاس سرایش شاهنامه است که می شناسیم. این نامه جاودان، پایگاه ایرانی بودن و ایرانی ماندن است.»

بعد نوبت به بنده رسید. از من خواسته شده بود بخشی از سخنم را به معرفی میراث مکتوب اختصاص دهم تا ایران شناسان خارجی بیشتر با فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی این مرکز آشنا شوند. بدین جهت موضوع سخنرانی مشتمل بر دو بخش بود: یکی دربارۀ نقش و جایگاه مؤسسۀ میراث مکتوب در ترویج زبان فارسی و تقویت مطالعات ایران شناسی و احیای متون حماسی و بخش دوم تبیین منظومه دینی حماسی علی نامه که کهن ترین نظیرۀ شاهنامه است و دیگر منظومۀ حماسی ملی دینی رستم نامه.

در این بخش اشاره ای به انگیزه سرایش هر دو نوع ادبی از متون حماسی اشاره کردم که گروهی با سرایش منظومه های روایی، حماسیِ دینی طبق شرایط زمانه و دور بودن از جنجالها و درگیریهای سیاسی، مطابق باورهای شیعی خود آثاری مانند علی نامه، خاوران نامه و حمله حیدری را تألیف کردند و گویا به دلیل عدم توجه به انگیزه ها و علل سرایش شاهنامه و عدم شناخت نسبت به موقعیت اجتماعی فردوسی ، شاعری مثل ربیع سراینده علی نامه به فردوسی که به شیعه بودن وی نیز تصریح می کند، خورده می گیرد که چرا به جای سرودن حماسه ها، نبردها و رزم های امام علی(ع) به ذکر مناقب و هماوردهای رستم و سهراب و اسفندیار پرداخته ای؟

اما ربیع در بیهق می زیست که مرکز امن شیعیان در آن زمان بود و توس در سیطرۀ حاکمان سلطان محمود و فقهای سنی مذهب که روی خوشی به فردوسی نشان نمی دادند.
سپس به نوع دیگری از منظومه های حماسی اشاره کردم و آن ژانر حماسی ملی مذهبی است که در عصر صفوی رونق بیشتر گرفت. در این ژانر ما شاهد آمیختگی و اختلاط و انطباق عناصر ایرانی و اسلامی- شیعی، به لحاظ تنوّع بسامد پیوستگیهای میان دو قهرمان یکی دینی یعنی امام علی و دیگری پهلوان ملی یعنی رستم دستان هستیم. این دو نماد و اسطورۀ پهلوانی و جوانمردی در فرهنگ و ادب عامیانه ایرانی و نیز در اشعار شاعران بزرگ به وفور مورد استشهاد و استناد قرار گرفته اند.
مثلاً انوری می گوید:

تو بر پشت رخشی چو رستم خرامان
به کف ذوالفقاری چو حیدر گرفته

گفتم به نظرم این نیست مگر علاقه تاریخی مردم ایران به این دو شخصیت محبوب حماسی، که بر پایۀ آن باورهای جالبی در فرهنگ عامیانه شکل گرفته، چنانچه رنگین کمان را، هم کمان حضرت علی می دانند و هم کمان رستم دستان.
در اوایل عصر صفوی که این ژانر نوظهور به صورت منظومه های حماسی ملی مذهبی شکل گرفت بیشتر ارادت مردم ایران را به هر دو قهرمان ملی و دینی نشان می دهند. در یک قصه از این روایتها، رستم در برابر اژدهایی هولناک در می ماند، در خواب پیری به او می گوید علی حریف اوست. علی به فریاد او می رسد و او که جان خود را مدیون امام می داند، بلافاصله از شیعیان امام علی (ع) می شود.

بنابراین محبت و احترام ایرانیان به این دو چهرۀ برجستۀ ملی و مذهبی گویا بیشتر برای ایجاد وحدت هویت ملی و مذهبی، ایجاد تعادل و تعامل جمعی، همسویی و دوستی بین ملل و نحل ایرانی بوده است. رواج شاهنامه خوانی و مناقب خوانی، علی نامه خوانی، منجر به رواج ژانر منظومه هایی چون رستم نامه خوانی در عصر صفوی گردید. این تفکر تاریخی می تواند برای عصر حاضر درسی مفید و ارزشمند باشد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید