کتاب‌سازی و کتاب‌دزدی همسانی‌ها و دگرسانی‌ها

ميراث مكتوب - با نگاهی به دیدگاه‌های گوناگون اهل قلم دربارۀ کتاب‌سازی و سرقت علمی/ادبی یا کتاب‌دزدی، می‌توان به برداشت‌های رنگارنگ آنان از اصطلاح کتاب‌سازی پی برد. برخی برای کتاب‌سازی مفهومی بسیار گسترده در نظر می‌گیرند که گونه‌های مختلفی از ناراستی علمی و از جمله کتاب‌دزدی را نیز در برمی‌گیرد و در مقابل برخی نیز فقط به گونه‌هایی خاص از آنچه شایستۀ عنوان «کتاب‌سازی» است توجه دارند. گروهی نیز در عمل کتاب‌سازی را برابرنهاد کتاب‌دزدی می‌گیرند. این دیدگاه‌های رنگارنگ ما را به ضرورت ارائۀ تعریفی دقیق از کتاب‌سازی و کتاب‌دزدی رهنمون می‌شود. تعریفی دانشنامه‌ای از این دو اصطلاح را می‌توان چنین بیان کرد:

کتاب‌سازی: فرایند شکل‌دهی به تمام یا بخش مهمی از یک اثر صرفاً با کنار هم «چیدن» آثار و اندیشه‌های دیگران با ذکر نام آنان اما بدون کمترین نوآوری، یا انتشار دوبارۀ تمام یا بخش مهمی از یک اثر یا مجموعه‌ای از چند اثر خود بدون افزودن نکاتی تازه یا اصلاحات محتوایی و ساختاری چشمگیر اما با عنوانی نو و انتشار اثر به نام خود یا دیگری چندان که حاصل کار مزیتی برای مخاطب دربر نداشته باشد.

کتاب‌دزدی: بهره‌گیری از اندیشه دیگران بدون اشارۀ روشن بر چگونگی و میزان این بهره‌گیری.

با مقایسۀ این دو تعریف دریافت که کتاب‌سازی و کتاب‌دزدی به قول فلاسفه «عموم و خصوص من وجه» هستند. اما وجه تمایز مهم کتاب‌سازی از کتاب‌دزدی آن است که کتاب‌ساز گرچه بی‌گمان حقوق مادّی صاحبان آثاری را که در اثر خود از آنها بهره برده است به هیچ می‌شمارد اما اصل مالکیت معنوی آنان را منکر نشده است. هر چند اگر باریک‌تر بنگریم برخی توابع مالکیت معنوی در این میان نادیده گرفته شده‌اند.

شماری از عوامل «وادارنده به» و «بازدارنده از» کتاب‌سازی و کتاب‌دزدی بدین قرار است:

عوامل وادارنده

1. فرصت، همت یا مایۀ علمی اندک برای پژوهش

2. معیارهای سطحی و نادرست ارزیابی آثار

3. داوری ارزش آثار بر اساس روابط و نه ضوابط

عوامل بازدارنده

1. قانون

2. شرع و عرف

3. اخلاق علمی

4. نقد علمی

5. آگاهی مخاطبان

6. آموزش

از میان این عوامل آگاهی مخاطبان می‌تواند به نوعی در عوامل وادارنده نیز تصرف کند و نقش آنها را کاهش دهد. آموزش نیز در واقع پایه و اساس پدید آمدن 5 عامل بازدارندۀ دیگر است.

اطلاق کتاب‌سازی بر انتحال، «سرقت علمی» یا «کتاب‌دزدی» یا به‌کارگیری هر واژۀ دیگری که ظاهری محترمانه‌تر داشته باشد پیامدهایی ناخوشایند دارد و باید یک آسیب فرهنگی جدی به شمار آید، زیرا با کنار رفتن بار معنایی بازدارندۀ واژه«سرقت» یا «دزدی»، مسلما زشتی این کار نزد همگان کمتر به چشم می‌آید و به تضعیف عوامل بازدارنده در برابر عوامل وادارنده می‌انجامد.

در چند سال اخیر برخی مؤسسات فرهنگی کوشیده‌اند تا با اتنشار چند ویژه‌نامۀ «کتاب‌سازی و انتحال» و مانند آن با کتاب‌سازی و کتاب‌دزدی بستیزند. اما شناخت ناکافی و چه بسا اندک دست‌اندرکاران موجب شده است شماری از نگارندگان این نوشته‌های کتاب‌سازی/کتاب‌دزی ‌ستیزانه خود از متهمان نامی این جرایم به شمار باشند. دیدگاه‌های ناکارشناسانه نیز در این مبحث نیز همچون بسیاری از بحث‌های آسیب‌شناسی دیگر بیداد می‌کند. از این گذشته خود این مجموعه‌ها معمولاً با شتاب بسیار پدید آمده‌اند. این عوامل در کنار یکدیگر موجب شده‌اند که برخی از این مجموعه‌های کتاب‌سازی ستیز خود حاصل کارگاه کتاب‌سازی به شمار آیند و طبیعی است که از چنین تلاش‌هایی نمی‌توان تأثیری شگرف امید داشت.

متن كامل اين نوشتار به قلم دكتر يونس كرامتي را اینجا بخوانيد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید