گزارش سفر خواف- بخش اول

مسجد ملک زوزن تنها بنای بجا مانده از شهر تاریخی زوزن

ميراث مكتوب - ساعت 10:30 دقيقة روز جمعه 20 كيلومتري جنوب غربي شهر خواف قرار دارد و از جمله مساجد دو ايواني و تنها بناي آجري برجا مانده از بقاي شهر تاريخي زوزن است و اكنون همچون نگيني در دل بيابان مي درخشد.
پيشتر آقاي زنگنه به آنچه در برخي متون كهن همچون مجمع البلاد ياقوت حموي از ابولحسن بيهقي در مورد آمده، اشاره كردند كه زرتشتيان آتشي را بر پشت شتر از آذربايجان به سيستان مي بردند « زوزن » وجه تسميه كه ناگاه شتر حامل آتش مقدس در ناحيه زوزن سينه بر زمين مي زند. برخي از عملة آتش به شتر مي گويند:
زو زن به اين معني كه زود برخيز و تلاش كن، چون شتر اطاعت نمي كند آتشكده را همانجا بنا مي كنند. آقاي عطوفتي هم گفتند اينجا درختهاي كاج بسيار است و مردم اين ناحيه به برگهاي آن سوزيا مي گويند و احتمال دارد زوزن تغيير يافته سوزيا باشد -چنانكه محمد حسن خان اعتماد السلطنه در تاريخ آل اشكان گفته است.
پسوند مكان مي داند كه روي هم « زن » به معني خداي توفان و ابر باران زا و «زو» آقاي لباف زوزن را تركيبي از
به معني جايگاه خداوند توفان است و با توجه به بادهايي كه به زوزن و نشتيفان مي وزيده و آسبادهايي كه بر همين اساس برافراشته شده اند اين وجه درست تر مي نمايد.
آقاي لباف خانيكي در مورد مسجد ملك زوزن توضيحات درخوري مي دهند كه ماحصل آن چنين است:
اين مسجد از نمادهاي فرهنگي و هنري ايران است و اشراف معمار به روانشناسي، معماري و هنر به كمال در آن ديده مي شود. آندره گدار در 1940 م كه به اينجا آمده بود شواهدي يافت و بر مبناي آن بدرستي به اين نتيجه رسيد كه اين بنا نيمه تمام مانده است. بعضي چون شيلا بلر آمريكايي با توجه به كتيبه هاي اينجا گفت اين بنا يك مسجد يا مسجد-مدرسه است. ما نيز با گمانه زنيهاي باستانشناسي كه از سال 1368 آغاز شد، در پي رد واثبات اين نظريات برآمديم كه البته نتايج آن در مجموعه مقالات معماري دانشگاه هنر چاپ شد.
بقاياي معماري نشاندهندة حداقل سه مرحله معماري بنايي عظيم است كه آنرا جز يك مسجد نميتوان دانست.
در سمت راست ايوان قبله- كه زير آجر است - نيم استوانه هايي كه به ديوار چسبيده است و گلي است و روي آن با تزيينات شياره اي مزين بود، يافتيم كه نصفي از يك دروازه ورودي بوده و نصف ديگر آن مي بايد سمت چپ بنا باشد اما باوجود اينكه تراشه اي كوچك در آنطرف ايجاد كرديم آثار و شواهدي از آن نيافتيم ولي به اين نتيجه رسيديم كه در زمان سامانيان و طاهريان در اين مكان سازه هاي گلي عظيمي چون اين جرز داشتيم.
با توجه به اين ستونها مي توان گفت مسجدي كه در مرحله اوليه ساخته شده، از نوع مساجد شبستاني بوده -كه مسجد ايراني يا عربي هم بدان مي گويند، مثل مسجد جامع تاريكخانه دامغان و مسجدالنبي- و قرار بوده مسجدايوان دار بر روي مسجد شبستاني ساخته شود.
آقاي لباف آنچه فرضيه نيمه تمام ماندن بنا را تقويت مي كند چنين بر مي شمرد:

- بخشي از بنا كف سازي شده اما اين كف سازي كامل نشده چون لازمه آن برداشتن يكسري سازه ها مثل ستونهاي داخلي است، و هرچند زير ديوار آجر گذاشتند كه شيب را درنظر بگيرند اما كفسازي كامل انجام نشده است.
- در همين گوشه راست ايوان، كارگاه تراش آجر ايجاد كرده بودند و انبوهي آجر ساخته شده بود كه اينها را نصب نكرده بودند. (در زير يكي از ستون ها هم به آجرهاي گل و بته اي اسليمي به صورت نخاله برخورديم كه با آن شالوده را پر كردند و اكنون در موزة مسجد نگهداري مي شود كه يادگاري از دوره هاي قبل است. توضيحد اينكه در زمان سلجوقي كتيبة قالب ريزي شده مثل كتيبة مسجد خرگرد را داريم، به دوره خوارزمشاهي كه مي رسيم شيوه كار متفاوت مي شود. ديگر كتيبه قالب ريزي شده بورس نيست و كتيبة آجر تراش به كار مي بردند، براي همين كتيبه هاي پيشين را كه ديگر مطرح نبوده به عنوان شفته در زير زمين دفن كردند و بنابرين سه تا چهار متر زير زمين از كتيبه هاي قالبريزي شده يافتيم كه احتمالا چون عربي بوده و آيات قرآني داشته اينگونه سمت چپ ايوان قبله مسجدي بازمانده از دوران سلجوقي است. محراب كه پيدا شد مشاهده شد كه محراب در داخل يك صندوق گلي حفظ شده بود يعني جلو آن ديوار كشيده بودند. هفت رديف خشت خام چيده بودند و حد فاصل اين خشت ها با محراب را حدود 15 سانتي متر ماسه بادي ريخته بودند حال يا به خاطر آيات قرآني كه روي آن نوشته شده بوده و خواستند اهانت نشود يا اينكه خواستند تغيير مكان بدهند و يا به نوعي در همين مكان آن را تغيير كاربري بدهند، به هر روي فرضيه نيمه تمام بودن مسجد را تقويت مي كند.
- شالوده ستوني كه سمت راست مشاهده شد و زير آن كتيبه ها بود، در سمت راست نيز مشاهده مي شود كه البته در واقع پي اي هست كه در آينده بايد بالا مي آمده به گونه اي كه يك شبستان در راست و شبستاني ديگر سمت چپ مسجد قرار بگيرد كه رها شده است.
- دليل آقاي گدار بر نيمه تمام بودن مسجد نيز بر اين پايه بود كه اگر بنا بود كار تمام شده باشد بايد از محراب، كه قلب مسجد است، شروع مي كردند و ابتدا تزيينات محراب را تمام مي كردند؛ منتها سازندگان از بالاترين قسمت ايوان، اسپر ايوان، تزيينات را چيده اند تا به محراب برسند اما كار را نيمه رها كرده اند.
براي مطالعه كامل اين گزارش در قسمت دريافت فايل كليك كنيد!





دريافت فايل


افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید