میرهاشم محدث:

بزرگترین آرزوی مصححان بیرون آمدن نسخه ها از گوشه کتابخانه هاست

میراث مکتوب- میرهاشم محدث در دومین روز از ماه خرداد سال ۱۳۳۱ در خانواده ای فرهنگی در پاچنار تهران به دنیا آمد. خاندان او همه عالمان دین و ادب بوده اند. پدرش استاد فقید دانشكده های ادبیات و الهیات دانشگاه تهران دكتر میرجلال الدین محدث ارموی و دایی هایش جلال آل احمد و شمس آل احمد و دایی مادرش علامه فقید شیخ آقا بزرگ طهرانی مؤلف بزرگترین كتابنامه تشیع الذریعه هستند. تصحیح و چاپ حدود چهل جلدكتاب از متون مهم تاریخی فارسی همچون: مرآهٔ الشرق تألیف جیمز مرداك، خلد برین (بخش صفویه) تألیف محمد یوسف واله اصفهانی قزوینی، آتشكده آذر (بخش دوم) تألیف لطفعلی بیك آذر بیگدلی، تقویم التواریخ، تألیف حاجی خلیفه چلبی، مشكوهٔ المسافرین (سفرنامه تبریز عتبات)، تألیف علی اكبر مشكوهٔ السلطان، یوسف و زلیخا، سروده شهاب ترشیزی، فهرس التواریخ، تألیف رضا قلی خان هدایت، مجمع النفایس، تألیف سراج الدین علی خان آرزو، صحف ابراهیم، تألیف علی ابراهیم خان خلیل بنارلی، نظام التواریخ، تألیف قاضی ناصرالدین بیضاوی، نجوم السماء فی تذكرهٔ العلما، تألیف محمدعلی آزادكشمیری برخی از آثار استاد میرهاشم محدث است.
استاد میرهاشم محدث در گفت و گو با مرکز پژوهشی میراث مکتوب معتقد است نخستین و بزرگترین مشکل مصصحان به دست آوردن نسخه های خطی و بیرون آمدن این نسخه ها از گوشۀ کتابخانه ها است.

در دو دهٰ اخیر بحث بر روی تصحیح متون قوت گرفته است. به عقیده شما بزرگترین مشکل مصححان ما چیست؟
شاید نخستین و بزرگترین مشکل ما مصصحان به دست آوردن نسخه های خطی است. برای مثال من هفتۀ قبل به یک کتابخانۀ رفتم و درخواست یک سی دی دادم و هم اکنون یک هفته از آن زمان گذشته است، هنوز نامۀ من را رئیس کتابخانه امضا نکرده است و این خود باعث معطلی در کار می شود. حتی از کتابخانه ای مانند کتابخانۀ آستان قدس رضوی در این سی سال من نتوانسته ام یک نسخۀ خطی به امانت بگیرم. بسیاری کتابخانه های قدیمی و مرجع هستند که مشکلات و موانع بسیاری بر سر راه مصحح ایجاد می کنند.

یکی از مشکلاتی که امروز مطرح می شود ورود افراد غیر متخصص به حوزۀ تصحیح متون است. روند این معضل بر روی این حوزه چه تأثیرات منفی را به دنبال داشته است؟
اولین مشکل بر سر راه کار تصحیح، خواندن نسخه ها است و مصحح باید این قدر آشنا باشد که به آسانی یک نسخۀ خطی را که چهارصد و یا پانصد سال پیش نوشته شده بخواند. دومین لازمۀ آن، کمی دانستن زبان عربی است. در تمام متون فارسی ما اصطلاحات عربی، آیات، احادیث و روایات به کار رفته است و سوم داشتن صبر، حوصله و عشق است و من کسانی را می شناسم که قدم در این وادی گذاشته و یک یا دو کتاب چاپ کرده اند و چون دیدند عاقبت مادی ندارد این کار را رها کرده اند.

معضل دیگری هم اکنون به وجود آمده است انتشار گزیده متون تصحیح شده است که در بسیاری از موارد ناشران آثار دست به چنین اقدامی می زنند. از دیدگاه شما برای حل این مشکل باید چه کرد؟
من نگران این مسئله نیستم و بزرگترین نگرانی من بیرون آمدن نسخه ها از گوشۀ کتابخانه ها است. یعنی هیچ کاری از اول کامل نبوده است، حتی متونی که خود من آنها را تصحیح کرده ام. من هرگز ادعایی به کارهایی که کردم ندارم و روی کتاب هایم ننوشته ام تصحیح انتقادی یا اگر شخص دیگر خواسته کتاب را تصحیح کند مانع او شوم، بلکه خوشحال هم شده ام. فقط خوشحالی من این است که از گوشۀ کتابخانه ها یک یا دو نسخه را بیرون بکشم و ده هزار نسخه در اختیار مردم قرار دهم. به قول استاد شفیعی کدکنی همان طور که در اروپا متداول است تمام آثار گذشته را مصححین جدید تصحیح کرده اند. در ایران هم آرزوی ما این است کتاب های بهتر ویرایش، تصحیح و تجدید چاپ شود.
اشاره کردید از مشکلات مصححان انحصار نسخه ها در کتابخانه ها است برای مثال کتابخانۀ مجلس نسخه های خود را در قالب یک سی دی در اختیار پژو هشگران قرارداد.
باید پست هایی که داده می شود به افرادی داده شود که لیاقت آن را دارند. تنها موضوعی که در ایران حامی و سرپرست ندارد، نسخه های خطی است و رئیس هر کتابخانه فکر می کند مالک نسخه های خطی است. آقای جعفریان مگر فرشته بود که در عرض چهارسال هر نسخه از کتابخانۀ مجلس را که می خواستی در هر سایتی می توانستی پیدا کنی. در حقیقت این نسخه ها باید رایگان در اختیار محققان و مصححان قرار بگیرد.

یکی از موضوعاتی که هم اکنون فراموش شده است فرهنگی برای وقف در کتاب است و مردم در گذشته در چاپ کتاب مشارکت می کردند. برای احیای سنت وقف در کتاب باید چه کرد؟
من یادم هست حاج آقای رحیمی باعث و بانی نشر برخی کتاب های پدر من می شدند و پول چاپ کتاب را می دادند و بعد می گفتند 1000 جلد را در اختیار مراجع قرار دهید تا آنها، این کتاب ها را به صورت رایگان در اختیار طلاب علوم دینی قرار دهند و این خود نوعی وقف است. آرزوی من این است در ایران همان طور که مدرسه سازی سنت شده، وقف و کمک به انتشار فرهنگ ایرانی و اسلامی متداول شود. از طریق مطبوعات و رسانه ها فرهنگسازی شود.

حال چه شرایطی باید ایجاد شود که ارتزاق نویسندگان از راه قلمشان باشد و در کنار کار تحقیق به شغل دیگری نپرازد؟
من از این دید به این موضوع نگاه نمی کنم و معتقدم نباید به یک فرد تنها حقوق داد که بنویسد . باید کمک های جمعی به اهل علم کنند. برای مثال نسخه ها را رایگان در اختیار مصححان قرار دهد و یا ارشاد آثار آنها را خریداری کند.

کاهش بودجۀ بخش فرهنگ تا چه اندازه به فرهنگ کشور آسیب رسانده است؟
متأسفانه در دنیای معاصر تبلیغات تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی برای سیاست می شود برای فرهنگ نمی شود و همه فکر می کنند سیاست نقش اصلی را دارد در حالیکه سیاست بی فرهنگ معنی ندارد و استوار نخواهد بود بنابراین حکومت مدارها باید بر روی فرهنگ سرمایه گذاری بیشتری بکنند.

گفت و گو از سیده معصومه کلانکی

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید