در نشست نقد و بررسي كتاب بلوهر و بيوذسف‌

محمد روشن: فارسي زبانان هيچ تقيّدي به پارامترهاي زبان تازي نداشته اند

در نشست نقد و بررسي كتاب بلوهر و بيوذسف‌

ميراث مكتوب- محمد روشن در ششمين نشست از سلسله نشست هاي متن پژوهي اعلام كرد: فارسي زبانان هيچ تقيدي به معيار و پارامترهاي زبان تازي نداشته اند.
مصحح اثر در نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب كه به نقد و بررسي كتاب بلوهر و بيوذسف‌ اختصاص داشت ، گفت: نخستين آشنايي من با كتاب بلوهر و بوزاسب با چاپ نخستين كتاب بسيار گرانقدر استاد فقيد مجتبي مينوي، 15 گفتار از 15 تن از رجال ادبي اروپا از اوميدوس تا برنادشاه بود. نكته اي را كه در اينجا به عنوان طرح عرض مي كنم قائدتاً بلوهر و بوذاسب است، اما املاء صريح كتاب بيوزسف است. اين اماله را اگر ممكن است جناب استاد سها معير عنايت نموده پاسخ دهند كه چگونه مي شود «بوزاسب» ممال شده باشد به صورت بيوزسف؟ آيا چنين اماله اي در زبان تازي يا فارسي يا ... مستنبط است؟

وي معتقد است فارسي زبانان هيچ تقيدي به معيار و پارامترهاي زبان تازي نداشته اند وادامه داد: در اين سال هاي بلند در انتظار بودم كه از نسخه خطي اين كتاب بهره ببرم، چون من در چند كاري كه با شاهدان عيني و قرينه اي ارائه دادم ـ نمونه چاپي را با متن عكس مي خوانم- هميشه از اين غفلات آسيب ديده ام و خود را تنبيه كرده ام كه نسخه نهايي را با متن نهايي تطبيق بدهم. مايل بودم كه عكس آن برسد و عزيزان كه همه از دانشمندان اين كشورند، عنايت دارند كه كتابخانه ملي ملك از آن كتابخانه هاي سهل الوصول نبود. به هر حال دشواري ها و مذايقي داشت و هر بار مراجعه من با ناكامي روبرو مي شد و حتي يكبار رفتم و كتاب را با دقت در ساختمان جديدي كه در پارك ملي ـ كه شايد اسمش را درست به كار نمي برم ـ مطايبه كردم، اما اين تطبيق كافي نبود و خوشبختانه همت بلند جناب آقاي ايراني و دوست گرامي آقاي جهرمي يار شد و ما به نسخه دسترسي پيدا كرديم و در مراحل فيلم و زينك مطابقه اي كردم و هيچ شايسته نبود در متن كتاب اشاره بكنم و چون خود من به عنوان طلبه اي كه در اين كار تجربه 2 متن را دارم همواره اين غفلت ها پيش مي آيد. به تحقيق 150 فقره كج خواني و احياناً اشتباه ديگري از تركيب خط و واژگان مي شد، كرد. به هر حال اين تطبيق مايه آرامش خاطر شد و كتاب تقديم عزيزان شد.
وي در اين نشست كه روز دوشنبه 15 ديماه 82 برگزار شد، افزود: با سهم بسيار كوچكي كه من داشتم -و اما اين نكته را همچنانكه استاد بزرگوار ما از انساب سمعاني يك صفحه اي را در شرح احوال خرجوجي يا خرگوشي كه قريه اي از قراي نيشابور است، براي من كتابت نمودند- آن كتاب خوشبختانه اينك اينجاست. حدس من آنست كه اين دست خط گرامي متعلق به استاد بزرگوار ماست كه هم ارادت شاگردانه خدمت ايشان داشته ايم و هم روابط خانوادگي با ايشان  كه از پاكان و نيكان روزگار بودند، مردي بسيار نجيب و مسلماني راستين كه بنده در حواشي اين كتاب اينجا نقل كرده ام، چند بار از حديقه نام مي برند. ايشان بيش از 20 شاعر را به عنوان شاهد شعري براي تأييد متن گزينش فرمودند كه نشانه احاطه و تسلط شان دارد. به حديقه الحقيقه اشاره مي كنند و از سنائي شاهد مي آورند، ولي برحسب نجابت و بزرگواري يادي از اين نكته نمي كنند كه مصحح اين اثر هستند. ما مي دانيم ايشان حديقه را نخستين بار در سال 1324 به قطع رقعي چاپ كردند و بعد دانشگاه تهران آن را چاپ كرد و از آنجا كه چشم ايشان ناراحتي پيدا كرده بود و خواندن برايشان دشوار شده بود، بنده افتخار گردآوري كشف الابيات حديقه چاپ دانشگاه را داشتم.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید