محمّد كريمي‌ زنجاني‌ اصل در‌ نشست بررسي آراء و انديشه‌هاي‌ ميرداماد:

مير داماد، رويكرد كلامي دارد و خيلي تمايل به تبعيت ندارد

محمّد كريمي‌ زنجاني‌ اصل در‌ نشست بررسي آراء و انديشه‌هاي‌ ميرداماد:

ميراث مكتوب : محمد كريمي‌ زنجاني‌ اصل در‌ نشست بررسي آراء و انديشه‌هاي‌ ميرداماد گفت: به گفته آقاي ناجي، مير داماد رويكرد كلامي دارد ، پس طبيعي است كه خيلي تمايل به تبعيت ندارد.
وي در اين نشست گفت: مي‌خواهم از اينكه ميرداماد صرفا" به بحث تناسخ اشاره دارد، چند نتيجه شخصي بگيرم. بخشي از آن به آثار شيخ و انتساب حكم تناسخ به شيخ بازمي‌گردد. آقاي ناجي فرمودند كه مير چندان بزرگ از شيخ اشراق ياد نمي‌كند، ولي نسبت به شارح شيخ يعني قطب‌الدين شيرازي چنين نيست ،چنانكه دربارة او مي‌گويد: «شارح الاشراق قطب فلك...» اگر مسئله تناسخ را در ارتباط با حضور نقطويه در آن روزگار در نظر بگيريم، شايد راه تازه‌اي بر ما گشوده شود. مي‌دانيم كه نقطويه در همان دوران به تناسخيه اشتهار دارد. اينها به شدت تحت تأثير سهروردي هستند و سروب شده‌اند، بسا كه به دليل اشتهار اينها به كفر  و تصريح در آثارشان – كه متأسفانه منتشر نشده است – به آثار شيخ اشراق و غيره باشد كه مير چنين با احتياط به سراغ شيخ اشراق مي‌رود.
وي به سخنان دكتر ناجي در عدم تبعيت تام ميرداماد از سهروردي اشاره كرد و افزود: به نظر من بخشي از اين، به منابع اشراقي بازمي‌گردد كه ميرداماد در اختيار داشته. من صرفا" براي اين مجلس دو اثر را بررسي اجمالي كرده‌ام. در قبسات از حكمه الاشراق در 6 مورد ياد مي‌كند. هم چنين از شجرة الهي شهرزوري« شرح حكمت الاشراق قطب، شرح هياكل – كه احتمالا" از آن دواني است – و از كتاب المطارحات سهروردي نقل مفصل يك صفحه‌اي مي‌آورد. در كتاب تقويم الايمان نيز از حكمه الاشراق، شجرة الهيه و تلويحات ياد مي‌كند. به نظر من بخشي از عدم تبعيت مير به اين منابع اشراقي كه در اختيار دارد، بازمي‌گردد. شايد ميردادماد اين آثار را عامدا" برگزيده است. متأسفانه برخلاف ملاصدرا فهرست كتابخانه ميرداماد را در اختيار نداريم. شجره الهيه كتاب اشراقي است، ولي با رويكرد كلامي و مير هم به گفته آقاي ناجي رويكرد كلامي دارد، پس طبيعي است كه خيلي تمايل به تبعيت ندارد.
بسا كه نام نبردن او از ابن عربي هم ريشه در چنين مطبي داشته باشد، يعني به اين سنت بيشتر توجه دارد تا به آن سنت اشراقي متمايل به ابن عربي. به رغم آن چند مورد است كه نشان مي‌دهد نمي‌توان حضور قوي شيخ اشراق را در آثار مير نفي كنيم. در مسئله علم باري، به نظر مي‌آيد مير تحت تأثير فصل سوم از هيكل چهارم هياكل النور بوده و آن بحث را البته با لطافت، ظرافت و استدلال تازه‌اي مطرح كرده است. در كتاب تقويم الايمان آنجا كه از انواع علم بحث مي‌كند – و علم را به دو گونه برمي‌شمارد از جمله علم حضوري اشراقي – رد پاي محكم سهروردي و حتي مقدمة حكمه الاشراق را مي‌توانيد بيابيد و موارد ديگري كه آقاي دكتر ناجي هم از آن ياد كردند.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید