دكتر ايراني:

بسحق اطعمه، عقايد اجتماعي خود را در قالب تغذيه بازنمايانده است

دكتر ايراني:

ميراث مكتوب: دكتر ايراني در نشست نقد و بررسي كليات بسحق اطعمه شيرازي گفت: بسحق اطعمه عقايد اجتماعي خود را در قالب تغذيه و اطعمه بازنمايانده است.
وي در اين نشست كه در تاريخ دوشنبه30 شهريور 83 برگزار شد، افزود: بي شك بسحق اطعمه تحت تأثير عبيد ذاكاني ،اما نه به شيوة هجو و كلماتي كه امروز از آنها به عنوان سه نقطه استفاده مي‌كنند، بلكه در قالب طنز و كنايه و حذف به نقيضه سرايي پرداخته و عقايد اجتماعي خود را در قالب تغذيه و اطعمه بازنمايانده است. ظاهرً فقر و گرسنگي در جامعه او از يك سو و شكم‌بارگي و رواج سفره‌هاي رنگين در ميان اعيان و اشراف از سوي ديگر ،او را وامي‌دارد كه زبان به اعتراض و نقد و وضع موجود جامعه خود بپردازد، البته در ميان اشعار او به مطالبي برمي‌خوريم كه هدف او را در امور ديگر هم مي‌توان برشمرد. در آغاز رساله ، كنزالاشتها سخن از مرض بي‌اشتهايي محبوب خود مي‌گويد و براي درمان بيماري معشوق خود تأليف چنين اثري را پيش مي‌گيرد:
گفت بسحق چنين شعر ز انواع طعام
تا شود گرسنه آن سير كه خواند يكبار
من آنچه وصف طعام است با تو مي‌گويم  
  تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
مدير عامل مر كز پژوهشي ميراث مكتوب افزود: بسحق اطعمه 26 غزل حافظ و 17 غزل سعدي و اشعار بيش از 15 شاعر پيش از خود را نقيضه سرايي كرده و در ارائه قالبي جديد و بديع سبكي منحصر به فرد كه ظاهراً سابقه‌اي پيش از آن نداشته، اثري ماندني به يادگار گذاشته و به قول بزرگي؛ شايد بتوان او را از جمله بزرگاني ياد كرد كه با اين اثر گرانسنگ، زندگي اصلي‌اش پس از مرگ او ،آغاز مي‌شود. ان آثارنا تدل علينا. تنظرو بعدنا الي الآثار.
بس كه شيرين گفته‌اي بسحق شعر اطعمه
خوردن قند و نباتت در دهان خواهم نشاند
البته اين كار مانند هر كار بشري ديگري، كاستي‌هايي دارد كه ان شاءالله در چاپ دوم و با مراجعه به مباحثي كه در اين نشست مطرح خواهد شد ،برطرف خواهيم كرد. علي رغم اينكه اين اثر چندين بار نمونه‌خواني شده، اما مواردي از اغلاط مطبعي در آن ديده مي‌شود. همچنين در بخش نمايه از جمله اعلام, ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات، كار بيشتري بايد انجام گيرد. در پايان نقيضه را از اين كتاب انتخاب كردم بر شعر حافظ كه:
دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس
كه چنان زو شده‌ام بي سر و سامان كه مپرس
بسحق در جواب شعر حافظ مي‌گويد:
دارم از كلة بريان گله چندان كه مپرس
كه چنان زو شده‌ام بي سر و سامان كه مپرس
كس به بالاي مظفر نكند مكند آش ترش
كه چنانم من از اين كله پشيمان كه مپرس
روزه داري و رياضت هوسم بود ولي
چشمكي مي‌زند آن دمبة بريان كه مپرس
حال مطبخ دلم از بره بريان پرسيد
گفت آن ديدم از آن آتش سوزان كه مپرس

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید