بر اساس‌ كتاب‌ عالم‌ آراي‌ اميني در مركز پژوهشي ميراث مكتوب برگزار شد

نشست 8 میراث مکتوب : بررسي‌ آراء و انديشه‌هاي‌ سياسي‌ روزبهان‌ خنجي‌

بر اساس‌ كتاب‌ عالم‌ آراي‌ اميني در مركز پژوهشي ميراث مكتوب برگزار شد

ميراث مكتوب : نشست بررسي‌ آراء و انديشه‌هاي‌ سياسي‌ روزبهان‌ خنجي‌ بر اساس‌ كتاب‌ عالم‌ آراي‌ اميني،در تاريخ 20 بهمن 82 در مركز پژوهشي ميراث مكتوب برگزار شد.
در اين نشست، استاد نوايي‌ به اين نكته اشاره كرد تصويري‌ كه‌ در برخي‌ منابع‌ چون‌ تاريخ‌ ادبي‌ ايران‌ نوشته‌ ادوارد براون‌ از مؤلف‌ ارائه‌ شده‌ ،منطبق‌ بر واقع‌ نبوده‌ و بر اساس‌ آنها و يا حتي‌ نوشته‌هاي‌ خود نويسنده‌ نمي‌توان‌ قضاوت‌ كلي‌ در باره او كرد. نكته‌ ديگر آنكه‌ ظاهراً «خنج‌» منطقه‌ايي‌ در كناره‌ خليج‌ فارس‌ و جنوب‌ ايران‌ نيست‌. سخنران‌ بعدي‌ دكتر اشراقي‌ نيز در تأييد نظريه‌ دكتر نوايي‌ تصريح‌ داشت‌ كه‌ خنج‌ منطقه‌اي‌ در «لار» ميان‌ كاشان‌ واصفهان‌ است‌. او در ادامه‌ به‌ تبيين‌ و تشريح‌ دوره‌ نويسنده‌ كه‌ معامر با عصر صفويه‌ بوده‌ پرداخت و معتقد بود كه‌ نويسنده‌ يكي‌ از مهمترين‌ شرايط‌ تاريخ‌نويسي‌ يعني‌ ادب‌ در نگارش‌ را رعايت‌ كرده‌ و نظريات‌ و ديدگاه هاي‌ وي‌ درباره‌ تاريخ‌ جالب‌ توجه‌ است‌. سخنران‌ بعدي‌ دكتر صفت‌ گل‌ نخست‌ به‌ چاپ هاي‌ متعدد اين‌ اثر در ده‌ سال‌ اخير اشاره‌ داشت‌. سپس‌ به‌ جايگاه‌ عالم‌ آراي‌ اميني‌ در حوزه تاريخ‌ نويسي‌ ايران‌ پرداخت‌. استاد رسول‌ جعفريان‌ سخنران‌ بعدي‌ نيز به‌ تبيين‌ مذهب‌ و گرايش‌ ديني‌ خنجي‌ پرداخت.
در ادامه دكتر عالم زاده گفت:بنده مقدمه مصحح محترم جناب آقاي عشيق را كه مشهد چند جلسه اي در خدمت ايشان بوده ايم، تقريباً كامل خواندم .او در مورد فلسفه تاريخ از نظر فضل الله روزبهان خنجي صحبت مي كند و ارجاع داده بودند به صفحه اي كه فلسفه تاريخ را از آن صفحه فهميده و استنباط كرده بود. سؤوال من اين است با وقوفي كه بر اين كتاب داشته ايد، به واقع روزبهان خنجي آيا انديشه فلسفه تاريخ را دارد و آيا فلسفه تاريخ را آنجا مطرح كرده يا برداشت آقاي عشيق بوده؟
دكتر صفت گل در پاسخ گفت:من تصور مي كنم آن بخشي را كه خنجي درباره تاريخ در مقدمه كتاب آورده، عنوان خودش گوياتر از تعبير آقاي عشيق است ،يعني مي گويد در بيان فوائد و رتبت علم تاريخ و اين خيلي صريح به ما منظورش را مي گويد. تصور من اين است اگر مصحح محترم به جاي اينكه اين قسمت از كتاب خنجي را به جاي فلسفه تاريخ بياورد، البته بايد براي خواننده روشن مي كردند كه منظورشان از فلسفه تاريخ كدام فلسفه تاريخ است، چون توجه به اين است كه ادبيات مربوط به فلسفه تاريخ كه امروزه زياد است، ما يك فلسفه تاريخ نداريم و ظاهراً اگر بخواهيم به فلسفه متوسل شويم مكاتب مختلف فلسفه تاريخ داريم. بنابراين من فكر مي كنم اين بخش از كتاب عشيق شايد بايد اندر باب بينش تاريخ و تاريخ نويسي و سودمندي هايي كه يك متن تاريخي در جامعه دارد، نه به لحاظ نظرپردازي. آنچه خنجي مي آورد نظرپردازي خاصي نيست ،بلكه ملاحظات كاربردي تاريخ است در جامعه، براي سلطان براي رعايا، براي سپه سالاران، براي حكما، علما و فقها و ... چيزي كه خنجي در اين بخش خيلي تأكيد مي كند و مهم است اين است كه با توجه به اينكه منشأ خنجي، منشأ علمايي است او ورود به اين بحث را هم از اينجا شروع مي كند كه مي گويد كه براي فهم قرآن، خود قرآن كافي نيست. بنابراين براي فهم آيات قرآن به شرح و توصيف و وقايعي كه مرتبط با آن است ،نياز داريم.
عالم زاده مجددا گفت:اشاره فرموديد مطالبي كه خنجي درباره تاريخ و فوائد و شيوه آن نوشته، دنباله آن سنتي است كه ابن فندق در تاريخ بيهق نهاده. سؤالم اين است كه آيا سخاوي در كتاب الاعلان بالتوبيخ، مطالبش را از سنت ايراني گرفته است؟
دكتر صفت گل پاسخ داد:اين را من به درستي نمي دانم كه آيا ارتباطي بين اطلاعات مربوط به نظرپردازي درباره تاريخ و علم تاريخ در زبان فارسي بوده يا نه. تا جايي كه اطلاع دارم سخاوي فارسي نمي دانست و نمي توانست از منابع و متون فارسي استفاده كند. او تركي و عربي استفاده مي كرد.شايد ممكن است طلاب ايراني و فارسي زباني نظير خنجي كه مدتي را شاگرد سخاوي بوده، اين اطلاعات را مثلاً از متن ها منتقل كرده باشد ،ولي ظاهراً شكل گيري نظرات سخاوي درباره تاريخ پيش از ملاقات خنجي و سخاوي است، در مدتي كه شاگرد سخاوي بوده و نزد او كتاب خوانده است.
دكتر روشن هم گفت:ابن خلدون هيچگاه نگفته كه من مي خواهم فلسفه تاريخ بنويسم. ابن خلدون اول كتاب هايش را نوشته و بعد آن مقدمه را نوشته. يعني آن مقدمه بعد از تأليف مؤخره است و از تمام وقايع و حوادث نتيجه گرفته است. بعد ما استنباط مي كنيم كه اين فلسفه است. به نظر من به اندازه قدمت تاريخ نويسي ما فلسفه هم داريم. بنابراين استنباط ما از فلسفه تاريخ نبايد علم فلسفه تاريخ باشد، بلكه بايد علت جويي هايي كه مثلاً يعقوبي يا ابن خلدون يا سمعي رستم يا بيهقي گرفته اند را امروز به حساب فلسفه بگذاريم.
آقاي كيان فر در پايان اين نشست گفت:متن عالم آرا ارزش اين جلسه طولاني را داشت. به هر حال تاريخ عالم آرا از چند جهت اهميت دارد، به خصوص از نظر اينكه بخشي از زمان و تاريخي است كه ما اطلاعات كمي از آن داريم و به خصوص ديدگاه ايشان در باب خلافت و مسئله امامت كه خلافت را همان امامت و امامت را همان خلافت مي داند. منتها با توجه به چهار روشي كه خود در متن كتاب مي آورد ،همان طور كه بيان شد انتخاب خليفه و به امامت شيعي اعتقادي ندارد. از نقطه نظر ديگر هم بعد از ابن مسكويه جز معدود مورخين ماست كه به هر حال با تفكرات فلسفي مورخ آشنايي دارد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید