محمد حسین ساكت در نشستي با عنوان « ايرانشناسي و اسلام شناسي در آلمان»:

كتابخانه ملي برلين، از سرشارترين كتابخانه هاي دست نگاشت هاي تازي و فارسي است

محمد حسین ساكت در نشستي با عنوان « ايرانشناسي و اسلام شناسي در آلمان»:

ميراث مكتوب- محمد حسین ساكت در بيست و هفتمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب با عنوان « ايرانشناسي و اسلام شناسي در آلمان»، گفت: كتابخانه ملي برلين، كتابخانه هاي دانشگاه ها«گوتن گن»، «هايدلبرگ»، «وامانيتس»، از سرشارترين كتابخانه ها به ويژه دست نگاشت هاي تازي و فارسي به شمار مي آيد.
وي در اين نشست كه روز چهارشنبه 30 دي 83 در مركز پژوهشي ميراث مكتوب برگزار شد، افزود: پيوند آلمان با خاور زمين به يورش دوم صليبي، 1147 - 1149 بر مي گردد. زائران آلماني سرزمين هاي مقدس، هنگام بازگشت، به توصيف سرزمين فلسطين و بازگويي گوشه هايي از تمدن آنجا پرداختند. نقش كشيشان و از آن ميان،  آلمانيان در ترجمه از زبان تازي در اسپانياي اسلامي برجسته است. اينان بيشترين ترجمه ها را به لاتيني كه زبان آن روز بود، درآورد. «فردريك دوم» پادشاه سيسيل و سپس امپراطور آلمان، نسبت به كليسا در برابر اسلام تعصب مي ورزيد. با جدا شدن و گسستن «لوتر» از واتيكان و خرده گيري او از پاپ و آغازگري اصلاحات ديني، گرايش و رويكرد به تورات افزوني گرفت. در اين ميان گِروَش «فردريك سوم» در 1560 به مذهب پروتستان و پس از آن، گسترش اين شاخه نوين مسيحيت، كار را به رويارويي كاتوليك ها و پروتستان ها كشانيد. در اين كارزار واتيكان با دانشمندان، فيلسوفان و تاريخ دانان خود كه بيشترشان لاتيني، يوناني و عبري خوب مي دانستند و دانشوران خاوري آنان در كنار اين زبان ها، به سورياني، عبراني و كَلداني نيك آشنا بودند، به آوردگاه آمد، در راستاي اين رويارويي بود كه تكاپوي علمي اين دو فرقه به شرق گرايش پيدا كرد. شرقي كه گهواره دين مسيح بود و مسلمانان و يهوديان سهمي در اين تكاپو و پويش داشتند و در زمينه هاي تاريخي، جغرافيايي، واژگاني و فرهنگ كشف رازها و رمزهاي كتاب مقدس كوشيده بودند. بدين گونه بررسي و نقد و ويرايش ترجمه ها، ترجمه هاي تورات و انجيل كه پايه و مايه كشمكش هاي كليساي كاتوليك و اصطلاحات ديني پروتستان و تنها منبع باور مسيحي به شمار مي آمد، آغاز شد.

وي ادامه داد: براي چنين كار سترگي، يعني ترجمه دقيق كتاب مقدس بر پايه متون و دستنوشت ها، دانشگاه هايدلبرك، در1561 به پا خواست. برپايي دانشگاه ها در آلمان ديرهنگام آغاز گرديد. نخستين دانشگاه آلمان به سال 1347 به دست «تري ميليوس» يهودي كه به كيش كاتوليك درآمد و سپس پروتستان گرديد، در شهر پراگ ساخته شد. كم، كم پاي دست نگاشت هاي «پروستل» به كتابخانه «فردريك سوم» باز شد، البته اين فريدريك سوم خودش پروتستان شده بود، او، تري ميليوس را به ترجمه تحت اللفظي تورات به لاتيني واداشت. در اين كار، شاگرد، داماد و جانشين تري ميليوس در هايدلبرك به نام "يونييوس" او را ياري داد. تري ميليوس در دستور زبان هاي كلداني و سورياني كتابي نگاشت و انجيل را از سورياني بر پايه دستنويس پروستل به لاتيني ترجمه كرد. بدين سان زبان هاي عبري، كلداني، تازي و سورياني به دانشگاه هاي آلمان راه يافت. «كريستوف ولف» برخي از اين زبان ها را در دانشگاه هامبورگ تدريس كرد و كتابخانه را از دستنوشت هاي تازي انباشت و رده اي از كتاب هاي عبري در آن كتابخانه نگاشت. در آغاز سده هجدهم، آلماني ها، زبان هاي شرقي را در هلند آموختند و همين كه به كشورشان بازگشتند، به آموزش آن زبان ها در دانشگاه هاي سرزمين هاي خويش پرداختند. دست مايه اين تكاپوها، تورات بود كه روزي كانون فرهنگ همگاني به شمار مي آمد، از نامداراني كه به تدريس زبان هاي خاوري در آلمان نشستند، مي توان از «رايس كه» در دانشگاه «لايپزيك» و «گوستاوتيخسن» در دانشگاه «رُستُك» ياد كرد.
به گفته ساكت، در آستانه سده نوزدهم به شگون كوشش هاي علامه«دُساسي» استاد تازي و پارسي در مدرسه زبان هاي شرقي پاريس، فرانسه جاي هلند را گرفت. «دُساسي» احياگر پژوهش هاي تازي و فارسي و به ويژه دستور زبان در سراسر اروپا بود. آلمان نيز مانند ديگر كشورهاي اروپايي از «دُساسي» ياد گرفت و دانشوران و شرق شناسان آلماني پاي درس دُساسي زانو زدند. از سرشناس ترين آن ها «فلاشير»، «ايوالت» بودند كه پايه گذار پژوهش هاي تازي و فارسي در آلمان به شمار مي روند. بسياري از خاورشناسان بزرگ كه به فهرست نگاري دست نگاشته ها در زمينه زبان هاي شرقي و اسلام شناسي در دانشگاه دست زدند، شاگردان اين 2 آلماني بودند. شاگردان اين 2 بودند كه موزه ها را سامان دادند، چاپخانه ها و انجمن ها و مجله هاي شرق شناسي و اسلام پژوهي را پايه گذاشتند. در فرانكفورت و هامبورگ نيز به ترتيب در سال هاي 1912 و 1919 كانون ها و مدرسه هاي اسلام پژوهي و آفريقا شناسي برپا شد كه هر كدام از آن ها، استادان، ابزارها و صفحه هاي ضبط و آزمايشگاه هاي صوتي داشت. پژوهش هاي شرق شناسي در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم، پيش از 1933 به شكوفايي رسيد. در دانشگاه هاي آلمان غربي به تنهايي سي و پنج استاد، سي و شش استاديار و پانزده مربي پيوسته درس مي دادند. دانشجويان براي شرق شناسي و ايران شناسي به دانشگاه هاي آلمان سرازير شدند و در سطح تحصيلات تكميلي دانش آموختند. كتابخانه هاي شرقي در آلمان، هفت هزار كتابخانه وابسته به شهرداري ها و يازده هزار به كليساها وجود دارد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.