نشست 32 : دانش‌ پژوهي‌ بر پايه‌ تاريخ‌ بغداد خطيب‌ بغدادي‌ (نقد و بررسي‌ كتاب‌ نهاد آموزش‌ اسلامي‌)


ميراث مكتوب : ميراث مكتوب : سي و دومين نشست مركز پژوهشي ميرات مكتوب، با عنوان دانش‌ پژوهي‌ بر پايه‌ تاريخ‌ بغداد خطيب‌ بغدادي‌ (نقد و بررسي‌ كتاب‌ نهاد آموزش‌ اسلامي‌) روز دوشنبه 10مرداد84 در اين مركز برگزار شد.
سخنرانان اين نشست، علي‌ بهراميان‌، محمدكاظم‌ رحمتي‌، محمدحسين‌ ساكت‌و دكتر اكبر ايراني‌ بودند.
در بخش پاياني اين نشست دكتر ايراني گفت: درباره اهميت تاريخ بغداد و مقايسه 2 طرح اين اثر آقاي رحمتي بحث كردند. درباره اهميت نهاد آموزش در اسلام هم سخناني مطرح شد. وقتي كه به يك متن تاريخي نگاه مي-كنيم، اين انتظار را نداريم از محقق كه نگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه هم داشته باشد و متني كه تحقيق مي كند در واقع با توجه به دانش هاي مختلف بحث بكند. من نظرم اين است كه چون اين مباحث، مباحث ميان رشته اي است و در پژوهش روي متون تاريخي ما بايد مشاورين مختلفي داشته باشيم. ما مي بينيم كه آثار بسياري از متون گذشته ما در كشورهاي اروپايي منتشر شده و در كشورهاي عربي به خصوص در مصر و در شبه قاره در كلكته و حيدرآباد و اينها منبع و مآخذ در دسترس اروپائيان بوده كه براي مطالعات ايران شناسي و اسلام شناسي شان استفاده مي شود. متأسفانه در طول اين 200 و 300 سال و 100 سال اخير كه نشر كتب شيعي كمتر بوده ، يكي از علت هاي اصلي عدم توجه به متون شيعه ، عدم دسترسي به اين متون بوده است.
آقاي جمشيدنژاد در پاسخ به يك سئوال گفت:در ميان اقشار مختلف فرهنگي اسلامي، چنين معمول بوده كه هر قشري علم را در خود آن قشر معرفي مي كرده ، يعني فقها مي گفتند فقه، خود فقه هم تتبع لغوي دارد و محدثين مي گفتند حديث، علم حديث.
دكتر ساكت هم در اين ارتباط گفت: ببينيد تا قرن ششم كه مسلم است هر جا صحبت از دانشمند مي شود ،معناي آن طبيب است . فقه و حديث دانش هاي گوناگوني را در اختيار داشتند و چون شرط يك محدث اين است كه دانش بويژه ادبيات و علم كلام تا اندازه اي و نقد رجال را بايد ياد مي داد، خود اين مجموعه، دانش خاصي را تشكيل مي داد و آن فرد را مي گفتند، دانشمند.
آقاي جهانبخش در اين باره چنين مي گويد: ببخشيد آقاي ساكت من گمان مي كنم اين مختص آن روزگار هم نبوده است. همين امروز شما ببينيد كه اصطلاحي را بكار مي برند كه آقاي فلاني ،اهل علم است و اين اگر و اما دارد. همين امروز شما مي گوييد كه آقاي بشار عواد معروف ،آخوندوار بوده ،براي چي براي اينكه شما به شيوه ديگري عادت كرده ايد . نظام آن موقع هم اينطور بود كه هر كسي از ظن خود شد ،يار من، مخصوص آن روزگار نبوده است.
آقاي ذاكري بحث را عوض مي كند و ادامه مي دهد: در مورد آموزش و پرورش ، كتابي دكتر اعلم نوشته بود كه كار ابتكاري بود و تاريخ آموزش و پرورش را در غرب و ايران از قديم الايام و پيش از اسلام تا امروز شرح داده است. آن هم كتاب ذيقيمتي است كه نمي دانم شما استناد كرده ايد به آن در اين كتاب يا نه ؟و ديگر اينكه ،اين تاريخ بغداد، طرز بيان تاريخش بصورت حديث مانند است و اين ظاهراً تحولي است كه از علم حديث به تاريخ سرايت كرده است.
آقاي رحمتي در باره بخشي از سخنان آقاي جهانبخش چنين تذكر داد: من در چند جاي كلامم گفتم كه بشار عواد ،سليقه اي كار كرده و گفتم كه مقدمه ايشان -معادل دقيقي سريع به ذهنم نيامد كه بخواهم بگويم كه عالم اهل سنت است – و واژه آخوند را به كار بردم .در هر صورت قصد اين را نداشتم كه اساعه ادب بشود.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.