دكتر علي‌ رهبر در بيست و هفتمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

كتاب هاي ايراني كه در اروپا ترجمه شده، خيلي خواننده دارد

دكتر علي‌ رهبر در بيست و هفتمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

ميراث مكتوب- دكتر علي‌ رهبر در بيست و هفتمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب، گفت: كتاب هاي ايراني كه در اروپا ترجمه شده، خيلي هم خواننده دارد و خيلي هم فروشش خوب است.
وي در اين نشست كه با عنوان « ايرانشناسي و اسلام شناسي در آلمان»، روز چهارشنبه 30 دي 83 در مركز پژوهشي ميراث مكتوب برگزار شد، افزود: من تعليمات حوزوي ندارم، ولي در عين حال با تمام اين آثاري كه ممكن بود، آشنايي داشتم و بعد هم اين مصيبت بزرگ بيماري كه سَرم افتاد، رساله علمي بنده را تبديل كرد به رابطه ابن سينا و الكيميا. والا بنده مي بايستي در رشته شيمي يك رساله اي مي نوشتم و علي الخصوص و هدف بنده شيمي هسته اي بود و من مايل بودم درباره شكافت اورانيوم تحقيقاتي كرده بودم، والا به اينجا نمي كشيد، ولي خود اين باعث شد كه خوشبختانه، 2 رساله از ابن سينا پيدا كردم و اين 2 رساله را كه ترجمه نقادانه اي بهش نوشته شده بود، تهيه كرده و اصطلاحات آن را به سبك روز در آوردم. يادم مي آيد كه آقاي فليتس ماير، استاد بزرگوار بازِدي كه يكي از ممتحين ما، بود، در نامه اي براي استاد راهنمايم نوشته بود كه اين آقا يا ديوانه است يا اصلاً چيزي بلد نيست. دليل يك، ديوانه است به اين علت كه ما اين همه زحمت كشيديم و يك حروفي تهيه كرديم، يك الفبايي درست كرديم كه بتوانيم حرف ها، يعني لغت ها، واژه ها و اسم هاي شرقي را به غربي بازگردانيم و اين آقا خودسرانه برداشته براي خودش هرطور تلفظ مي كرده، نوشته است. دوم اينكه بعداً اينكه ايشان اولاً با چه جرأتي اين رساله را انتساب به ابن سينا مي دهد و ثانياً به خودش هم اجازه ترجمه به مد روز و به سبك روز را داده است. اين حرف، برايم كشنده و واقعاً رنج آور بود، هم، بعد از آن همه بيماري ها، مصيبت ها و گرفتاري ها در سنين 27 سالگي.
دكتر علي‌ رهبر ادامه داد: مي دانيد كه ابن سينا از همه جهات، ابعاد متعدد و گوناگوني دارد. از نظر ادبيات، از روانشناسي، پزشكي، شيمي و غيره و ذالك و بنده مجبور بودم اين آثار را يكي پس از ديگري مطالعه كنم. اولين كتابي كه دست گير من شد، درس حكيم  مسلمان سيد حسين نصر بود. اين را با ولع خاصي به آلماني بر گرداندم، زيرا در اين كتاب در كنار ابن سينا، ابن عربي و سهروردي هم مطرح مي شدند. دومين كتاب مسئله اصولاً ماده و طبيعت بود كه تا حدودي در كتاب، نظر متفكران اسلامي درباره طبيعت را پيدا كردم و سومين چيز در "قلمرو وجدان" از مرحوم زرين كوب بود و از آن جمله است كتاب نهج البلاغه. نهج البلاغه تا حالا چندين ترجمه داشته است، علي الخصوص مختصري از آن را، يكي از دانشمندان آلماني چاپ كرده است. اصولا ترجمه هايي كه از زبان ايراني به خارجي مي شود، معمولاً بر اثر نداشتن زبان، فرق نمي كند كه مترجم كيست، خارجي است يا خودمان ايراني ها هستيم. معمولاً براي يافتن مترادف ها، مفاهيم عجيب و غريبي برايش پيدا مي شود. اين مشكل در ترجمه خارجي به ايراني هم هست و وامكافات وقتي كه از ايراني بخواهد به خارجي تبديل شود. استدعا مي كنم در ترجمه آثار، خاصه به زبان هاي اروپايي، توجه بفرمائيد كه صاحبان انديشه، اين را ترجمه كنند، نه هر كسي. مثلاً فرض بفرمائيد كتاب بسيار زيباي خدمات متقابل ايران و اسلام يا اسلام و ايران مرحوم مطهري، ترجمه اي شده است در همين ايران به نام، آنچه ايران به اسلام داد و آنچه اسلام به ايران داد.

وي افزود: در مورد خانم شيمل و علاقه و عشقي كه ايشان به ايران داشت، باعث شد هفت بار به ايران بيايد و هميشه فارسي را شكسته، ولي در عوض تركي را با صراحت و زيبايي صحبت مي كرد. شيمل در سال 1922 در شهر «ارفورت» به دنيا آمد. شهر «ارفورت» تا پنجاه سال پيش جزء آلمان شرقي محسوب مي شد و پايتخت بزرگترين و فرهنگي ترين «ايالت توبين گِن» هست. همان جايي است كه مثلاً فرض كنيد گوته به دنيا آمده است، همان جايي كه خانواده «باخ» به دنيا آمدند و همان جاييست كه در فاصله كمي از آن شهر «ورمار» قرار دارد كه محل زندگي و فعاليت هاي اجتماعي «گوته» بوده است. شيمل، گوته و حتي «هِردِر» كسي است كه اروپا و مخصوصاً آلمان را با سعدي آشنا كرد. بله «همر پور كشتال» اولين كسي است كه حافظ را ترجمه كرده است. بنابراين، اگر گوته درباره حافظ چيزي مي گويد، بنابراين بايد دقت بكنيم، همان تقوا و همان پرهيزكاري و همان وسواسي را كه در نوشته هاي خودمان داريم، در نوشته هاي ديگران هم توجه كنيم.
وي همچنين گفت: در فرهنگ اروپايي يك مثلث وجود دارد و در فرهنگ اسلامي هم يك مثلث. در فرهنگ اروپايي مثلث فرانسه، انگليس و آلمان وجود دارد و در فرهنگ اسلام هم ترك ها، عرب ها و ايراني ها. ايراني ها، مساوي فرانسوي ها هستند، عرب ها، مثل انگليس ها مي مانند و نقش انگليس ها را بازي كردند و ترك ها، نقش آلماني ها را بازي مي كنند، اما نتيجه اي كه مي گيريم اين هست كه ما ايراني ها، الان نسبت به ترك ها و اعراب، نقشي را كه بايد، براي مسئله اسلام پژوهي در اروپا  بازي نمي كنيم و در آنجا ما عقب افتاده ايم. با اين حال، كتاب هايي هم كه ترجمه شده، خيلي هم خواننده دارد، خيلي هم فروشش خوب است و هيچ كتاب ايراني كه تا حالا چاپ شده،  با همه اشكالات در ترجمه، روي دست ناشرش باقي نمانده كه ايجاد ناراحتي كند.
دكتر رهبر در پايان سخنان خود به پيغام خانم شيمل از آلمان و در بستر مرگ، كه براي ايشان و به نقل از خودشان براي ايران، فرستاده بود، اشاره كرد و گفت:« ايراني بايد به خود ببالد، زيرا به گفته هگل، ما با ايرانيان است كه به در هم پيوستگي تاريخ بشر پا مي نهيم، با ايرانيان است كه ما فهميده ايم جهان ظلمت دارد و نور و من اميدوارم كه ايراني يكبار ديگر بتواند در رگ هاي فسرده جهانيان نور بپاشد و بنده اين آرزو را دارم كه مرا مورد محبت خودتان قرار بدهيد و در رگ هاي فسرده مرده من هم، نوري بپاشيد.»

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید