دكترمحمدحسين ساكت در پنجاهمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

اقبال لاهوري، احياگر سترگ زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره است

دكترمحمدحسين ساكت در پنجاهمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

ميراث مكتوب- دكترمحمدحسين ساكت معتقد است كه اقبال لاهوري، نه تنها شاعر بزرگ اسلام و انديشمند جهان معاصر است ، بلكه از نظر ما ايراني ها، احياگر سترگ زبان فارسي زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره است.
وي در پنجاهمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب كه با عنوان« تأثير مولوي بر انديشه هاي اقبال»، روز دوشنبه 13 آذر 85 در اين مركز برگزار شد، افزود: اقبال براي ما ايراني ها شخصيت شناخته شده اي است و بيش از هفتاد سال است كه ايرانيان در ايران زمين از اقبال سخن مي گويند. اقبال نه تنها شاعر بزرگ اسلام و انديشمند جهان معاصر است، بلكه از نظر ما ايراني ها احياگر سترگ زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره است. به ياد بياوريم اقبال، هنگامي زبان فارسي را به عنوان زبان پيام رساني خودش برگزيدكه دست استعمار انگليس، دانسته مي خواست اين ريشه  كهن را در آن سرزمين قطع كند و اقبال به آساني مي توانست مثل تاگور، زبان انگليسي را برگزيند و به همان نام آوري و شناختي برسد كه از نظر ظاهر تاگور رسيد، جز اين كه تاگور اين بخت رايافت كه يك بار به ايران سفر كند و از خوش آمد گويي گرم دانش پژوهان و دولت مردان آن روز، برخوردار شود، ولي اقبال اين بخت را نيافت و در آرزوي آمدن به ايران بود.


 

دكتر ساكت ادامه داد: اقبال پاره وجود ماست. ما اگر نگوييم بيشتر، اقبال را به همان اندازه كه برادران پاكستاني از خودشان مي دانند، ما هم از خودمان مي دانيم. رمز استقرار و پايندگي دوستي ايران و شبه قاره و بيشتر كشورهاي اسلامي، الان پاكستان است. يعني اقبال مي تواند يك نقطه عطف باشد. اقبال سواي اينكه، اديب برجسته و شاعر فرزانه اي بود، يك حقوقدان هم بود. در فرهنگ شرقي ما كسي كه اين همه مهارت در ادبيات و فلسفه داشته باشد، صاخب سبك باشد و به زبان غير مادري اش به اين خوبي شعر بگويد و يك حقوقدان برجسته و پيروز هم باشد، ما كم داريم. شايد هم اصلا نداشته باشيم، ولي جالب اين است كه وقتي اقبال يك پرونده را مي گرفت و سرگرم آن بود تا پايان آن پرونده، بر در دفتر وكالتش مي نوشت كه تا اطلاع ثانوي تعطيل است. يعني كار قبول نمي كرد و كار دلش را مي كرد و تحقيقش را انجام مي داد. براي گذران زندگي اش، با آنكه به اصرار دولت انگليس، لقب سر گرفته بود، ولي هيچ گاه از مزاياي آن لقب استفاده نكرد و تازه، به اين شرط آن لقب را از دولت انگليس پذيرفت كه به استادش شمس العلما هم لقب سر بدهد. انگليس چون شمس العلما يك آخوند و دانشمند ضد انگليس بود، ابتدا دريغ مي كرد و ابا داشت كه اين كار را بكند، ولي به اصرار اقبال اين كار را كرد.
وي گفت: افكار مولوي و افكار علامه اقبال لاهوري، اصلا از حدود وقت و زمان ماورا هستند. يعني كسي كه عرفان زياد با خدا داشته باشد، اصلا ابوالوقت است.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.