با عنوان«گل و گياه در هزار سال شعر فارسي» برگزار شد

شصت و سومين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب

با عنوان«گل و گياه در هزار سال شعر فارسي» برگزار شد

ميراث مكتوب- شصت و سومين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب با عنوان«گل و گياه در هزار سال شعر فارسي» و با سخنراني دكتر بهرام گرامي از آمريكا، روز دوشنبه 15بهمن 86 در اين مركز برگزار شد.
در ابتداي اين نشست دكتر اكبرايراني مدير عامل مركز پژوهشي ميراث مكتوب، به معرفي دكتر بهرام گرامي تنها سخنران نشست، پرداخت و گفت: يكي از مباحث ميراث مكتوب كه مرتبط با حوزه‌ متن پژوهشي است، مبحث دلكش و دلنواز گل و گياه در شعر فارسي است و جناب آقاي دكتر گرامي تخصص اصلي‌شان مباحث كشاورزي و ژنتتيك كشاورزي است، اما سال‌هاست كه علاقه‌مند به مباحث ذوقي و هنري شعر فارسي هستند و اين تعلق خاطر را به كتابي تبديل كردند كه اميدواريم شاهد مجلدات بعدي اين اثر هم باشيم. ايشان بيست و سه سال است كه در امريكا مشغول تحقيق و پژوهش در حوزه‌هاي مختلف از جمله تئوري متون تخصصي انگليسي هستند و اين براي ما مغتنم است كه ايشان روي شعر فارسي كار كردند و كار بسيار زيبا و درخورتوجهي است.
وي ازگل به عنوان نخستين هديه خداوند به مقربين درگاه الهي ياد كرد و افزود: گل در دنيا مظهري از مظاهر جهان حضرت ربوي است و به دليل اينكه صفت دنيايي دارد، زوال پذير و فناپذير است و به قول سعدي: گويا گل همين پنج روز و شش روز باشد،اين گلستان هميشه خوش باشد.
دكتر بهرام گرامي از آمريكا، نيز در ابتداي سخنان خود، گفت: در شگفتم كه حتي يك اثر و يك تحقيق جامع در مورد يكي از گياهان در شعر فارسي انجام نشده است.
وي افزود: به هر جا سر كشيديم با فرهيختگان ادب فارسي در داخل كشور و خارج كشور به گفتگو نشستيم. فهرست پايان نامه‌ها و رساله‌هاي دانشكده‌هاي ادبيات دانشگاه هاي ايران را يك به يك بررسي كرديم و  فهرست مجلاتي كه از انتشار اينگونه مطالب هستند، ولي حتي يك مورد نبود.

دكتر گرامي به كتاب خود اشاره كرد و ادامه داد: در اين كاري كه در حال انجام آن هستم با يك ميليون و پنجاه هزار بيت شعر سرو كار دارم. اين شعرها در مقوله‌هاي مختلف هستند، در حماسه و داستان هاي رزمي، مي و ميخانه و ميگساري، منظومه‌هاي عاشقانه، متن و ثناي سلاطين و در عرفان و وحدت وجود. بخشي از آن كه از بخش هاي ديگر كوچكتر نيست، در مورد اسرار كلي گل و گياه شامل همة گل ها، درختان، ميوه‌ها و حتي آنهايي كه جزو اين سه تا نيستند، مثلاً پنبه يا زيره يا گياهان ديگر كه به آنها خواهيم پرداخت.
در پايان نشست، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد كه دربخشي از آن، دكتر ساكت گفت: اين كتاب، نشانگر كوشش و رنجي است كه ايشان بردند. مي دانيد دفترها، ديوان ها و كتاب هاي را ورق زدن، كار سختي است، ولي اين كار سترگ و بزرگي كه ايشان كردند به واقع راهنماي بسيار خوبي براي ديگر كار هاي، از اين دست است.
دكتر خرمشاهي نيز در ادامه افزود: دكتر گرامي يك گياه شناس و متخصص كشاورزي و گياهي است و برجسته بودن خودشان را نشان دادند، چرا كه هيچ يكي از اين بيت ها را به صورت غلط نخواندند، در حالي كه بنده بارها شاهد بوده ام كساني را كه رشته شان پزشكي بوده و رشته فني خوانده اند و يا رشته هاي غير مرتبط با ادبيات و وقتي كه به ادبيات پرداختند، گاهي وزن شعر را غلط خواندند و يا معاني ابيات را درست نفهميدند و لغزش هايي از اين قبيل، در حالي كه من دقت كردم كه ايشان تكيه هايي كه بايد روي ابيات مي گذاشتند، دقيقا درست روي كلمه  مورد نظر مي گذاشتندو وزن شان هيچ خدشه اي نداشت. فقط يك نكته اي در مورد «دار» بگويم كه درخت هميشه هم خميده نيست، وقتي كه درخت مي گويند، مطلق است. دار در زبان پهلوي اصلا به معناي درخت نيست . يعني خود كلمه دار به تنهايي درخت است و الان ما به صورت دار و درخت اين تركيب را داريم و زبان فارسي زبان مترادفات است ما دار و درخت را به يك معني به كار مي بريم. در مورد رعنا هم، رعنا و رعونت هم كه به معني خود بيني است.

دكتر گرامي در پاسخ گفت: در مورد درخت يا گل، آوردن نام گل قبل از گل ها درست نيست، چون كلمه گل، نوعي است و ما نمي گوييم گل بنفشه و گل نرگس. در زبان فارسي، نام بردن از درخت و گل، قبل از نام آن ها معمول نيست. به همين دليل، دار و درخت را در نظر نداريم كه بگوييم حالا خم است يا راست.
دكتر اكرم نوري هم گفت: تصويري كه شما از گل رعنا ارائه فرموديد، گل سرخ است. يادم هست زماني كه ما كودك بوديم يك گل هايي توي باغچه بود كه اصلا اسم خاصش رعنا بو،د يعني غير از اين صفت عامي كه شما مي فرماييد در ادبيات است و رعنا يك اسم خاصي بود. آيا يك همچنين اسمي را ما به اشتباه آموخته و ديده بوديم يا واقعا وجود دارد؟
دكتر گرامي چنين پاسخ داد: قطعا وجود داشته است. گل رعنا دقيقا يك طرفش مخملي نارنجي است و آن يكي طرفش، رنگ مات و در واقع زرد رنگ است، ولي شكل و شمايلش كاملا جور ديگري است.
دكتر ساكت هم افزود: فكر مي كنم اين كه رعنا، اسم زن است، بي تناسب نيست و اسم گل بايد باشد و معمولا اسم گل ها را روي زن ها مي گذارند و رعنا هم اسم زن است.
آقاي سجادي نيز معتقد بود كه يك جفايي بر شاعران بسيار خوب ما شده، چه شاعران قدمايي معاصر مثلا حضرت استاد بهار كه در آن قصيده معروف شان هنگام فروردين، طبيعت را خوب ستايش كردند.
دكتر گرامي پاسخ داد: بنده واقف هستم به آثار شعراي متقدم و متاخر، يعني آن كساني كه صد و صد و پنجاه سال پيش بودند، ولي در اشعار شاعران پنجاه سال اخير، بسيار بازار را آشفته ديدم. گل ها و گياهاني در شعر آمدند كه اين سال ها در يك سرزمين نمي رويند و فقط همين طور رديف شده اند.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید