با عنوان« اصول ساختارشناسي و تأويل متون با نگاهي به مثنوي معنوي» برگزار شد

پنجاه و نهمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب

با عنوان« اصول ساختارشناسي و تأويل متون با نگاهي به مثنوي معنوي» برگزار شد

ميراث مكتوب- پنجاه و نهمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب با عنوان« اصول ساختارشناسي و تأويل متون با نگاهي به مثنوي معنوي» و با سخنراني دكتر سيد سلمان صفوي (انگلستان) و دكتر ساكت، روز دوشنبه 15 مرداد ماه 86 در اين مركز برگزار شد.
دكتر اكبر ايراني در ابتداي اين نشست، گفت:  تصحيح متن، يك فن، يك مهارت، يك هنر و يك تخصص است.
مدير عامل مركز پژوهشي ميراث مكتوب، ضمن خير مقدم خدمت حضار گرامي بخصوص ميهمانان خارجي آقاي دكتر كنيگ از گرجستان و امموژن كي از لهستان، افزود: با توجه به اينكه امسال را سال بزرگداشت مولانا اعلام كردند، اين سومين نشستي است كه ما درباره مولانا برگزار مي كنيم. مركز پژوهشي ميراث مكتوب، عمده كاوش را در تحقيق و پژوهش و تصحيح متون كهن قرار داده و تاكنون در 180 جلدي كه منتشر كرده ايم، به اين سمت حركت كرده كه راههاي استاندارد شدن شيوه هاي تصحيح متون را به نحواكمل، به آن برسيم و الان، در شيوه نامه هايي كه براي محققين و علاقه مندان به تحقيق متون، چاپ كرده ايم و شيوه نامه هايي را كه در دست داريم، راههايي را هموار كرده و مي توانيم كمك خوبي براي علاقه مندان، در اين حوزه باشيم.
وي گفت: توفيق داشتم در مراسم بزرگداشت مولانا در استانبول، با آقاي دكتر نصر از نزديك صحبت كردم. دكتر صفوي در مطالعاتي كه روي مثنوي انجام دادند، كار جديد و بديعي كرده اند. من ديدم كه اين، يكي از همان مباحثي است كه ما در ميراث مكتوب دنبالش هستيم و يك همچين روزي را براي  اين نشست با حضور ايشان انتخاب كرديم.

در ادامه،دكتر ساكت گفت: رمز جاودانگي، ماندگاري و پويايي مولوي و مثنوي، تقليد او از قرآن است.
 وي افزود: امروز افتخار داريم كه تجربه هاي دكتر صفوي در اين نشست بهرهمند شويم.آقاي دكتر صفوي عضو هيئت علميه دانشگاه لندن و مدير فرهنگستان مطالعات ايراني لندن هستند و سردبير مجله انگليسي فلسفه متعالي و دكترا و فوق دكتراي فلسفه از دانشگاه لندن هستند و ادامه داد: بخت با ما ايرانيان است كه در هر سده و در هر دوره اي، به مناسبتي نام بلند آوازه ايران بايد بر سرزبانها بيافتد و اين به درگاه خدا، شكر و سپاس دارد كه ويژه ما ايرانيان است. ايران نام پرافتخار و بسيار فرخنده و مباركي است، يعني اگر بخواهيم اين ويژگي را قدر شماريم، كس ديگري در جهان اسلام با او همتا نيست. تنها كسي كه در اين زمينه بي همتاست و يگانه است، مولاناست و وقتي كه مي گوييم مولانا، ذهن فقط روي مولانا منعطف مي شود، همانگونه كه وقتي مي گوييم مثنوي، ذهن تمام منعطف مي شود به سروده مولوي.
دكتر ساكت، همچنين گفت: مولوي كس ديگري است، درياي ديگري است، درياي بيكران است و ما در اين زمينه واقعاً با يك شاهكار تك و بي نظير روبرو هستيم. ، خوشبختانه در جهان پرآشوب و بسيار پرآسيب و گزند رسان امروز، مولوي پناهگاهي است براي پيدايي گونه اي اطمينان و امنيت و ايمني دروني براي انسانها و اين، خيلي مهم است.
دكتر سيد سلمان صفوي ازانگلستان نيز گفت: بحث ساختار و تعديل هم در واقع يك نگاه فلسفي به متن است.

 عضو هيئت علمي دانشگاه لندن، افزود: بنده اديب نيستم و سابقه ادبيات هم ندارم. نگاهم هم نگاه ادبي نيست، بنده طلبه فلسفه هستم و نگاهم نيز نگاهي است كه اهل فلسفه پيگيري مي كنند. بحث ساختار و تعديل هم در واقع يك نگاه فلسفي به متن است، بنابراين ما وارد بحث ادبي نمي شويم، يك مقدار وارد نقد ادبي مي شويم و در واقع، يك نقد روشن و مشخص داريم به نوع نگاه كلاسيكي كه تاكنون در ايران و خارج از ايران به متون كلاسيك انجام شده است. در يك نگاه فلسفي، متن فقط متن مكتوب نيست. هر واحدي مي تواند باشد، يعني جامعه، يك متن است. متن، ظاهري دارد و باطني، نگاه فلسفي به يك متن بر اين اساس قرار دارد كه براي فهم معناي اصلي يا باطن يا مفهوم اصلي متن، بايستي كه از ظاهر به باطن آن دست پيدا كنيم.
مدير فرهنگستان مطالعات ايراني لندن، گفت: قهرمان بخش زبان و فلسفه زبان، ليختن اشتاين است. ما اگر بگوييم در فلسفه مدرن سه دوره انقلاب كانتي داريم، انقلاب سوم مسلماً انقلاب ليختن اشتاين است كه بحث اهميت زبان را طرح مي كند. ليختن اشتاين مطرح مي نمايد كه ما با يك زبان روبرو نيستيم، ما با انواع زبانها روبرو هستيم و يكي از زبانها، زبان متعارف است، اما همه زبانها زبان متعارف نيست. پس براي فهم متن، بايستي زبان متن را فهميد.
در بخش پاياني نشست، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.
 از دكتر سئوال شد: آيا براي اولين بار است كه حوزه متون كلاسيك فارسي و بوسيله شما انجام مي شود و اينكه اساساً چنين مطالعه اي را با نيروي كم، روي چه نوع از متون مي توان انجام داد؟
دكتر صفوي در پاسخ گفت: راجع به بحث استراكشن، بله راجع به ادبيات فارسي در متون ديگر اين كار انجام شده و در عهد عتيق در متون غير ايراني هم هميطور. در ادبيات ايراني تا قبل از كار اين حقير، دو كار شده است. شاهنامه اثري است كه بهترين است در بحث ساختار شناسي و بهترين كارگيري ساختار براي ارائه نظر. بنابراين پيش فرض بنده و دوستان ديگري كه در اين رشته كار كردند، اين است كه ادبيات كلاسيك ايراني بدون شك آن نسخي كه دست برده نشده، اينها عموما از اين روش استفاده كردند.

درباره بي نظمي كه در مثنوي است، چنين سئوال شد: نظريه اقاي سروش به نظر من نظريه جالبي است. ايشان مي گويند كه مولانا وقتي مي خواسته مثنوي را بگويد، طرح تنظيم شده اي نداشته است؟
دكتر صفوي در اين خصوص گفت: مطالبي كه آقاي دكتر سروش بيان مي كنند، مطالب جديدي نيست. حرف اساسي ما اين است كه آيا مثنوي سازمان و سيستمي دارد ؟ آيا نظم دارد يا يك كتاب در هم ريخته است كه هيچ سازمان و برنامه اي ندارد؟ حرف اساسي ما اين است كه اين نظريه به كل باطل است. اگر ما قرآن را مي توانيم بگوييم كه نظم ندارد، مثنوي هم ندارد. حرف اساسي ما اين است كه ابدا اين چنين نيست كه مثنوي نظم و سازمان نداشته باشد و من به كل اين نظريه را قبول ندارم.
سئول شد آيا در زمينه آثار سهروردي اعم از رسايل عربي و فارسي، اين ساختار شناسي جواب مي دهد؟
دكتر صفوي در پاسخ گفت: بله. اساس بحث اين است كه ما يك نظريه اي را داديم كه اين نظريه قابل استفاده در كليه متون كلاسيك است، متون كلاسيكي كه توسط خود مولف تبديل شده باشد. بنابراين از نظر اين حقير هم در متون فارسي كه بهترينش شاهنامه است، مي شود از اين ساختار شناسي استفاده كرد و هم در متون عربي حوزه فلسفي اربعه.
سئوال شد: ما در مورد ادبيات و درباره اثر ادبي صحبت مي كنيم و هيچ قضاوت اصلي و صد در صدي در آن وجود نداشته و به نظر مي رسد كه خوب نيست در نتيجه اين صحبت ها، يك شبهه اي بوجود بياد و آن اين كه نظم خوب است و بي نظمي شارلاتاني و بد است؟
دكتر صفوي در اين مورد گفت: نگاه من، نگاه فلسفي است و پيش فرض هاي من اصولاً مبتني بر تئوريهاي عرفاني نظري و مباحث فلسفي بوده است. مثنوي داراي ساختار و طرح خاص است، بر مبناي الهام از قرآن كريم. اينها در واقع مباني نظري پيش فرضهاي ما بوده و براساس اين پيش فرضها كه گرفته شده از قرآن و فلسفه عرفان است، ما وارد اين متن شديم.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.