در جريان نشست«چهره گشايي از نسخه برگردان دستنوشتي نويافته از تاريخ هرات»

ابويي مهريزي: اين نسخه از ابتدا و انتها، افتادگي دارد

در جريان نشست«چهره گشايي از نسخه برگردان دستنوشتي نويافته از تاريخ هرات»

مير اث مكتوب- محمدرضا ابويي مهريزي در هفتادمين نشست مركز مير اث مكتوب با عنوان«چهره گشايي از نسخه برگردان دستنوشتي نويافته از تاريخ هرات» گفت: يك نكته در مورد تاريخ كتابت نسخه هست كه به هر حال، اين نسخه از ابتدا و انتها افتادگي دارد و خود اين موضوع ممكنه احيانا بحث برانگيز باشد.
وي در اين نشست كه روز دوشنبه 14 بهمن 87 برگزار شد، افزود: بر حسب ظواهر، كاغذ نسخه و همچنين رسم الخطي كه ما الان از اين نسخه پيش رو داريم، به نظر مي رسه كه نسخه بايد به كتابت حدود سده هاي هفتم و هشتم هجري باشه و ما در اين ميان سعي كرديم كه حد وسط اين مقطع را در نظر بگيريم و اون رو به تقريب به اواخر سدۀ هفتم هجري بگوييم. وليكن با همۀ اين اوصاف ما با اطمينان نمي توانيم بگوييم كه نسخه به طور قطع مربوط به سدۀ هفتم هست و يا سدۀ هشت؟ ولي حالا صرف نظر از كاغذ نسخه و رسم الخط اون، يك نكته اي كه باز در اينجا تأمل برانگيزه هست، در مورد دال هاي معجمه در اين نسخه است، چون از ويژگي هاي نوشتاري در متون فارسي كهن آوردن دال هاي معجمه  ذال هاي فارسي با نقطه است، وليكن اين نسخه فاقد چنين ويژگي اي است. به جز مواردي بسيار معدود و ناچيز مثل خداي كه دال معجمه با نقطه هستش و قالب مواردي كه بر حسب سنت كتابت در متون كهن فارسي بايستي دال هاي معجمه نقطه دار باشد، اين جا دال ها فاقد نقطه هستند و اين ممكنه ترديد هايي را ايجاد كند در صحت انتساب اين نسخه به قرون هفت و هشت هجري.
پژوهشگر اثر ادامه داد: در مورد بحث تعليب يا ترجمه بودن اين نسخه كه اين هم باز ممكنه ابهامات و ترديد هايي را ايجاد بكند كه آيا اساسا اين نسخۀ تاريخ هرات منصوب به شيخ عبدالرحمن فامي مي تواند اصلا يك تأليف به زبان فارسي باشد يا احيانا ترجمه اي فارسي از يك متن به حساب عربي هست كه اين را هم باز ما مفصلا در مقدمۀ خودمون در باره اش صحبت كرديم و ادلّه اي را با هم آورديم مبني بر اين كه، نمي توان با اطمينان و با صراحت گفت كه اين متن ترجمه هست و يا تأليف. نكته اي كه باز ممكنه ترديد هايي را در اين باب در ذهن ما ايجاد كنه، وجود اشعار فراوان عربي است كه مؤلف بلافاصله بعد از موارد اشعار عربي، ترجمۀ اون اشعار را به نظم فارسي در ذيل آن ها آورده و اين ابهام رو ايجاد مي كنه كه شايد اين يك ترجمه است و احيانا تأليف فارسي نيست، اما گذشته از اين ادله و اين موارد، نكتۀ جالب ديگري در اين متن ممكنه توجه ما رو جلب كنه كه احتمال تاليف فارسي بودن اون را براي ما تقويت مي كنه و اون هم اين است، زماني كه در برخي از مواضع كتاب، مؤلف مي خواهد نكته اي را از قول خودش- احيانا شنيده ها و ديده هاي خودش را در مورد هرات و جان هرات يا حوادث هرات- بيان كنه، اون هارو مستقيما از قول خودش بيان مي كنه، در حالي كه اين تقريبا يك سنتي است كه در گذشته اگر احيانا كتابي عربي يا تازي به فارسي برمي گشته، مترجم خود رو موظف مي دونسته كه نكته اي را كه در اسناد مؤلف، ترجمه مي كنه، به فارسي بگويد كه مؤلف چنين گويد، مصنف چنين گويد. در حالي كه در چند مورد در كتاب مي بينيم كه مؤلف مي گويد كه من چنين ديدم.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.