محمدحسن ميرحسيني در هفتادمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

بايد هر نسخه اي را نسبت به خودش سنجيد

محمدحسن ميرحسيني در هفتادمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب:

ميراث مكتوب- محمدحسن ميرحسيني در هفتادمين نشست مركز پژوهشي ميراث مكتوب گفت: بايد هر نسخه اي را نسبت به خودش سنجيد. از پيدا شدن اين نسخه كه مربوط به خراسان و هرات است، اظهار شادماني مي كنم و خوشحالم از اين كه منو به ياد هرات انداخت.
در اين نشست كه با عنوان«چهره گشايي از نسخه برگردان دستنوشتي نويافته از تاريخ هرات» روز دوشنبه 14 بهمن 87 برگزار شد، وي افزود: در هر صفحه اين كتاب سيزده خط نوشته با عرض هفت ، هشت سانتي متر. بنابراين كتابي است كوچك كه چنين قطعي براش انتخاب شده. يعني نمي تواند اين كتاب يك كتاب مفصل حجيمي بوده باشه، نظير تاريخ سيستان. قطعا اين كتاب يك چيزي بوده تقريبا چهار برابر اين، يعني سيصد صفحه. معمولا كتاب هاي قديمي را كه ببينيد ، نسخ خطي بين دويست و پنجاه و فوقش تا سيصد، چهارصد ورق بيشتر نيست. اگر اين كتاب يك كتاب مفصلي بود، آن را در قطع بزرگ انتخاب مي كردند و سطرهارو پهن تر مي گرفتند، فاصلۀ بين سطر ها هم اين قدر اينجا بزرگ گرفته، براي آن كه كتاب بتواند يك جسميتي داشته باشد. مسلم اين است كه كتاب، كتاب كوچكي بوده و حالا از فامي بوده يا ترجمه است، بنده هنوزم در اين درنگ خودم باقي هستم. اين كتاب، اگر سه قسمت ديگرش هم پيدا بشود، باز نمي تواند كلا راجع به هرات باشد. همان طور كه عرض كردم گوشه اي هم نسبت به هرات در آن هست كه در وصف هرات، يك فصلي هم هست و چيز مباركي است براي شهر هرات و اميدواريم كه دانشمندان هرات بتوانند ما را به يك نتايج بهتري برسانند.
ميرحسيني كه يكي از دو پژوهشگر اثر است، ادامه داد: نكته اي را هم راجع به دال و اين چيزها بگويم، در  شماره جديد مجلۀ بهارستان كه در اين يكي، دو روز منتشر مي شود، من يك عكس كاملي را از نامه مرحوم قزويني چاپ كردم كه به وزارت معارف نوشته، متأستفانه نامه كامل نيست و فقط يه برگش هست و اون برگ، اين است كه با اطمينان مي گويد در نسخ قرون قديم چهار حرف پ، ژ، گ و چ فارسي با سه نقطه و اين ها نيست. در حالي كه در نسخه اي كه بعد از مرگ اون مرحوم داريم- كه در پنجاه سال اخير از نسخ قديم پيدا شده- مي بينيم خلاف آن هم پيدا مي شود و مي بينيم كه «ژ» معمولا همه جا نوشته مي شده و اون دو حرف ديگر هم با سه نقطه است و «گ» هم اگر سركش نداشته، سه نقطه داشته است. بنابراين استدلال نسبت به دال و چ و اين ها، نمي تواند نسبت به همۀ نسخ فارسي قديم، دلالت كافي داشته باشد. به اين معنا كه مسألۀ جغرافيايي در نسخ خطي، امر مهمي بوده است، يعني ناشي از تربيتي بوده كه خطاط پيدا مي كرده در ناحيه خودش، كه قبلي چه جور مي نوشته كه او هم همانطور بنويسد. تلفظ ها و سنت هاي ديگر فرهنگي هم در اين امور دخالت داشته است.
وي در پايان گفت: بايد هر نسخه اي را نسبت به خودش سنجيد. از پيدا شدن اين نسخه كه مربوط به خراسان و هرات است، اظهار شادماني مي كنم و خوشحالم از اين كه منو به ياد هرات انداخت، به اين خاطر كه شصت سال پيش، اولين مجله هايي كه به دستم مي رسيد و مي خواندم، نامۀ هرات بود. مجله اي بود در شانزده صفحه يا بيست صفحه. خيلي نحيف، ظريف و كوچك. فضلايي كه در آنجا مقاله مي نوشتند و غالبا بعدا بزرگان ادب فارسي در افغانستان بودند، نظير حكيم سلجوقي يا مرحوم مايل هروي رضا و ديگر عزيزاني كه بنده را هم اسم بردن كه خودش صاحب سه جلد كتاب راجع به هرات هست و ديگران و ديگران.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید