مقالات چند مجله ای

میراث مکتوب - اگر نویسنده ای مقاله ای می نویسد، چه بهتر که همان را به چند زبان ترجمه کند و بدهد نشریات معتبر خارجی تا چاپش کنند. این نه تنها عیب نیست بلکه فضیلت است. اما عیب در این است که فرد البته نه به قصد اغوا و فریب که از روی نادانی و شتاب، مقاله اش را همزمان به دو یا سه مجله برای چاپ بفرستد،  به این نیت که هرکدام زودتر آن را چاپ کرد، دیگری را از انصراف خود خبر دهد. غافل از این که وقتی به او اعلام پذیرش می شود، مقاله برای دو یا سه داور ارسال می گردد، سپس سردبیر نظر داورها را می سنجد و به ویراستار می سپارد. ویراستار هم برای یکدست کردن ساختار صوری و ویرایش مطالب و تنظیم منابع، وقت کافی از عمر شریف خود صرف می کند. نهایتاً مقاله همراه با مقالات دیگر صفحه آرایی می شود.


با این اوصاف، کلی وقت و هزینه برای آماده سازی یک مقاله گذاشته می شود تا آن به مرحله چاپ برسد. اما ناگهان به طور اتفاقی یا به اطواری دیگر، خبر می رسد که فلان مقاله در بهمان نشریه منتشر شده، سردبیر درمی ماند که چه بکند، اولین کاری که می کند به صاحب مقاله زنگ می زند، صاحب مقاله خود را از تنگ و تا نمی اندازد می گوید: بنده که به شما چند وقت پیش تلفنی عرض کرده بودم. سردبیر محترم که از سر پیری گاه به عوارض نسیان دچار می شود، کمی به فکر فرو می رود، سری بالاجبار تکان می دهد و مع ذلک سخن مدعی را رد نمی کند، ولی می گوید: شما باید برای درج در پروندۀ مقالات، موضوع را کتباً به مدیرداخلی یا سردبیر ابلاغ می کردید.


 نویسنده مقاله که گویا به دلیل مشکلات اداری دانشگاه و تعجیل در ارسال نامه پذیرش یا چاپ زودهنگام مقاله،کمی سردرگم است، متوجه خرابکاری خود می شود و عذر خواهی می کند. البته انصاف نیست که همۀ آوار را روی سر نویسنده خراب کنیم، چه گاهی ارباب جراید، اصحاب قلم را از مراحل انجام بررسی و داوری، بی خبر می گذارند، یا از آن بابت که داوران محترم سرشان شلوغ است و نتیجه را زود اعلام نمی کنند و یا از آن روست که مقالات در صف انتظار چاپ، چشم به راه روز موعود هستند. این طولانی شدن مراحل داوری که گاه مقاله به دست 3-4 داور سپرده می شود، می تواند اسباب رنجش نویسنده و تقویت انگیزۀ او برای ارسال به نشریات دیگر و تعجیل در نشر مقاله خود فراهم آورد و بار خود را زمانی سنگینتر می کند که موضوع را به نشریه پیشین اطلاع ندهد.


و اما ریشه های پیدایی این آسیب چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟


نمی دانم می توان این موضوع را از مقولۀ کتابسازی دانست یا نه؟ به هر روی هرچه باشد ، ارسال یا بدتر از آن چاپ یک مقاله در چند نشریه، نوعی اغوا گری، پنهان کاری و خودپسندی و فریب بشمار می رود. البته گاه بعضی از تازه کاران از روی ساده انگاری و بی مسئولیتی مرتکب این خطای فاحش می شوند، لیکن بر عهدۀ همۀ اهل فرهنگ است که مدام در نشریات خود در بارۀ لزوم رعایت اخلاق حرفه ای نویسندگی سخن بگویند و مرتکبان انتحال نوشته های دیگران را برحذر بدارند و آنان را از عواقب سوء رفتار خود بیاگاهند.


بی تردید، شرایط زیست محیطی فرهنگی کشور گاه طوری می شود که برخی قانون گریزی را مناط کردار خود نموده و هر یک با نوعی تلون و هنر آفرینی، دست به کارهای ناشایست و پایمال کردن حقوق دیگران می زنند. یکی پایان نامه می رباید، دیگری مدرک جعل می کند، سه دگر در یک لحظه مقاله ای را به چند نشریه می سپارد، وان دگر، سری به راسته پایان نامه فروشان می زند و چکی می کشد و معامله را ختم بخیر مب کند. جمع کثیری بر روال روابط، نه بر منوال ضوابط، بی آنکه مشمول بورسیه باشند، از خزانۀ بیت المال بورسیه کرده می شوند. آنگاه وقتی یک فرد خوش سابقه و کاردان به میان می آید، به جای تقدیر و تکریم از عملکردهای ستودنی او، آویزۀ عزل بر گردن او می آویزند.


 پس گویا هنوز دینداری با معاییر اخلاق الهی و انسانی در برخی انسانها، حسن اتفاق نیافته و هر یک ساز خود را حسب المنویات الجناحیه کوک می کنند. مرتکبان این بداخلاقیهای فرهنگی به جان و روح دین و آنچه پیامبر مکرم اسلام(ص) بدان مبعوث شد، گویی عقد قلبی ندارند و شگفتا علی الظاهر، ضمن رعایت  ظواهر دین،ارتکاب چنین کارهایی ابا نداشته و با حربۀ توجیه، فعل خود را بری از خطا می دانند و مروّج بداخلاقی های فرهنگی در جامعه اسلامی می شوند.


به هر روی، کسانی که آیین و منشور اخلاق نگارش را رعایت نمی کنند، بر سردبیر فرض است که ضمن تذکر به نویسنده، نام او را در سیاهۀ سیاه قرار دهد و دیگر مقاله ای را از او را نپذیرد.

جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید