آهنگ نثر در ریزش اشک

میراث مکتوب - فیض الدموع (ریزش اشک) اثر محمد ابراهیم بدایع نگار تهرانی، بار اول در سال 1283 و بار دوم در سال 1286 هجری قمری  به خط نستعلیق میرزا رضا کلهر خوشنویس برجستۀ عهد قاجاری کتابت شد. نثر آهنگین و موسیقی واژگان و جمله های ادبی این اثر فاخر ادبیات شیعی، آن را نسبت به کتبی چون روضة الشهدای ملا حسین واعظ کاشفی رجحان و مزیتی دوچندان بخشیده است.

در آغاز راه اندازی میراث مکتوب بودیم، به فکر افتادم که خود نیز کاری در این زمینه به دست گیرم. یکی دو سال قبل از آن تصحیح العروة الوثقی فی تفسیر سورة الحمد از شیخ بهایی را در قم انجام داده و تجربه اندکی آموخته بودم. چند سال پیش از آن هم چندین رسالۀ فقهی در باب غنا و موسیقی را تصحیح و در سه کتاب خود منتشر کرده بودم. اما فیض الدموع با این که تک نسخه بود و البته دو بار توسط مرحوم کلهر کتابت و از نظر نویسنده هم گذشته بود، بیشتر نیاز به مستندسازی داشت و تبیین ارزشهای ادبی آن که به لطف خدا در مقدمه به تفصیل بدان پرداخته شد.

حال که قریب به 19 سال از انتشار آن می گذرد و بنده در حین تصحیح فیض الدموع 33 سال بیش نداشتم، وقتی ایام اندوهبار محرم فرا می رسد، غمهای عالم در دلها تازه می شود و یاد مظلومیت سید الشهداء، حس ستم گریزی و ظلم ستیزی شیعیان را زنده می کند. او قیام کرد برای اصلاح مفاسد و بدعتهایی که در دین جدش حادث شده بود. فرمود: « انی لم اخرج اشراً و لابطراً  بل خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی». پس بر پیروان آن حضرت است که هرجا خرافه و بدعت و مفسده ای در دین می بینند یا شاهدند که حقی از کسی ضایع می شود یا دین وسیله مطامع زورگویان و ریاکاران قرار می گیرد، سکوت نکنند.

نثر شیوا و آهنگین بدایع نگار یادآور نثر شیرین بیهقی و ترجمۀ طبری و متون قرن پنجم و ششم هجری است. بنده هم تحت تأثیر این نثرشیوا، توان خود را آزمودم و چند سطری از باب مشق ادبی، پیشگفتارم را سیاه نمودم:

« نمی دانم با چه زبان و بیانی و با کدام قلم و بنانی، خدای را سپاس گویم که مرا توفیق تصحیح و تحقیق این اثر ماندنی و این داستان جاوید بخشید. ... اکنون که مرا در این عنفوان جوانی که سی و سه سال از آن برآمده، سعادت یار شد و توفیق قرین گشت که خادم بارگاه دفتر نشر میراث مکتوب اسلامی و شیعی شوم، سر افتخار در بیرق احیای میراث به اهتزاز دارم. ... باشد که فیضی از این «فیض» عاید آید و مقریان آن را علم و معرفتی ارزانی گردد، تا مگر این حقیر را ثوابی از پیش نهد و صوابی از پس آن حاصل شود.... نیکترین استادان فن و مهرۀ علوم از یاریم فرو نگذاشته، راه صواب و سداد را بر من می نمایند و ذیل ظلال آنها، از ضلال و گمراهی به لطف حق رسته ام....»

چند سطری هم از متن کتاب می آورم تا یاد مرحوم بدایع نگار را زنده داشته و برایش طلب رحمت کنیم.

« چون اهل حرم ذوالجناح را بدان صفت دیدند، از خیمه ها بیرون دویدند و رویها بشخودند(خراشیدند) و پدر و نیای خویش را همی خواندند و می گفتند: ای رسول خدای! باز آی و در نگر. این است حسین تو در خاک و خون آغشته و همۀ عضو او از یکدیگر جداگشته و برابر آفتاب بر خاک افتاده. این است خاندان تو که در دست ناکسان اسیرند و دشمن و دوست بر حال ایشان می گرید و آسمان و زمین از جزع ایشان مضظرب شده...» (ص210)                   

در پایان به اطلاع علاقه مندان می رساند که فایل پی دی اف این کتاب تا آخر محرم روی وب گاه میراث مکتوب برای مطالعه و استفاده درج خواهد شد.

برای آشنایی بیشتر و دانلود متن کتاب فیض الدموع اینجا کلیک کنید.