در گفت و گو با دکتر رضا شعبانی مطرح شد:

ضرورت تصحیح و شناسایی نسخه های خطی موجود در شبه قاره

میراث مکتوب - دكتر رضا شعباني، در سال 1317 خورشيدي متولد شد. وی دكتراي تاريخ را از دانشگاه سوربن پاريس دريافت کرد. دکتر شعباني را بايد برجسته‌ترين متخصص تاريخ ايران در زمینۀ دورۀ افشاريه دانست.  از او بیش از 200 مقاله به زبان‌هاي فارسي، فرانسوي و انگليسي تألیف و بيش از 20 عنوان كتاب منتشر شده است.


 


آنچه در ادامه می آید گفت و گوی مرکز پژوهشی میراث مکتوب با این استاد شهید بهشتی دربارۀ وضعیت تصحیح متون تاریخی است.


یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر مورد توجه تاریخ پژوهان قرار گرفته ورود پژوهشگران این حوزه به تصحیح متون است. از دیدگاه شما پژوهشگران ما در این زمینه تا چه اندازه موفق عمل کرده اند؟


اگر کسی به خود اجازه می دهد متنی را تصحیح کند، باید الزماً و التزاماً فرد فاضلی باشد. برای اینکه تصحیح یک متن از مقولۀ نگارش متن نیست. مصحح باید درک قوی در زمینۀ زبان، ادب و فرهنگ فارسی داشته باشد. چون در 1400 سال اخیر نوشته های ما با فرهنگ و زبان عربی آمیخته است، الزاماً کسی که به تصحیح متون می پردازد باید عربی هم بداند. فضلای ما در گذشته هم از سر تفنن و هم برای نشان دادن نوعی تفاخر، از لغات عربی بسیار بهره می بردند. حتی سعدی که افصح المتکلمین زبان فارسی است در نثر خود حدود هفتاد هشتاد درصد از کلمات عربی استفاده می کند در حالیکه در نظم، سعدی به همین میزان از کلمات فارسی بهره برده است. زبان فارسی تا عصر انقلاب مشروطه در خدمت نظم بود و زبان مردم زبان شعر بود ه است و از مشروطه به این سو، نثر گستردگی پیدا کرد. به اعتقاد من کار تصحیح متون تقریباً از مشکل ترین کارها است.


 یعنی بر اساس این گفتۀ شما تصحیح دوبارۀ متون امری ضروری است؟


بله. صد در صد.  در کتاب ممیزات تاریخنگاری در ایران که به تازگی منتشر شده است آن مقداری که توانستم برخی موضوعات را گفته ام  و در مواردی قادر به بیان برخی مطالب دیگر نبودم. سراسر متون بازماندۀ کهن ما نکاتی دارد که هنوز چاپ نشده اند. از مردی مانند عبدالله بن مقفع 220 اثر باقی مانده که بیش از نیمی از آن ها چاپ نشده است و احتیاج به افرادی داریم که با سواد بالا در این باره کار کنند و نه تنها زبان فارسی و عربی را بدانند، بلکه باید درک از زمانۀ نگارش متن داشته باشند.


یکی از موضوعاتی که هم اکنون حوزه نسخه های خطی را تهدید می کند نبود شناخت کافی از نسخه ها است. شما در گذشته به عنوان رئیس مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان فعالیت بسیاری کردید. وضعیت کنونی نسخه های خطی در شبه قاره را چگونه ارزیابی می کنید؟


متأسفانه در شبه قاره بیست هزار نسخۀ شناسایی نشده و 180 هزار متن و نسخۀ خطی وجود دارد که بسیاری از آن ها، نسخه هایی است که در علوم مختلف کاربرد دارد. نویسندگان ما در کشاورزی، پزشکی و علوم مختلف که امروز آن را علوم پایه می نامیم صاحب تألیف بوده اند و اظهار نظر کرده اند. آنچه مسلم است، گذشتگان ما حضور بسیار قوی در شبه قاره داشته اند. بسیاری از کتاب های ابن مقفع در دنیای عرب و کتابخانه های مصر نگهداری می شود. بنابراین تصحیح متون از اوجب واجبات است.


آنچه امروز شاهد آن هستیم این است که متأسفانه تحقیق در علوم انسانی با توجه به سرقت های ادبی بسیار نازل شده و شاید در مواردی تولید علم دیده نمی شود. برای پیشرفت کیفی در این باره چه پیشنهادی دارید؟


البته نمی توان گفت تولید علم را نمی بینیم. در حال حاضر مسئلۀ درآمدزایی و سودگیری از فضای مادی است. ولی بدترین نوع این درآمدزایی در عرصۀ کتاب و کتاب نویسی دیده می شود. عده ای دست به انتشار کارهایی می زنند که ماندگار نیست، ولی نظام های تبلیغاتی به گونه ای است که بازار به سمت این آثار می رود. این موضوع در تمام زمینه ها دیده می شود یعنی تولید زیاد، مصرف زیاد را به دنبال دارد. در گذشته هم این موضوع دیده می شد، ولی چون خوشبختانه کار کتاب نویسان، مرتبط با علم است، این افراد بی تردید رسوا خواهند شد . به گمان من اگر در مؤسسه ای مانند میراث مکتوب هر پنج سال کتاب چاپ شود، ولی کتاب ماندگار باشد بهتر از این است که هر ماه پنج کتاب چاپ شود و ارج کار شناخته نشود.


علم و دانایی تعریف خود را دارد و کارهایی که قابلیت دوام و بقا داشته باشد ارزش فراوان دارد.  شوپنهاور فیلسوف آلمانی عبارتی دارد و می گوید در هر سال تعداد زیادی کتاب چاپ می شود و این ها بعد صد سال مانند برگ خزان می ریزند و پس از یک  قرن ده کتاب باقی می ماند. ما در حافظۀ تاریخی خود کتاب های ارزنده بسیار داریم و قدما اعتقاد داشتند که نوشته ای نیست که ارزش یک بار خواندن را نداشته باشد.


با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. در پایان دربارۀ کتاب زندگانی بزرگمهر خردمند که در دست انتشار دارید صحبت بفرمایید؟


 در تاریخ ایران افراد دانا و مردمی و متکی به آرا و نظرات جامعه بسیار بودند. ایران در خلال هزاره ها به وسیلۀ کسانی اداره می شد که چهرهای مردمی داشتند و در زمرۀ خانواده های حکومتگر نبوده اند. یکی از خصوصیات بارز اخلاق افراد آن بوده که هیچ گاه در صدد قبضه کردن قدرت سیاسی و نظامی نبودند. شخصیت هایی مانند خواجه نظام الملک، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، امیرکبیر و ... هرگز قدرت را نمی خواستند، بلکه استعداد خود را در اختیار کشور گذاشتند. بنده در این کتاب تحلیلی از ماهیت اخلاقی بزرگمهر با خصوصیات خلقی ارائه کرده ام. بزرگمهر اسطورۀ انسانی است که در شاهنامه بیش از 80 صفحه به زندگی او اختصاص دارد. برای من از این نظر حائز اهمیت بود که بگویم کشور ما همیشه به دست بزرگمهرها اداره می شد و می توان گفت: «بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد»


گفت و گو از سیده معصومه کلانکی

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید