گفت و گو با دکتر علی اشرف صادقی به بهانه انتشار کتاب خلاصة الاشعار

میراث مکتوب - کتاب خلاصة الاشعار مشتمل بر چهار فصل، چهار ركن ، خاتمه و يك ذيل، (6 جلد) در شرح حال حدود 650 شاعر، از گذشته تا معاصران مولف صورت اتمام يافت بخش پاياني خلاصة الاشعار و زبدة الافكار، شرح حال 385 شاعر سده دهم هجري را در بردارد كه از 12 اصل به شمارگان برجهاي آسماني تشكيل يافته و هركدام از اين برجها ـ به گفته مولف ـ به شهرها و نواحي جغرافي مختلف ايران اختصاص دارد كه از ديار كاشان شروع و به خراسان ختم مي شود.
گفت و گوی زیر به بهانه تصحیح بخش هایی از این کتاب به کوشش دکتر علی اشرف صادقی است.

با خبر شدیم که به زودی بخش هایی از کتاب خلاصة الاشعار به تصحیح شما به بازار خواهد آمد. دربارۀ این کتاب برای ما صحبت بفرمایید؛ این که آیا خلاصه الاشعار تا کنون تصحیح و چاپ شده است؟
خلاصه الاشعار تقی الدین کاشی چهار رکن دارد که از آن چهار رکن هیچ چیز تا کنون چاپ نشده است. یک خاتمه دارد که مخصوص شعرایی است که در قرن دهم معاصر تقی الدین کاشی بودند. این خاتمه بسیار مفصل است. مؤلف آن را از لحاظ شهرها تقسیم کرده و هر بخشی را به یک یا دو شهر یا یک منظقه اختصاص داده است. خلاصة الاشعار تا به حال چاپ نشده بود. دو بخش کاشان و اصفهان آن را استاد ادیب برومند با همکاری آقای کهنمویی پور تصحیح کرده بودند و مرکز پژوهشی میراث مکتوب آن ها را چاپ کرده است. من تصحیح بخش قم و ساوه را به تازگی انجام دادم. دستیار من در این کار خانم نفیسه ایرانی هستند که بخش شیراز را ایشان آماده کردند و انشاالله هر دو بخش سر فرصت چاپ خواهد شد. بخش خراسان خلاصه الاشعار را آقای ادیب طوسی قبول کرده که چاپ کند و بخش های دیگرش را اشخاص دیگری قبول کردند که لابد در دست تصحیح دارند و انشاالله تحویل می دهند.

در بخشی که مربوط به کار شما بود از چند نسخه خطی استفاده کرده اید؟
از این بخش ما سه نسخه کامل و یک نسخه ناقص داشتیم که خوشبختانه یکی از این نسخ ها با نظارت خود تقی الدین تهیه شده است و حواشی و تصحیحات خودش را در کنار صفحات دارد.

آیا در تصحیح خلاصة الاشعار شیوه خاصی به کار گرفته اید؟
این نسخه ها با هم اختلاف خیلی کمی دارند تا جایی که بعضی از نسخ تنها یک یا چند کلمه را متفاوت داشتند؛ ما این تفاوت ها را به عنوان اختلاف نسخ در پایین متن آورده ایم. من در برخی موارد نیز لغات مشکل را در حاشیه توضیح داده ام. به دلیل این که نسخ موجود از خلاصه الاشعار تقریبا همزمان با مؤلف بوده برای تصحیح به شیوه خاصی نیاز نبود.

ضرورت تصحیح خلاصة الاشعار را در چه می دانید؟
در بخش قم و ساوه از خلاصه الاشعار- که من کار کردم- شعرای خیلی مهمی نبودند ولی به هر حال این مؤلف، مؤلف مهمی است و زحمت کشیده به خصوص در چهار رکن اول کتابش. گزیده ای از شعرای بزرگ را به دست داده و متن های خوبی است. الان در دیوان عنصری که در دست انجام دارم یک نسخۀ من همین ضبطی است که تقی الدین کاشی در خلاصه الاشعار از اشعار عنصری آورده است. به نظر من آن چهار رکنی که هیچ کس طرفش نرفته هم باید به نوعی چاپ شود. من معتقدم به هر حال دیوان های ادب ما باید یک بار چاپ شود. این بخش هم چون مؤلف از میان آثار شاعرانی که دیوانشان در دست نیست و مفقود است انتخاباتی کرده و گزیده هایی به دست داده، باید یک بار چاپ شود. امیدوارم ادبای ما بیشتر تلاش کرده و آثار چاپ نشده را چاپ کنند تا گنجینه ادب ما غنی تر گردد.
آن گونه که از صحبت های شما متوجه شدم گویا دیوان عنصری را در دست تصحیح دارید. دربارۀ این کتاب یا فعالیت دیگری که در حال حاضر مشغول به انجام آن هستید صحبت بفرمایید.
بله، الان مدتی است که تصحیح جدیدی از دیوان عنصری را در دست دارم. سال ها پیش نسخه هایی از بخش های مختلف این دیوان مخصوصا جنگ های کهن که در دست دو مصحح قبلی دیوان نبود فراهم کرده بودم. دیوان عنصری پیش از این دو بار تصحیح شده است: یک بار توسط آقای دکتر دبیرسیاقی و باری به همت آقای یحیی قریب. این ها دو بار دیوان را تصحیح کرده بودند ولی من هم قصاید جدیدی را در منابع و جُنگ ها پیدا کرده بودم که در دست آن ها نبود. دو مصحح گرامی پیشین به این جنگ ها دسترسی نداشتند و قصاید این جُنگ ها برای اولین بار در تصحیح تازه چاپ می شود. علاوه بر این، منابع و جنگ هایی که به دست آوردم ضبط هایی بسیار قدیم تر، کهن تر و بهتری از ابیات به دست می دهد. ابیات اضافی هم دارد که در دو چاپ پیشین نیست؛ بنابراین اگر انشاءالله این تصحیح به اتمام برسد علاوه بر قصاید، ابیات اضافه ای نسبت به دو چاپ قبلی خواهد داشت و ضبط های بهتری که اشعار را مفهوم تر می کند.

چه بخش از کار تا کنون به انجام رسیده است؟
فعلا یک سوم این کار به پایان رسیده است. دو سوم بخش اعظمش را من قبلا انجام دادم. در حال حاضر خانم ایرانی آن ها را تایپ می کند و من اصلاحات جدید را می گویم که به چه صورت وارد رایانه بکند.
در تصحیح دیوان عنصری تنها قصاید را مد نظر دارید؟
نه؛ باقی ابیات را که شامل ابیات پراکنده، قطعات و رباعیات است نیز در این تصحیح مورد نظر است. من در منابع کهن و جنگ ها ابیات پراکنده زیادی هم پیدا کردم که در هیچ یک از چاپ ها نیست.

آیا در تصحیح دیوان عنصری هم مانند تصحیح خلاصه الاشعار به روش خاصی نیاز نبود؟
خیر؛ در تصحیحی که اکنون در دست دارم چون شاعر در سال 432 از دنیا رفته است و نسخه هایش همه بعد از هزار میلادی است، ناچار شدیم به سراغ جُنگ هایی که قبل از هزار و قرن هفتم به بعد است، برویم تا هم صورت های کامل تر اشعار را پیدا کنیم و هم صورت های صحیح تر را. متأسفانه نسخه های متأخر همه زبان کهن عنصری را نفهمیده اند. الفاظ را عوض کرده اند. ضبط هایش جدید است در حالی که در منابع کهن تر ضبط های قدیم تر وجود دارد. دیوان عنصری به صورت تلفیقی تصحیح شده است؛ یعنی هر کجا ضبط کهن تری دیدم آن را در متن قرار دادم.

تفاوت تصحیح جدید خود را با چاپ های پیشین در چه می دانید؟
همان که عرض کردم اگر این تصحیح انشاالله به مرحلۀ چاپ برسد هم ابیات جدید دارد و هم ضبط های بهتر.

فکر می کنید که تصحیح نوین دیوان عنصری از سوی جامعه علمی با استقبال رو برو خواهد شد؟
چاپ نخست آن که حتماً چاپ خواهد شد. چاپ دومش نیز بستگی به این دارد که چقدر استادان و دانشجویان ما پول دارند. امیدوارم که تصحیح جدید دیوان عنصری پس از چاپ به خاطر تفاوت هایی که با چاپ های قبلی دارد زیر ذره بین استادان و ادبای نقاد برود و به رغم تلاش من، که کوشیده ام تقریبا تمام ضعف ها و دشواری های چاپ های پیشین را برطرف کنم، اگر در جاهایی اشکالات و دشواری هایی دیده می شود و نیاز به توضیحات وجود دارد آن ها را بر طرف کنند.
با توجه به این که شما عضو پیوسته فرهنگستان هستید و با مؤسسه میراث مکتوب هم که در راستای احیای میراث کهن مکتوب فعالیت می کند، ارتباط بسیار نزدیکی دارید، به عنوان یک متخصص بفرمایید که وضعیت نسخه شناسی و تصحیح متون را در ایران چطور می بینید؟ آیا در مسیر درستی در این راه حرکتی می کنیم یا خیر؟

ما در گذشته استادان خوبی داشتیم که متن های خوبی هم ارائه دادند و الگو بوده است. در سال های بعد از انقلاب هم استادانی بودند که متونی را به صورت خوب و پسندیده چاپ کردند ولی در این سال ها بیشتر از تصحیح متن به صورت اصولی، شاهد کتاب سازی بوده ایم. بعضی ها سرسری کتاب هایی را گرفتند و بدون دقت و نقدِ نسخه هایی که در دست داشتند کتاب هایی را چاپ کردند؛ بعضی ها تصحیح های ناپسندیده و نامقبول به بازار عرضه کردند؛ عده ای هم پخته خواری کردند و کار دیگران را برداشتند و با شکستن سرفصلش یا حذف اختلافات نسخ و توضیحات، کتاب ها را به اسم خودشان چاپ کردند.
با توجه به این که یکی از عوامل مسبب کتابسازی، گرانی و مسائل اقتصادی است، آیا فکر می کنید استفاده از روش های دیجیتالی شیوۀ مناسبی برای کنترل هزینه ها و در دسترس بودن آثار برای همگان هست؟ آیا خود شما نسخه ای که زحمت آن را کشیده اید در اختیار سایت هایی مانند آمازون قرار خواهید داد؟

از آن جا که ناشرین برای چاپ یک اثر متحمل هزینه می شوند ابتدا بایست آن را به صورت کاغذی چاپ کنند تا مقداری فروش برود و هزینه اش را در بیاورند؛ بعد اگر صلاح دید نسخۀ آن را روی سایت هم بگذارد و این عمل باید با موافقت مصحح و ناشر توأمان باشد که ضرری متوجه مؤسسه نشود. امروزه کار تصحیح برای مصححین اصلا پولی ندارد به خصوص که تیراژ چاپ بسیار پایین آمده و الان در تعداد 250 عدد چاپ شده و حق التالیف هم بر اساس آن محاسبه می شود. قبلا یک کتاب را با شمارگان 3000 چاپ می کردند ولی اکنون تعداد چاپ کاغذی بسیار کم شده است و بیشتر به صورت نسخه دیجیتالی چاپ می کنند. من به عنوان یک مصحح ایراد زیادی در این که کتاب ها روی سایت ها گذاشته بشوند و در دسترس همه قرار بگیرند نمی بینم. ممکن است حتی ناشر این کار را نکند و دیگرانی پیدا شوند و کتاب های افراد دیگر را روی سایت قرار دهند. همان طور که این کار را می کنند.
نظر شما به عنوان یک متخصص که در زمینۀ متون کهن و نسخه شناسی فعالیت دارید، در رابطه با نظراتی که امروزه وجود دارد مبنی بر این که متون کهن ما حرف چندانی برای گفتن ندارند، چیست؟ اصولا ضرورت چاپ و تصحیح دوباره آثار کهن را در چه می بینید؟

افرادی که چنین نظراتی دارند خودشان پاسخگوی آرا و عقاید خود هستند. برخی از این سخنان و حرف ها را در سایت ها گذاشتند و من هم خواندم. فکر می کنم برخی از ایشان بیشتر به متون علمی کهن نظر دارند در حالی که ما با متون ادبی سر و کار داریم. ادبیات از مقوله هنر است. آثار هنری هیچ موقع علمی نیست و باعث پیشرفت علم و فناوری در جامعه نمی شود. این آثار برای لذت بردن است مثل موسیقی و آهنگی که یک بار می شنویم و ممکن است ده بار دیگر هم به آن گوش فرا دهیم. تابلو نقاشی را می بینیم و آثار مجسمه سازی را نیز برای بارها می بینیم؛ شعر هم همین طور است. ممکن است بارها غزل های حافظ را شنیده باشید باز هم برایتان تازگی دارد. ادبیات هم این گونه است و ما باید متون گذشته خودمان را همیشه و مرتب تنقیح کنیم. باید نسخه های کهنی را که به دست می آوریم دوباره اصلاح کنیم، چاپ کنیم تا طالبان ادبیات گذشته ما این ها را بخوانند. تمام این متون ما باید به صورت خوب و مصحح چاپ بشود. ما هنوز صدها و هزارها متن چاپ نشده داریم که لااقل باید یک بار چاپ شود. به نظر من آثار بزرگان ادبمان باید مرتب اصلاح شده و به صورت متعدد چاپ شود. هنوز حافظ باید چاپ شود؛ هنوز سعدی باید اصلاح گردد. هنوز شاهنامه و مثنوی باید تصحیح شوند و چاپ های بهتری از آن ها عرضه شود تا آن چه که چاپ می شود بر اساس نخسه هایی که کشف می شود به گفته و سخن این سرایندگان نزدیک تر شود.
سپاسگزار از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

گفت و گو از سهيلا يوسفي

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید