یادداشت دکتر محمد صدر در سوگ استاد حائری

استاد حائری و خدمات ایشان برای رازی شناسان

میراث مکتوب - همۀ کسانی که در حوزۀ مطالعات نسخه های خطی و یا فهرست نگاری مشغول به فعالیت هستند نام استاد عبد الحسین حائری برایشان نامی بسیار آشنا است و از ایشان خاطرات و آموزه های فراوانی به یادگار دارند.

آشنایی اینجانب با ایشان به بیش از یک دهه پیش برمی گردد، زمانی که برای مطالعه و استفاده از نسخ خطی به کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی مراجعه می کردم. حضور ذهن و حافظه ایشان زبانزد همگان بود و کارکنان بخش نسخ خطی از ایشان با نام «کامپیوتر زنده نسخ خطی» نام می بردند. تسلط ایشان بر اسامی نسخ خطی موجود در کتابخانۀ مجلس به گونه ای بود که اگر از ایشان سوالی در باب نسخ خطی آنجا پرسیده می شد بسرعت و دقت پاسخ می دادند . تحصیلات حوزوی ایشان و حوزۀ آگاهی ایشان درفقه و ادبیات عرب از موارد درخشان و متمایز ایشان بود که در فهرست نویسی ایشان بسیار تاثیرگذار بود و غنای توضیحات و فهرست نویسی ایشان را دو چندان می ساخت . مراجعات اینجانب به ایشان در مورد برخی سوالاتم از نسخ خطی و گاه سوالاتی در ادبیات عرب  و فهم موارد دشوار نسخ خطی و متون قدیمی بود که همیشه با کمال میل به سوالاتم پاسخ می دادند .از جمله خاطراتی که از حافظه قوی ایشان به خاطر دارم، زمانی بود که مشغول نگارش مقالۀ برای دایرة المعارف دانشنامه جهان اسلام بودم . نقل قولی از احمد حنبل در کتاب حیات الحیوان دمیری را در باب اباحه خوردن گوشت خرسی که بدون دندان نیش (نیاب) است به ایشان نشان دادم و از آنجا که براساس حدیث نبوی خوردن گوشت حیوان ذی ناب (حیوانی که دندان نیش دارد) تحریم شده است نظر ایشان را جویا شدم .ایشان بلافاصله بخشی از معلقات اِمرُؤُالقَیس را (که در کتاب مطول تفتازانی در بحث تشبیه محسوس به معقول آورده شده است ) که از قرار زیر است را از حفظ خواندند :

                  أَيَقتُلُني وَالمَشرَفِيُّ مُضاجِعي      وَمَسنونَةٌ زُرقٌ كَأَنيابِ أَغوالِ

برایم بسیار جای تعجب داشت که ایشان در این سنین و بعد از همۀ سالیانی که از ادبیات عرب دور بوده اند چگونه اشعار را حاضر در ذهنشان داشتند.

همۀ دوستان و عزیزانی  که با استاد حائری ملاقات داشته اند بر تواضع و فروتنی استاد اذعان دارند،هنوز ایشان را به یاد دارم که در هنگام نماز ظهر در نمازخانۀ کتابخانۀ مجلس با قدی خمیده نماز را به امامت حضرت حجة الاسلام و المسلمین ابهری دامت برکاته ریاست وقت کتابخانه اقتدا می کردند .

در مورد خدمات ماندگار ایشان در کتابخانۀ مجلس چه در زمان تصدی ایشان در مقام ریاست کتابخانه و چه در زمان ریاست ایشان بر بخش نسخ خطی موضوع را به متخصصین و اهل فن وا می گذارم .

و تنها به گوشه ای کوچک از خدمات ماندگار ایشان در حوزه ی تاریخ علم می پردازم .از  جمله خدمات ارزنده ایشان در حوزۀ رازی شناسی معرفی و شناسایی رسالۀ از رازی است. که در فهرست ابن اصیبعه( ج1ص320) و ابوریحان بیرونی از آثار مصنفات رازی به نام رساله فی الابنه و علاجها  آورده شده است .کشف این رساله منجر به روشن شدن سوالات مهمی در مورد سن رازی در هنگام اشتفال رازی به پزشکی و پاسخ پرسش هایی در مورد زندگی رازی می شود .

مرحوم دکتر نجم آبادی در کتاب مولفات و مصنفات رازی (ص106چاپ 1339 شمسی) از این رساله نام می برد و تصریح می کند که تاکنون نسخه ای از این رساله نیافته است . این رساله تا آن زمان جزو رسائل مفقودۀ رازی محسوب می شد . استاد عبد الحسین حائری در دی ماه 1343 شمسی در مجلۀ وحید مقاله ای را منتشر کردند و این رسالۀ گمشده رازی را معرفی و به بیان اهمیت  تاریخی آن پرداختند .این رساله از جمله آثار رازی است که می توانیم اطلاعات ارزنده ای در مورد حیات رازی و برخی از نکات تاریخی از زندگی محمد بن زکریای رازی پی برد .به عنوان مثال بر اساس برداشتی از بخشی از کتاب ابن ابی اصیبعه در مورد رازی باور اغلب محققیق تاریخ علم در آن زمان این بود که رازی تحصیل علم طب را در سن بعد از سی سالگی آغاز نموده است . بنا بر گزارش و مشاهده ی شخصی رازی در این رساله در زمان اقامت وی در بغداد زنی با صورت مودار را برای تماشای معتضد از کردستان آورده بودند .این گفته رازی ثابت می کند که او در عهد خلافت معتضد در بغداد بوده و ما می دانیم که معتضد در 279 ه ق خلیفه شد و در 289 هـ. ق درگذشت. نتیجه آن است که رازی در بین سال های 279- 289 ه ق در بغداد بوده  این خود بسیاری از سخنان را دربارۀ زندگی رازی قابل تردید می سازد، بخصوص گفته ابوریحان را که تاریخ تولد او را در 251 ه ق می داند و نیز داستان معروف که آغاز تحصیل او پس از 40 سالگی بوده است .در اینجا قصد تحلیل علمی و اهمیت این متن از لحاظ تاریخ پزشکی و تحلیل متنی آن را ندارم و در کنفرانس تاریخ طب که در سال  2010میلادی در استانبول ترکیه برگزار شد به جزئیات و تحلیل ابعاد مختلف این رساله پرداخته ام بلکه خواستار نشان دادن اهمیت این کشف در روشن شدن ابعاد زندگی زکریای رازی می باشم .انتشار و معرفی رساله داء الخفاء (الابنه) رازی توسط استاد حائری  مژده ای برای رازی شناسان و محققان تاریخ علم بود. فواد سزگین که در تالیف کتاب تاریخ نگارش های زبان عربی ،به فهرست نسخ خطی سنای سابق و مجلس شورای اسلامی دسترسی داشت ، ذیل معرفی نسخ خطی موجود از آثار رازی گزارشی از نسخ خطی این رساله محفوظ در کتابخانه سنای سابق و مجلس شورای اسلامی ارائه کرد. البته موضوع این رساله در آنجا درمان میخچه ذکرشده است(ج 3ص291) که بی تردید سهوی آشکار است . شرق شناس معروف فرانتس رزنتال که تالیفات وی در حوزه تاریخ علم معروف است.از طریق تالیف سزگین از نسخ این رساله در کتابخانه سنا و مجلس مطلع گشت و از طریق زنده یاد استاد محمدتقی دانش پژوه تصاویر این نسخه ها را بدست آورد و با شناسایی نسخه دیگری از این رساله در کتابخانه رباط مراکش  ترجمه انگلیسی این رساله را درسال 1978 میلادی (1357 شمسی) در بولتن تاریخ پزشکی دانشگاه جان هابکینز منتشر ساخت .

این چند خط قطره ای از خدماتی بود که مرحوم استاد حائری بجا گذاشت و باقیات صالحات ایشان همواره جاری است  و بسیاری از محققان و اهل علم خود را مدیون دلسوزی ها و آموزه های استاد حائری هستند و دستان حمایت بخش و شانه های ایشان را که در راه علم و اعتقاد خمیده شده بودند از یاد نخواهند برد.       

به قول نیوتن اگر فاصله دورتری را دیده‌ام با ایستادن بر شانه‌های غول ها بوده است.

محمد صدر، پژوهشگر تاریخ طب

پاریس ،4 شهریور ماه 1394

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

روحشان شاد.

جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید