رساله در بلاغت

میراث مکتوب - این رساله اثری سترگ بوده که مشتمل بر اکثر علوم ادبی یا دست‌کم شامل بر علوم و فنون بلاغی که قسمت‌های اصلی آن در آسیب سیل زمان در جداول پوسیدگی و پارگی، چون خاشکی در دامن حباب پرباد روزگار، بر باد رفته است که نه از نام و نشان مؤلف نشانی و نه از آغاز و انجام اثر، اثری مانده. ولی با کنکاش در لای سطور مسطور به قلم نازنین مؤلف نکته‌بین معلوم می‌شود او ادیبی بی‌بدیل و نویسنده‌ای بی‌عدیل بوده که سمند تیزگام قلمش را در مضمار فصاحت دو زبان پارسی و عربی به نیکی دوانیده و در نقطۀ منظور درجه اعلای سلاست و شیوایی علم زده است.

نویسنده احاطۀ کاملی بر قرآن کریم و احادیث و دواوین شعرای سلف فارسی و عربی داشته، به طوری که ضمن اتیان اشعار فارسی و عربی چون: مولانا جلال الدین بلخی، سعدی شیرازی، عبدالرحمان جامی، سلمان ساوجی، خواجۀ کرمانی، انوری ابیوردی، کمال خجندی، امیر خسرو دهلوی، منوچهری دامغانی، خواجه عماد، ابن حسام خوسفی، شرف‌الدین یزدی، نظیری نیشابوری، قوامی رازی، جوهری سودایی، شاهی، قطران تبریزی، بدیعی تبریزی، جمال برگی تبریزی، سید شریف جرجانی، متنبی، شمس الدین بن عفیف، ابراهیم بن عباس صولی، ابن ابی الاسود، عضدالدین ایکی و ابوتمام، سود برده و نیز تنسک به آیات شریفه و تمسک به احادیث جدیره، زبان او را حلاوت و طراوت و نوشته‌های او را جزالت و لطافتی بخشیده است. به طوری که خود معترف و خستو است که: «اعدا و احبا مرۀ بعد اخری در تجارب بیان و محارب امتحان دیده‌اند که اسلوب ابداع و ضروب اختراع [وی] چون معجزه موسی به قلم عصا آسا از طرف حساد جماد فواد و صخره نهاد، ینابیع تحسین برمجاری لسان جاری داشته است و مانند الحان داود از جبال طباع هرضد و حسود صدای آفرین به گوش هوش صدیق وحقود رسانیده [است]». شواهدی که نویسنده در اثنای کلامش از سروده‌های خود آورده، نشان می‌دهد وی یدی طولایی در شاعری به دو زبان فارسی و عربی داشته؛ چنانک‌ه بیت زیر را در نعت نبی علیه الصلوه و السلام از خود آورده است:

کاف کمال تست داوت ذوات کون ورنی سواد هستی کونین از کجاست؟

بیتی دیگر از گفته مؤلف کتاب:

زهی قبای بقای ترا ابد دامن                                              

 ازل ز جامه جاه تو جیب پیراهن

همچنین وی را در حوزۀ نثر فارسی و عربی محکم و نوشته‌ای استوار بوده که با ابزارهای بیانی زیبا و تسجیع و ترصیع نواساز و دلنشین و عباراتی جزیل به هم تنیده شده است مانند:

ـ «مکتوب غریب السجون عجیب المضمون که از آن خلف الافاضل مجمع بدایع الشمایل قواعد المحامد شایع الخصایل بین الاماجد فلان لازالت کواکب رتتبه مرفوعه من افق الصعود مبلغ و مرسل بود در زمانی که بعود الله تعالی عساکرمراد فوج و بحار مسرت موج بر موج می‌نمود سمت ورود یافت فسلسال سلاست کلامه کان مأءالنهر لولم یکن مشبوبا بالکذب و تراکم غصون مقاله کان افنان زهر شجر لولم یرعب الی المطر لاجرم به فنون تحیات و تسلیمات که مفردات و مترکبات عبارت آن خارج حیطه اوضاع شخصی و نوعی و بیرونی خطه دلالات عقلی و وضعی باشد محاذات داده آمد»

ـ «رب اجعل ذیل آمدبقاره ابداً و آته من الملک مالم توته احداً: و مثالش در پارسی از کلام مؤلف کتاب چنانکه: بنده صافی الفواد که ترکیب لسان و جنانش از مائده جود آن خاندان است و کسوت ثنا و شکر آن دودمان را بسوزن طبع تیز و رشت جان دوز».

ـ «سلامی که نفخه نسیم مستطابش آتش حسرت در سینه لاله سیراب اندازد و شمه [ای] از فوایح گلزار بهارش خون مذاب در ناف آهوی تتارمشک ناب گرداند؛ و بدان که بلاغت را سه مرتبه است» نیز «رأی آن دیار که قدوه فرقه کفار و اسوه زمره اسرار بود به شکوه کوه و کری انبوه و عمد ممدده اشجار و بروج مشیده حصار آن مقدار تهور و اعتزار و تنمر و استکبار ظاهر می‌کرد؛ که از لسان شعار و دثارش گزاف و لاف لیس فی الدار غیرها دیار به گوش هوش صغار و کبار می‌رسید».

ـ «الذی لا یرضی حوافر اشهب جلاله ان یصیر اکلیل الفلک من یغالها و تأبی کسوهً سمته باله ان یکون ردا،لقدام المجره من حاشیه اذیالها رب کما شرقت جیاه النقود برسوم اقدام القابه و فضلت شفاه الملوک بتقبیل عتبه بابه اجعل دره تیجان الخواقین من حصاه ساحه جنابه و شامه خدود ناس العین من نقاط کتابه کتابه»

ـ «یقین است که غرایب ابرام از رغایب اکرام آن حضرت با نضرت است زیرا که عوارف حسان و ذوارف احسان آن ثواقب مناقب،اغلی از حصر و اعلی از قصر احضا است»

مؤلف به وجود «منشآت» خود به دو زبان فارسی و عربی نیز مقر است چنانکه در لای کلامش مشهود است: «در منشات مؤلف کتاب واقع است: اللهم کما جعلت سنابل عواید کرمه اوفر من ان تقاس بصواع البدره والشمس اجعل و مدۀ طول بقایه اکثرمن ان عد بذراع الیوم ولامس».

و مثالش از نثر پارسی از منشات مؤلف کتاب چنانکه: اعدا و احبا مرۀ بعد اخری در تجارب بیان و محارب امتحان دیده‌اند که اسلوب ابداع و ضروب اختراع این قلیل البضاعۀ قصیر الباع چون معجزه موسی به قلم عصا آسا از طرف حساد جماد فواد و صخره نهاد ینابیع تحسین بر مجاری لسان جاری داشته است و مانند الحان داود از جبال صباع هر ضد و حسود صدای آفرین به گوش هوش صدیق وحقود رسانیده.

آنچه مبرز و مسلم است، وی از نویسندگان شاعر است که بعد از قرن دهم می‌زیسته است که شواهد مورد استشهاد وی تا نظیری نیشابوری روشن است و نیز امثله‌ای موجود از شاعران نامشهور خطۀ آذربایجان مانند: بدیعی تبریزی، برگی تبریزی، محمد عصار تبریزی و ... این شبهه را تقویت می‌بخشد که وی از سرزمین آذربایجان  (مخصوصاٌ تبریز) باشد.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

در متن

تعلیقات

آیات قرآنی

احادیث

ابیات عربی

نثر عربی

معرفی شاعران و نویسندگان

لغات دشوار

منابع

مؤلف: ناشناخته،  رساله در بلاغت، تصحیح: فاضل عباس زاده، تهران، سمیر، 74 صفحه، شمارگان: 200 نسخه، 1393.

منبع: کتابخانۀ تخصصی ادبیات

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید