مجید منصوری

درباره یک تصحیف در تاریخ بیهقی

مجید منصوری
میراث مکتوب - بخوبي به ياد دارم كه دبير زبان انگليسي دورۀ دبيرستانمان مي گفت: «بسياري از ترجمه هايي كه از كتب گونهگون صورت مي پذيرد، در برخي از موارد تا حد بسياري ديگرگون شده است. همين چند وقت پيش يكي از نويسندگاني كه آثار وي به زبان فارسي ترجمه گرديده، به ايران آمده بود و وقتي كه صفحاتي از كتابهاي ترجمه گرديدۀ وي دوباره از فارسي به انگليسي براي او ترجمه شد، زهرخندي زد و گفت: هيچ كدام از اين كتاب ها از من نيست». گاه به ذهن مي رسد كه اگر مثلاً فردوسي يا بيهقي تصحيحات متفاوت و نقدها و شرح هاي فراوان شاهنامه و تاريخ بيهقي را ميديدند، چه مي گفتند. يقيناً به بسياري از بحثهاي درازدامن ما به ديدۀ تحسين مي نگريستند! و ميگفتند كه مقصود آن ها از اين بيت و عبارت اصلاً چنين نبوده است.
در اينجا باز هم يك پيشنهاد تصحيح قياسي و ذوقي براي عبارتي مشهور در تاريخ بيهقي ارائه شده است. چنين آمده در تاريخ بيهقي:
چون مسعدي برفت، خواجه با من خالي كرد و گفت: ديدي كه چه كردند؟ كه عالمي را بشورانيدند، و آن آلتونتاش است نه دلو آسيا1 و چون احمد عبدالصّمد با وي، اين بر ايشان كي روا شود. (بيهقي، 1388: 1/ 306)
مرحوم فيّاض نيز عبارت را به اين ترتيب آورده است:
چون مسعدي برفت خواجه با من خالي كرد و گفت ديدي كه چه كردند؟ كه عالمي را بشورانيدند و آن آلتونتاش است نه ديو سياه2 (بيهقي، 1383: 307)
در چاپ ياحقي و سيّدي هم در قسمت تعليقات چنين آمده است:
«دلو آسيا، همۀ نسخه ها: ديو سياه و ديو سبا. در چاپ قديم فيّاض (ص 319 س 2) هم ديو سبا بوده كه حدس هايي زده و گفته است، محل تأمّل است. در چاپ دانشگاه: ديو سياه، كه در حاشيه حدس زده است، شايد: دلو آسيا: ضبط مختار ما با آنكه در نسخه ها نيست، بر اساس حدس فيّاض و تحقيق رجايي بخارايي، «نقش آداب و رسوم عامّه در حلّ مشكلات ادبي» مجلّۀ دانشكدۀ ادبيات مشهد، (س چهارم، ش 1 و 2، بهار و تابستان 1347، ص 112) است، به آنجا مراجعه شود. (بيهقي، 1388: 2/ 1074).3
همانگونه كه مشخص است، مصححان هم «ديو» و هم «سياه» را به ترتيب بدل به «دلو» و «آسيا» كرده اند؛ يعني دو واژه را تصحيح قياسي كردهاند؛ بر اساس يك مَثَل كه آن هم ظاهراً فقط در افواه عامّه و آن هم در منطقۀ بيرجند كه با تلفظي ديگرگونه رواج داشته بوده است. در اينجا قصدي بر نقد سخنان شارحان قبلي وجود ندارد و چه بسا كه سخن آنان مقرون به صواب و اين گفتار، خطا باشد.
پيشنهاد ما ضبط «ريگ» است به جاي «ديو» و باقي ماندن «سياه» بر جاي خود، چنانكه ضبط اكثريت غالب نسخه ها نيز چنين است. بنابراين صورت عبارت چنين ميشود: «و آن آلتونتاش است نه ريگ سياه». دلايل ما براي پيشنهاد اين ضبط از قرار ذيل است:
1. مهمتر از همه اينكه «آلتونتاش» به معني «سنگ طلا (زر)» است.4 بي هيچ توضيحي اگر معني آلتونتاش را در جمله بنويسيم، چنين ميشود: «و آن سنگ طلا (زر) است نه ريگ سياه». و به باور ما به احتمال فراوان، مقصودِ خواجه نيز چنين بوده و مي خواسته با اسمِ «آلتونتاش» به معني «سنگ طلا» بازي كند.
2. بعلاوه بايد گفت كه ريگ آن هم از نوع سياهش به معني بي ارزشترين چيزها درست در مقابل «زر» قرار دارد و اين نكته در آثار شاعران فراوان ديده ميشود:
هر كجا راي چنان باشد و تدبير چنان
نه عجب باشد گر سنگ سيه گردد زر
(فرخي، 1378: 155)
سنگ سياه تا نشد از خويشتــــن فنـــا
ني زرّ و نقره و گشت و نه ره يافت در نقود
(مولوي، 1387: 323)
تناسب ريگ (فراوان) و زرّ (كمياب) را نيز نبايد از نظر دور نگاه داشت:
گوهر به ميان زر برآميخت
چون ريگ بر اهل ريگ مــيريخــت
(نظامي، 1387: 399)
در ذهب دادنــش به ســايلِ خويـــش
زرّ مصـــري ز ريـــگ مكّـــي بيـــش
(همان: 737)
زان زر كه به يــك جُوَش ستيـــزنـــد
مي ريخــت چنانكـــه ريگ ريزنـــــد
(همان: 437)
از خراج ار جمع آري زر چو ريــگ
آخـــر آن از تو بمانـــــد مردريـــگ
(مولوي، 1363: 4/ بيت 671)

3. در كامل ابناثير چنين آمده: «و استقبلوهم بأطراف الأسنه. ففعلوا و اشرعوا الرماح، و كأنّهم حرّه سوداء...» (الكامل، ج4، ص426).
مترجمانِ كتاب، عبارت فوق را چنين ترجمه كرده اند: «نيزه ها را حوالۀ سواران كنيد، آنها مانند ريگ سياه خواهند بود(ارج و اثر ندارند)» (ترجمه الكامل، ج13: 28).

منابـع:
- ابناثير، الكامل في التاريخ، بيروت: دار صادر، 1965.
- كامل، تاريخ بزرگ اسلام و ايران، ترجمۀ ابوالقاسم حالت و عباس خليلي، تهران: علمي، 1371.
- بيهقي، ابوالفضل، تاريخ بيهقي، تصحيح علي اكبر فياض، به اهتمام محمدجعفر ياحقي، مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، 1383.
- تاريخ بيهقي، به تصحيح محمدجعفر ياحقي و مهدي سيّدي، تهران: سخن، 1388.
- بيهقي، ابوالفضل، تاريخ بيهقي، به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران: زرياب، 1378.
- دهخدا، علياكبر، لغتنامه، تهران: دانشگاه تهران، 1377.
- فرخي سيستاني، ديوان، به تصحيح محمد دبيرسياقي، تهران: زوار، 1378.
- مولوي، كليات شمس، بر اساس چاپ بديعالزمان فروزانفر، تهران: هرمس، 1387.
- مثنوي معنوي، به همت رينولد نيكلسون، تهران: مولي، 1363
- نظامي گنجوي، خمسه، بر اساس چاپ مسكو- باكو، تهران: هرمس، 1387.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید