در رثای استاد مصطفی ذاکری

شیدای فرهنگ و زبان فارسی

میراث مکتوب - «از شمار دو چشم یک تن کم// وز شمار خرد هزاران بیش». زمان آشنایی و ارادت من با دکتر مصطفی ذاکری به اول دهۀ هشتاد بر می گردد.

در سال 82 دو مقالۀ مبسوط دربارۀ ریشه شناسی اصطلاحات شطرنج که در نامۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی چاپ شده بود از ایشان خواندم. دقت نظر و تتبع ایشان در باب اصطلاحات و مفاهیم و معانی شطرنج موجب شد که ایشان را به همکاری با میراث مکتوب دعوت کنم. البته قبلاً در آینۀ میراث مقاله ای شبیه آنچه دکتر ذاکری کار کرده بودند از استاد پرویز اذکایی با مقدمه ای در باب نظرات فقهی و تحلیل آنها از خودم چاپ کرده بودیم .

اشتیاق ایشان به همکاری با میراث مکتوب بالا گرفت. در داوری کتبی که برای چاپ خدمتشان می فرستادیم همکاری می کردند. تنها کسی بودند که به جرأت می توانم بگویم که معرفی دانشنامه ها و فرهنگها و دایرة المعارفها را به ایشان می سپردم. البته گاه از سر دلسوزیهای خاصی که داشتند عنان قلم از کفشان می رفت و مطالب دیگری بدان می افزودند، زیرا در زمینه های مختلف ادبی، تاریخی، دینی، فلسفی و کلامی اطلاعات خوبی داشتند.

انسانی مؤمن و دیندار بودند. برای همین گاهی در نقدهایی که می نوشتند دیدگاههای ایدئولوژیک خود را هم مطرح می کردند اما با اینکه واقعاً من استفاده می کردم ، ناچار بودم بخاطر عدم ارتباط با موضوع اصلی آن را به بایگانی بسپارم. با این حال هیچگاه از این رفتار ویراستارانۀ بنده و همکارانم نمی رنجیدند. روحیه ای شاد و همواره لبی خندان داشتند. بذله گو و شوخ طبع و محفل آرای جمع افسرده حالان دانش و فرهنگ بودند. خاطرات ذی قیمتی داشتند که شنونده از هم نشینی با او همواره مبتهج و شاد بود. شوق زایدالوصفی به مطالعه داشتند. جزء اولین کسانی بودند که وقتی وارد دفتر میراث مکتوب می شدند سراغ کتابهای تازه یا نشریات جدید را می گرفتند. از مقالات خود هم برای دوستانشان کپی تهیه می کردند و برای مطالعه به آنها اهدا می کردند و مرتب پیگیر بودند که ایا مقاله مرا خواندید و نظری دارید؟ به معنی حقیقی شیفته و شیدای مطالعه و تحقیق بودند. در جلسات میراث با وجود پادردی که داشتند از کرج تشریف می آورند و عصازنان وارد می شدند و با صدای بلند سلام وعلیک می کردند. راضی نمی شدند که برای ایشان آژانسی بگیریم ولی با هر زحمت و مشقتی که راه و سفر بر او تحمیل می کرد، تمام جلسات ماهانه چهارشنبه های میراث را شرکت می کردند. طبعاً می دانم که هر چهارشنبه آخر ماه دلم برای او و صدای گرمش و تق تق عصایش تنگ خواهد شد و نیز برای نازک گوییهای او.

فرزندش زنگ زد فهمیدم چه می خواهد بگوید چون اولین باری بود که به من تلفن می کرد و خبر درگذشت پدر را داد. گفت در خانۀ ما گاهی نام شما را می بردند و زنگ زدیم تا از این ضایعۀ دردناک شما را خبر کنیم. او می گفت و من در بهت و حیرت مانده بودم در سکون و سکوت و قادر به صحبت نبودم. گفت دیشب خیلی سر حال و خوشحال بود و از هیچ بیماری و دردی هم شکایت نداشت و سالم بود تندرست. سه بامداد شنبه 5 تیر ماه تازه برات شب قدر را از دست همو که برایش قلم می زد و از ایمان و باورهایش برایم می گفت دریافت کرد. از شناختی که من نسبت به او داشتم واقعاً لیاقت لقای حضرت حق را در چنین شبی داشت. دکتر مرحوم مصطفی ذاکری در لندن زبانهای باستانی و فارسی میانه را گذراند. به نظرم به دلایلی موفق به اخذ دکترای خود نشد یا من خبر ندارم. بعد کارمند بیمه شد. اما پیوسته در دانشگاههای شهید بهشتی و علوم قضایی و آزاد کرج تدریس می کرد. شعر خوب می گفت و گاهی از کتاب کرشمۀ وصال که دیوان شعری او بود در جمع دوستداران میراث مکتوب قرائت می کرد. وی آثاری را تألیف و تحقیق کرد که از آن جمله می توان از کتب ذیل یاد کرد: اتباع و مهملات در زبان فارسی، پیامبر رحمت، شیخ بهایی، مسیحیت و اسلام، نکته ها از گفته ها، آرامش در توفان و آیات درخشان. وی از سال 1340 در مجلۀ ارمغان شروع به نوشتن کرد. در 1372 در نشریۀ معارف و بعد در نشر دانش از نشریات مرکز نشردانشگاهی به مدیریت دکتر پورجوادی و همزمان در نامۀ فرهنگستان مقالاتی چون مغان و نقش آنان در فرهنگ ایران زمین، نقدی بر ترجمۀ کتاب زبان، تاریخچۀ ابجد و حساب جمل در شعر فارسی، ملاحظاتی دربارۀ کتاب حساب جمل در شعر فارسی، گنج واژه، شگردهای نامألوف در شعر فارسی، زبان بلوچی و آینده آن، مجموعه کتیبه های ایرانی، زبان کردی سورانی، مسائل تاریخی زبان فارسی، مناجاتهای منظوم فارسی، گنجنامه های فارسی، درشناخت تقویم و آیین های ایرانی،....

شاید اولین مقاله ای که برای آینۀ میراث نوشتند نقدی بود بر چاپ منطق الطیر عطار و بعد بر کشف المحجوب هجویری تصحیح دکتر محمود عابدی، بعد نقدی بر ذیل فرهنگهای فارسی تصحیح دکتر علی رواقی، نیز مقاله تاریخچۀ علوم بلاغی، سپس در گزارش میراث نقدی بر دانشنامه جهان اسلام جلد 14، نقد تصحیح جدید بیان الادیان، معرفی علی نامه منظومه ای حماسی از قرن پنجم، نقد خلاصة الاشعار بخش شعرای شیراز چاپ میراث مکتوب، نقد دانشنامه فرهنگ مردم ایران و ...البته هنور دو دستنوشته از ایشان در آرشیو گزارش میراث در نوبت چاپ است. چنان که ملاحظه می فرمایید در نقد نویسی دستی توان و شهامتی ستودنی داشت. ایشان سالها فرهنگ توصیفی مفاهیم اصطلاحات زبان فارسی را تألیف کرده بودند که خود دانشنامه ای ارزشمند می مانست که به چند جا مراجعه کردند و کسی از کوشش ایشان حمایت نکرد و این فرهنگ 5-6 جلدی مجال چاپ نیافت. «صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید».

اینجانب درگذشت این دانشمند پرتلاش و علم دوست و متعهد و مؤمن و دلسوز فرهنگ اسلامی را به اهل قلم و فرهنگ و دانش و فضیلت خاصۀ خانواده محترمشان تسلیت می گویم و برای آن فرزانۀ وارسته آرزوی غفران الهی و سکنی در جوار اولیای مقرب درگاه حضرت حق را دارم . رحمة الله علیه رحمة واسعة بمنّه و کرمه.

 

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید