ایرج افشار، دکتر نصر و... میراث مکتوب-3

میراث مکتوب- اهل تمییز و آشنایی، دانند که متاع ما کجایی است. جای آن نیست که از خود بگوییم که«تزکیة المرء نفسه قبیح» خودستایی شایستۀ آدمی نیست. اما اطلاع رسانی و معرفی و یادآوری برخی اخبار و مطالب، به تبیین غرض و مقصود ما برای ایصال به مطلوب کمک می کند.
در طول این 19 سال، نامه ها و مکاتبات و نقل قولهای بسیاری از بزرگان دین و دانش و فرهنگ این کشور و نیز ایران شناسان و دانشمندان خارجی، دریافت کرده ایم و شنیده ایم که همه دالّ بر اعتبار کار و خدمات و آثار میراث مکتوب بوده است. از همراهی های استاد مرحوم ایرج افشار گرفته که حدود 40 مقاله و یادداشت و کتاب خود را به میراث سپرد و شاهد نشر و چاپ آنها بود، تا بزرگانی چون دکتر شفیعی کدکنی که مقدمه بر قائمیات را نوشت و در مقدمه قلندریه خود، از این خادم میراث، به ایران دوست یاد کرد.
چند سال پیش دکتر سید حسین نصر فیلسوف و دانشمند برجستۀ ایرانی در امریکا، مقدمه ای بر کتاب ساختارشناسی مثنوی (چاپ این مرکز) نوشت، وی در دیداری که با یکی از مسئولان دانشنامۀ جهان اسلام داشت، گفته بود:« پس از انقلاب چند مؤسسه از جمله میراث مکتوب خوش درخشیدند و کارهای ارزشمندی انجام داده اند.»

مقبولیت جهانی میراث مکتوب
این اقوال و نظرات بخش اندکی از آراء دوستداران میراث مکتوب است. طبعاً همکاری بزرگان فرهنگ این کشور و نیز برخی مؤسسات دانشگاهی مانند دانشگاه برلین، دانشگاه اوساکا، آکادمی علوم اتریش، مؤسسۀ مطالعات اسماعیلیه و .... با این مؤسسه، ادلّ دلیل است بر اعتبار، صلاحیت و مقبولیت آن در داخل و خارج؛ و این اعتبار به سادگی بدست نیامده است، بی تردید آثار، نشریات و همایشهای علمی این مرکز از یک سو و پرورش دهها جوان علاقه مند به احیا و پژوهش میراث مکتوب ایران و اسلام از سوی دیگر، مهمترین و ارزشمند ترین دستاورد این مرکز به شمار می آید. نیز همگان بر آنند که حفظ و نگهداری هر کار سودمند و معتبری، از تولید و ایجاد آن دشوارتر است، به تبع آن، حراست از جایی که خود داعیه حمایت و نگاهبانی از میراث مکتوب را دارد، امری لازم و ضروری است و این نگاهبانی نیاز به عزمی ملی و خواستی همگانی دارد. شایسته است علاقه مندان به فرهنگ و میراث مکتوب از مؤسسه ای که دستاوردهای پیشینیان را توسط پژوهشگران با استعداد خود به نسل امروز، معرفی و منتقل می کند، پشتیبانی کنند و نگذارند که کوششهای آنان به هدر رود.

وقف در تاریخ ایران
وقف یک مشارکت ملی، اجتماعی و فرهنگی است که برای تعدیل، توازن ثروت و ریزش اموال طبقات مرفّه و ثروتمند به سفرۀ فقرا و نیازمندان تأسیس شده و در تمام جوامع بشری و ادیان مختلف در تاریخ وجود داشته است. خانم لمتون گزارش سودمندی را در مقالۀ خود با همین عنوان در دایرة المعارف اسلام نوشته است.
در فرهنگ اسلامی هم اولین واقف، خود نبی مکرّم اسلام (ص) بودند. ایشان مسجد النبی و املاک بسیاری را وقف کردند. در ایرانِ دورۀ اسلامی هم عضدالدوله بویهی، املاکی را وقف بیمارستانی برای فقرا و درماندگان کرد. امیر اسماعیل سامانی، به گفتۀ نرشخی- مؤلف کتاب تاریخ بخارا- باغ و تفرجگاهی عظیم را به نام جوی مولیان وقف موالیان و غلامان کرد.
نظام الملک طوسی مستغلاتی را وقف توسعۀ مدرسۀ دردَشت اصفهان نمود. به گفتۀ حمزۀ اصفهانی در کتاب محاسن اصفهان ، در آمد آن سالانه ده هزار دینار بود.
خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بزرگترین مجتمع علمی، فرهنگی، پزشکی را که نامش ربع رشیدی بود، ساخت که وقفنامه آن در تاریخ نظیر ندارد، به طوری که تاکنون در بارۀ آن دهها مقاله وکتاب نوشته شده است. وی از محل این موقوفات به دانشجویان و استادان، حقوق ماهانه پرداخت می کرد. حتی برای کتابهایی که در خارج کشور تألیف می شد جایزه تعیین کرده بود. او دستور داد تاریخ جهان را به چند زبان زنده بنویسند و ترجمه کنند و صدها فعالیت ماندگار دیگر انجام داد و در این مختصر جای طرح آن نیست.
حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب می نویسد: در شیراز بیش از 500 مؤسسه و بنیاد خیریۀ وقفی وجود داشت...
ادامه دارد ...

اکبر ایرانی- میراث مکتوب

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید