در نود و چهارمین نشست مرکز پژوهشی میراث مکتوب مطرح شد:

ضرورت انتشار اسناد بین المللی برای روشن شدن زوایای پنهان تاریخ معاصر ایران

در نود و چهارمین نشست مرکز پژوهشی میراث مکتوب مطرح شد:

میراث مکتوب - نود و چهارمین نشست مرکز پژوهشی میراث مکتوب با عنوان «میراث ناشناختۀ فارسی زبان در آرشیو ملی بریتانیا از 1800 تا 1950 میلادی» با حضور دکتر مجید تفرشی، تاریخ شناس و سندپژوه مستقل - آرشیو ملی بریتانیا روز چهارشنبه هفتم مهر برگزار شد.

آنچه در ادامه می آید مشروح گزارش این نشست است.

اهمیت مسألۀ سندپژوهی در تاریخ نگاری کشور ما شناخته شده است و از سوی دیگر در موضوع پژوهش‌های تاریخی جدلی وجود دارد و آن به دلیل نگاه برخی از محققان علوم سیاسی و علوم اجتماعی و روابط بین الملل است که به دلایل مختلف مانند ضعف تاریخ نگاری و ضعف پژوهش های تاریخی و عدم آشنایی لازم و کافی به منابع و مآخذ اصیل تاریخی، اهمیت اسناد و مراجع تاریخی را نادیده می‌گیرند و کار تاریخی را در واقع کار دون‌پایه می‌دانند. متأسفانه این گروه به تئوری و نظریه پردازی تاریخی اهمیت اساسی و مبنایی می‌دهند، در حالی که تجربه تاریخ نگاری و آثاری که مبتنی بر منابع دست اول و منابع اسنادی نگاشته شده نشان می‌دهد که کارهای بی اعنا به منابع تاریخی و صرف مبتنی بر نظریات و تئوری‌ها، از جهت تاریخی و غنای علمی ارزش بالایی ندارد.

دسته بندی اسناد فارسی زبان در بریتانیا به اولویت کمی و کیفی

بحث امروز مربوط به اسنادی است که در آرشیوهای انگلیسی زبان و به خصوص در آرشیوهای بریتانیایی نگهداری می شود؛ علی الخصوص اسناد فارسی زبان. به طور کلی در کشور بریتانیا مجموعه آرشیوی متعددی هستند که اسناد مربوط به ایران در آن‌ها نگهداری می شود اگر بخواهیم دسته بندی کنیم باید به اولویت کمی و کیفی دسته بندی کنیم. اولین آرشیو که این گونه اسناد در آن نگهداری می شود آرشیو بریتانیا است که در جنوب غرب لندن در منطقه کیو گاردنز است و آرشیوهای دیگر که اسناد در آن نگهداری می شود به ترتیب کمی و کیفی آرشیو اسناد دیوان هند (ایندیا آفیس لایبرری) است که مربوط به وزارت مستعمرات و نایب السلطنۀ هند است و بعد از استقلال هند این اسناد به کتابخانۀ ملی بریتانیا (کتابخانۀ ملی بریتانیا) منتقل شده است.

باید توجه داشت که در سال‌های پایانی قرن هجدهم تا نیمۀ قرن بیستم که افول امپراتوری بریتانیا است، ایران از لحاظ سیاسی، راهبردی، ژئوپلتیک و منابع مختلف، اهمیت خاصی برای قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و جهانی داشته است. سوای دلایل اختصاصی داخلی، چهار دلیل باعث شده بود که ایران برای بریتانیا حائز اهمیت باشد. در قرن هجدهم و نوزدهم مسئلۀ خلیج فارس است و مهم تر از مسئلۀ خلیج فارس، مسئلۀ هند بوده و ایران به عنوان باب هند و منطقه حائل و حافظ منافع بریتانیا در هند بوده است. در قرن بیستم علاوه بر این دو دلیل، دو دلیل دیگر به وجود می آید یکی مسئلۀ نفت و دیگر مساله بلشویسم، اتحاد جماهیر شوروی و جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب است.

علاوه بر این دو آرشیو مذکور، آرشیوهای مهمی که در بریتانیا دربارۀ ایران سند دارند یکی آرشیو بریتیش پترولیوم (بی.پی) است، که اسناد نفت ایران در آنجا نگهداری می شود. این آرشیو تا حدود 25 سال قبل بسته بود. در واقع اسناد این آرشیو ابتدا در لندن و کیمبریج بود و به قرائت و روایت خود آن شرکت سه جلد کتاب قطور دربارۀ نوشتند. جلد اول این مجموعه به طور کامل و نیمی از جلد دوم دربارۀ ایران است. اسناد این مؤسسه، از 25 سال پیش به مرور برای عموم باز شد و به صورت مشروط به دانشگاه واریک در حومه شهر کاونتری واگذار شد.  البته تقریباً تا سال 2008 میلادی این آرشیو نیمه بسته بود و خیلی سخت سند می داد ولی از 2008 که صدمین سالگرد کشف نفت در ایران بود، در ساز و کار خود تجدید نظر کردند و آرشیو را تا حد زیادی برای عموم بازکردند.

چهارمین آرشیو که در مورد ایران اسنادی گردآوری کرده است آرشیو بانک شاهنشاهی سابق ایران (The Imperial Bank of Persia) است. این بانک پس از خروج از ایران با چند مؤسسه اقتصادی در خاور دور ادغام شد و بانک کنرسیوم هنگ کنگ و شانگهای (HSBC) را تشکیل دادند. این مؤسسه از ابتدای دهۀ 90، بازگرداندن هنگ کنگ از بریتانیا به چین و انتقال مرکزیت آن و به تبع آن از هنگ کنگ به لندن، آغاز به دادن سند کردند. در دهۀ 90 دو جلد کتاب رسمی را به قلم محقق اقتصادی بزرگی به نام  دکتر جفری جونز استخدام کردند. جلد اول کتاب که مربوط به ایران است را دکتر ناصر موفقیان به فارسی ترجمه کردند. کار شرافتمندانه‌ای که جفری جونز در این کتاب کرده این است که در دو سه فصل این کتاب در مناقشاتی که مردم ایران با بانک شاهی داشتند، در کتابی که سفارش دادۀ خود این بانک بود، حق را به ایران داده است. به خصوص در مناقشه ابوالحسن ابتهاج مدیر کل وقت بانک ملی ایران با بانک شاهی در دوران جنگ جهانی دوم، از ایران جانبداری کرده بود.

آرشیوهای دیگر مرتبط با اسناد ایرانی در بریتانیا، آرشیو دانشگاه کمبریج است که اسناد اهدایی افراد و خانواده‌ها در آن نگهداری می‌شود. مهم‌ترین مکاتبات شخصی پروفسور ادوارد براون دربارۀ انقلاب مشروطیت، به خصوص دوران استبداد صغیر و حوادث پس از آن است. این اسناد به همراه مجموعه نسخ خطی متعلق به براون، در سال‌های گذشته توسط جانشینان براون، یعنی نیکلسون و آربری فهرست نویسی کلی شده ولی هنوز به طور دقیق کاتالوگ نشده است.

مجموعۀ دیگر در بخش خاورمیانه دانشگاه آکسفورد است که بیشتر شامل چندین مجموعۀ اهدایی از نظامیان بریتانیایی حاضر در ایران در نیمه نخست قرن بیستم میلادی است.

اگر برگردیم به مجموعۀ اول، آرشیو بریتانیا، باید بگویم برخلاف خیلی از آرشیوهای ملی در دنیا در آرشیو ملی بریتانیا، به جز مواردی خاص، کمتر اسناد اهدایی دیده می‌شود و بیشتر اسناد دولتی است. پروژه‌هایی که در کشورهای دیگر انجام می‌شود ولی خودشان مستقیماً سند از جای دیگری نمی‌گیرند .

موضوع دیگر، پروژه دیجیتال کردن اسناد است که به کندی در این آرشیو وجود دارد. ولی اسناد مربوط به ایران کمتر دیجیتال شده است. در این آرشیو بیش از چهار میلیون سند مربوط به ایران وجود دارد، ولی دیجیتال کردن اسناد این آرشیو، بر اساس میزان محبوبیت و مراجعه عمومی است و اسناد مربوط به ایران، در مجموع بین اسناد پرمراجعه و محبوب نیست. بیشترین حجم مراجعه در این آرشیو مربوط به اسناد تاریخ خانواده‌ها و تاریخ محلی است.

مجموعه اسنادی که دربارۀ ایران نگهداری می شود در یک تقسیم بندی کلی از  جهت بیشترین حجم مربوط به اسناد وزارت خارجه بریتانیا (FO و سپس از سال 1965، وزارت خارجه و مستعمرات FCO) است . دیگر مجموعه‌های مربوط به ایران در آرشیو ملی بریتانیا که اسناد مربوط به ایران را دارا هستند، وزارت جنگ (وزارت دفاع بعدی)، نخست وزیری، هیات دولت، پارلمان، وزارت بازرگانی، دوایر مختلف امنیتی، شورای فرهنگی بریتانیا، وزارت کشور، وزارت خزانه داری، نیروی هوایی و دریاداری بریتانیا هستند.

تا قبل از قرن نوزدهم حجم اسناد مربوط به ایران خیلی کم است از ابتدای قرن نوزدهم و از ابتدای قاجاریه ایران که مناسبات ایران و جهان مستمر و منظم می شود، و روابط با بریتانیا نیز گسترده‌تر مستمر می‌شود، چه از جهت مناسبات دوجانبه ایران و چه از نظر مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی، در معرض توجه قدرت‌های بزرگ قرار می‌گیرد طبیعتاً این امر باعث می شود اسناد بسیار زیادی دربارۀ ایران تولید شود.

بخش مهمی از اسناد ربطی به روابط مستقیم ایران و بریتانیا ندارد

یک نکتۀ مهم در این بحث این است که، دربارۀ اسنادی که دربارۀ ایران در آرشیوهای بریتانیایی داریم فقط به دنبال این نباشیم که گزارش‌های دیپلماتیک و یا گزارشهای مربوط به تحولات داخلی ایران و یا روابط دوجانبه را پیدا کنیم. بخش مهمی از این اسناد ظاهراً ربطی به روابط مستقیم ایران و بریتانیا ندارد مانند اسناد مربوط به جنگ های ایران و روسیه و یا مثلاً چند سال مذاکرۀ ایران و عثمانی بر سر حل مناقشات مرزی که در هر دو مورد ماموران بریتانیا و روسیه به عنوان  ناظر حضور داشتند. در این موارد اغلب گزارش‌های انگلیسی کاملتر است. برای مثال از همین مذاکرات ایران و عثمانی در یک دوره دو دیپلمات انگلیسی و روسی حضور دارند که بهترین گزارش‌ها را دربارۀ مسائل مرزی ایران و عثمانی نوشته‌اند. آرنولد ویلسون و ولادیمیر مینورسکی. این دو بعدها از ایران شناسان برجسته کشورهای خود شدند. حتی فراتر از مناسبات ایران و انگلیس علاوه بر آن گزارش های دوره ای از ایران. بسیاری از گزارش ها درباره مسائل اقتصادی ایران است و گزارش هایی دربارۀ وضعیت غذا و هزینه زندگی مردم و گزارش های مکرر و یا وضعیت آب و هوایی ایران بنابراین این مجموعه برای شناخت خودمان کمک می کند .

در این میان، نکته‌ای که بسیار مهم است، اسناد فارسی زبان در آرشیو ملی بریتانیا است. در سال‌های اخیر دو کتاب مهم را در این باره شاهد هستیم کتابی که مرحوم علی اکبر سعیدی سیرجانی درباره گزارش‌های خفیه نویسان انگلیس از وقایع شیراز و فارس دربارۀ رخدادهای سالهای قبل از انقلاب مشروطیت منتشر کرد و نمونۀ دوم را مرحوم ایرج افشار و محمد رسول دریاگشت منتشر کردند، درباره گزارش های خفیه نویسان انگلیسی از حوادث پس از مشروطیت. مجموعه‌ای که خانواده مقصودلو به آقای افشار دادند. جد این خانواده خفیه نویس بریتانیا بوده و مسوده بخشی از گزارشهای او را که خانواده نگه داشته است به مرحوم افشار دادند.  این دو کتاب از منابع مهم تاریخی و بعد از مشروطیت ایران است. این دو مجموعه در واقع دو مورد اتفاقاً در ایران مانده مجموعه عطیمی از این دست گزارشها هستند که در آرشیو ملی بریتانیا تقریباً صد مورد مشابه و استفاده نشده دارند.

سوای این مجموعه‌ها، باید به مکاتبات مختلف ایرانی‌ها، از رجال درجه یک مملکت گرفته تا افراد عادی، با مقامات بریتانیایی و پاسخ آنان اشاره کرد.

از سوی دیگر، در گزارش انگلیسی تک نگاری هایی است که به لحاظ حجم و موضوع، از حالت تک سند یا پرونده کوچک و متفرقه خارج است و حالت کتاب و تحقیق کتاب گونه را دارد. بسیاری از این مجموعه‌ها که شامل موضوعات سیاسی، راهبردی، اقتصادی، تجاری، امنیتی، اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی هستند، دست نخورده باقی مانده و به انگلیسی یا فارسی چاپ نشده‌اند. شاید بتوان گفت که تقریباً ده درصد آن‌ها تاکنون چاپ شده‌اند.

بخش مهم دیگری از اسناد فارسی زبان مکاتبات ایرانیان و یا مأموران دولتی با هم است و هیچ ربطی هم به انگلیس ندارد. مثلا، راهها و سیستم تلگراف ایران دست بریتانیا بوده و تمام مکاتبات جاسوسی و سرقت مخابراتی یا پستی می‌شده است.

علاوه بر آن حجم انبوهی از عرایض خصوصی مردمی وجود دارد که به دلیل ناامیدی از مقامات ایرانی، برای حل مشکلات شخصی خود، به مقامات بریتانیایی عارض می‌شدند. برای نمونه، دو برادر ایرانی که با هم اختلاف ملکی یا ارثی داشته‌اند عارض شده اند به کنسول انگلیس یا با روزنامه نگاران مکاتبه داشته اند. یا روزنامه نگارانی که خواستار حل و فصل گرفتاری خود بودند.

موضوع دیگر و مهم در این اسناد که باید به آن توجه شود، گزارش‌های نوبه‌ای از اطلاعاتی، آماری موضوعی و تحلیلی روزانه، هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه از سراسر ایران است. این گزارش‌ها اگرچه برای مصارف مورد نیاز دوایر محلی، منطقه‌ای و یا بین‌المللی بریتانیا و در جهت تحکیم و بسط منافع آن کشور تهیه و ارسال می‌شد، اکنون به منابع مهمی در جهت شناخت حوادث روزمره و تحلیل و شناخت روند تحولات و آمارهای مورد نیاز از نقاط مختلف کشور و بعضاً مناطق حساس استراتژیک همجوار ایران است. البته بدیهی است که همه این اطلاعات دقیق، صحیح و خالی از غرض نیست. ولی در مجموع منابع مهم و بی بدیلی برای نگارش تاریخ سده‌های 19 و 20 ایران محسوب می‌شوند.

باید توجه داشت که سوای گزارشهای نوبه‌ای و روتین، تولید برخی از این گزارش‌ها به حسب نیاز خاص و موردی بوده است؛ برای مثال در سال 1903 قرارداد دارسی منعقد شده و در سال 1908 عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران، برای اولین بار در مسجد سلیمان به نفت رسیده است. در حین اجرایی کردن روند تولید و انتقال نفت، دو مشکل مهم مطرح می‌شود: مسألۀ مالکیت اراضی لوله‌های انتقال نفت و امنیت آن‌ها است. بیشتر این اراضی مربوط به خاندان بختیاری است و انگلیسی‌ها ناگزیر شرکتی درست می‌کنند به نام شرکت نفت بختیاری که سهم ناچیز ولی منظمی از درآمد نفتی به خوانین بختیاری اختصاص یابد. در اجرای این امر، به دلیل اختلافات موجود بین سران بختیاری و ادعاهای ضد و نقیض درباره ریاست ایل و اراضی، یک تحقیق مهم و مبسوط توسط نیروهای انگلیسی در جنوب صورت می‌گیرد برای شناخت طوایف و سران ایل بختیاری در جهت شناخت انان و تقسیم سهم نفت آنان. این منبع اکنون یکی از مآخذ مهم در شناخت ایل بختیاری، طوایف، سران و شعبات آن است و تاکنون نیز منتشر نشده است.

انتقال کپیب دیجیتالی این اسناد به ایران و انتشار آنها برای روشن شدن زوایای پنهان تاریخ معاصر ایران، قدرتهای بزرگ و استعمار بریتانیا بسیار ضروری و مهم است، به خصوص مکاتبات دربارۀ ایرانیان به صورت پراکنده منتشر شود، به موضوعات، روندها و اشخاص مختلف در ایران که ما نمی‌شناسیم یا کمتر از آن اطلاع داریم کمک شایانی خواهد کرد. در شرایط فقدان یا تشتت اسناد و آرشیو در سدۀ نوزدهم و بیستم تا حدود نیم قرن قبل در ایران، این قبیل اسناد بین‌المللی می‌توانند کمک شایانی به مطالعات تاریخ معاصر ایران بکند.