استاد روشن، روشنگر چراغ متون فارسی

میراث مکتوب - استاد مـحمد روشـن، پژوهشگر و مصحح برجسته،‌ تـحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ را‌ در‌ شهر رشت گذراند.

سپس تحصیلات دانشگاهی را در مقطع لیسانس‌ در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران ‌ و دورۀ فوق لیسانس در پژوهشکدۀ فـرهنگ ایران سپری کرد و همکاری خود را با بخش‌ فرهنگ‌ تاریخی‌ زبان‌ فارسی بنیاد فرهنگ ایران آغاز نمود. وی در سال 1350عضو هیئت علمی پژوهـشکدۀ فـرهنگ ایـران شد‌ و به‌ تدریس در دوره‌های فوق لیسانس و دکترای رشته‌های زبان‌ و‌ ادبیات‌ فارسی، زبان‌شناسی‌ و تاریخ اشتغال یافت.همچنین‌ در سال 1350 به پیشنهاد استاد زنده یاد مجتبی مینوی در شمار پنج تن‌ پژوهشگر‌ نخستین بنیاد شـاهنامه فـردوسی بـرگزیده شد. همکاری‌ وی با بنیاد فرهنگ ایران تا سال 1357‌ ادامه‌ داشت.(کتاب‌ گیلان،4731،ص‌ 407-507).

وی آثار متعددی را تصحیح و منتشر کرده است از‌ جـمله:‌ انوار‌ سـهیلی، بختیارنامه‌ یـا لمعة السراج لحضرة التاج، بلوهر و بوذاسف، تاریخنامۀ طبری، تفسیر سورۀ یوسف یا جامع الستین‌ للطایف البساتین، بخشی از تفسیری‌ کـهن، جامع‌ التـواریخ(17 جلد)، حیات الانسان ترجمۀ حیات الحیوان دمیری(آماده چاپ در میراث مکتوب)، جنگنامهء سید‌ جلال الدین اشرف، حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه، روضة العقول، سلامان و ابسال،‌ مثنوی معنوی، شاهنامه‌ فردوسی‌ نسخۀ مـوزۀ بـریتانیا، شرح‌ التعرف لمـذهب التصوف، شرف النبی، قصۀ یوسف، کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه، منطق الطیر،منافع حیوان، منشآت خاقانی، ویس و رامین، همای‌نامه، فهرست‌ ‌‌‌نـسخه‌های‌ خطی‌ کتابخانه عمومی جمعیت نشر فرهنگ رشت و....، بخشی از آثاری است که استاد محمد روشن تحقیق، تصحیح، ویرایش و پیرایش کرده و منتشر نموده است. استاد محمد روشن در‌ گردآوری‌ مقالات‌ اسـتاد ابـراهیم پورداود بـا وی همکاری داشت و از‌ همکاران نخستین دکتر محمد معین‌ در تهیۀ مقالات فرهنگ معین بود. وی فهرست‌های دوازده گانۀ چهار مـقاله‌ نـظامی‌ عروضی، تصحیح دکتر محمد معین و ایران‌ از آغاز تا‌ اسلام، از‌ ترجمه‌های‌ استاد پورداود را نیز تـهیه کـرده‌ اسـت. ( کتاب ماه کلیات ، شماره  43 ، صفحه156)

جامع التواریخ

مهمترین و سترگ ترین کار علمی استاد روشن که نامش را درتاریخ دانش و فرهنگ ایران جاودانه و ماندگار خواهد کرد، احیاء بزرگترین دانشنامۀ تاریخ جهان یعنی جامع التواریخ نخستین اثر در تاریخنگاری جهانی در دورۀ ایلخانی است. البته بخش تاریخ غازانی یا تاریخ مغول را ایشان با همکاری استاد مصطفی موسوی که دارای واژگان مغولی است، تصحیح نموده اند. اما باقی مجلدات جامع التواریخ را به نحوی شایسته با دقتی ستودنی تصحیح کرده اند که جای تقدیر و تحسین فراوان دارد.

جامع التواریخ یکی از مهمترین منابع تاریخی در زبان فارسی که نسخ متعددی از آن در دست است و خوشبختانه از آفات زمان، در امان مانده و دارای اهمیت جهانی است و در فضیلت و اعتبار آن همین بس که از 200 سال قبل تاکنون مورد توجه ایران شناسان و شرق شناسان واقع گردیده و به زبانهای بسیاری ترجمه شده است.

اصولاً تاریخنگاری درعهد مغول به دلیل آثار مهمی که در این دوره نوشته شده، از اهمیت بسیاری برخوردار است، به گونه ای که نقطۀ عطف تاریخنگاری در ایران به شمار می آید.

علامه محمدخان قزوینی که سید حسن تقی زاده او را از حیث تحقیق و دقت علمی، ابوریحان ثانی می خواند، در نامه ای که حدود 90 سال پیش، به مورّخ شهیر مرحوم عباس اقبال می نویسد، آرزو می کند و می گوید:« قسمت عمدۀ جامع التواریخ هنوز چاپ نشده است و آنچه که چاپ شده است مغلوط و سقیم است. پس خیلی خوب می شود که شخص بداند از این کتاب نفیس که افتخار هر ایرانی است تا روز قیامت، آیا نسخی در ایران موجود است یا نه؟»(نامه های قزوینی به تقی زاده، ص112).

خوشبختانه استاد روشن این کامیابی را داشت که آرزوی بزرگمردی چون علامه محمد قزوینی و آرزوی همه اهل تاریخ و دوستداران فرهنگ ایران را برآورده سازد.

به هر روی، بیشترین فعالیت علمی استاد روشن بر ویراستاری، ادیت، تحقیق، تصحیح، تهذیب، احیاء، تنقیح و پژوهش متون کهن فارسی متمرکز بوده است. درباره کاربرد این اصطلاح که در میان محققان بیشتر تعبیر«تصحیح متون» رواج بیشتری یافته است، در طول تاریخ مفاهیم دیگری چون تهذیب و تنقیح به معنای پاکیزه کردن و پیراستن، و در بین علمای مغربزمین بیشتر به ادیت و ویراستاری متداول بوده است. استاد یارشاطر در مقاله ای پیشنهاد دیگری را برای این کار ارائه کرده اند.

    «.... اخیرا دیدم که آقای محمد روشـن در تهذیب تاریخنامۀ طبری آراسـتن را بـکار برده‌اند(از جمله ص 23 و 25 مقدمه) و بسیار خوش‌آیند اسـت. با ایـن همه‌ از‌ بکار بردن‌ آن در صفحات عنوان باز ایستاده‌اند و«به تصحیح و تحشیهء محمد روشن»نوشته‌اند.علت‌ عمدهء مـرسوم نـشدن «آراستن» ظاهراً این است که بیشتر مـعنی زیـنت کـردن از آن مستفاد می‌شود و در تداول فـعلی اشـاره‌ای‌ به‌ کاستن و پیراستن کـه مـمکن است در تهذیب پیش‌ بیاید ندارد. به گمان من لغتی که میان این دو و جامع معنی هردو است و مـناسب مـی‌نماید، ولی‌ تاکنون ندیده‌ام کسی بکار‌ برده‌ بـاشد و اگـر قبول عـام بـیابد مـعادل خوبی برای منظور بدست مـی‌دهد، «پرداخت»است، مانند پرداخت قالی که پردازنده، پست و بلندی آن را با ستردن و چیدن سر رشته‌ها هموار می‌کند.... کار مـهذّب هم‌ همین‌ است. این‌که‌ این اصطلاح در صـنایع دسـتی‌ بکار مـی‌رود نـباید مـانع بکار بردن آن در مـعنی تـازهء مشابهی بشود». (ایران نامه، ش 25، ص49).

اما به طور مختصر باید گفت که تصحیح متون دانش یا فنّی است که از دیرباز در تمدن اسلامی همراه با صنعت وِراقت و کتاب آرایی رواج داشته است. نقل و عرض مطلب به استاد و سپس بازبینی متن مکتوب توسط استاد و انجام اصلاحاتی که گاه با واژۀ «بَلَغَ» تصریح می شد، در شیوۀ تصحیح متن گواه این مطلب است که پیش از آن که غربیان بدان توجه کنند، در فرهنگ اسلامی این دانش رونق داشته است. اما در سدۀ اخیر شکلی نو یافته است. به گفته استاد محمد روشن: «متن‌شناسی که از آن به «تصحیح انتقادی متون» یاد می‌کنیم، با سازوارهای نو، دانشی‌ نوپا‌ در‌ ایران است. پیشگام دانـش مـتن‌شناسی در ایران بی‌گمان نام استاد علامهء شادروان محمد قزوینی بر پیشانی این فن است.»

همۀ اهل تحقیق متفق القولند که این فنّ و سبک تحقیق با توجه به نسخۀ اقدم که اساس کار قرارداده می شود، با گردآوری تمام نسخ و از نظر گذراندن همۀ نسخه بدلها و فروگذارنکردن حرف به حرف آنها، دانشی است که زنده یاد علامه قزوینی از زمانی که در برلین، پاریس و لندن زندگی می کردند، با تلفیق فنون و دانشهایی که از پیشینیان فراگرفته بودند و شیوه های پژوهشیی که از علمای مغربزمین آموخته بودند، در تصحیح متونی چون جهانگشای جوینی و چهارمقاله عروضی سمرقندی و... مجال بروز و ظهور دادند و الگوی پژوهشگران پس از خود شدند.

استاد محمد روشن از شیفتگان بازشناسی و احیاء متون کهن فارسی، همواره در طول حیات علمی خود، به دشوار بودن این امر توجه داشته اند و با عزمی راسخ آستین همت بالا زده و کاری سترگ را صورت دادند و متون گرانقدری را احیا نمودند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند. ایشان دربارۀ سختی این کار و نیز کسانی که مشوّق او بوده اند چنین می گوید:

« کار تصحیح متن، کاری دشوار‌ اسـت‌ و بـه اعـتباری جانکاه، وقتی‌ که به مخزن کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات تهران به معرفی استادان‌ شادروان‌ خود‌ دکـتر‌ مـحمد مـعین و استاد فقید مدرس رضوی‌ راه یافتم و به کتابهای شادروان علامه قزوینی‌ بر‌ خوردم، دیدم کـه‌ چگونه آثـار مـصحح آن فقید پراز حاشیه و یادداشت بود‌ که‌ بر نسخه‌های‌ چاپی خود استدراکات خود را مرقوم داشته بود و مـن‌ بخشی از یـادداشتهای آن فقید را‌ بر‌ تاریخ‌ جهانگشای جوینی، در سال 51 مجله فرهنگ ایران زمین چاپ کردم تا خـود بـیاموزم‌ کـه‌ کار تصحیح پس از چاپ اثری پایان نمی‌گیرد و به اعتبار آشنایی بیشتر مصحح به کار خود وقوفی‌ بـیشتر‌ بـه نارساییهای کار خود دارد.»

بر اهل تحقیق پوشیده نیست که دشواری پژوهش متون، زمانی آشکار می شود که مصحح دریابد چاپ قبلی این اثر مشحون از اغلاط و تصحیفات و بدخوانی هاست، لذا او باید برای دستیابی به نسخه های بیشتر و صحیح تر اهتمام ورزد تا بتواند متنی منقح و پاکیزه را ارائه دهد. استاد محمد روشن در مقدمه تاریخنامه طبری به بخشی از این دشواریها اشاره کرده است:

«.... به مَثل، در‌ متنی‌ چون تـاریخنامه طـبری به تصحیفهای‌ شگفتی‌آور از نامهای کسان و جایها برمی‌خوریم کـه احـتیاطی سـخت‌ در‌ خور‌ می‌طلبد و اهتمامی تمام! و از آن‌ روی‌ بـه اعـتبار‌ جدولی‌ که‌ به‌ پایان متن تاریخنامهء طبری‌ خود افزودم برگ برگ چاپ دوخویه و هـمکاران او را بـا متن فارسی چاپ خود و حـتی‌ تـرجمهء امروزین مـرحوم‌ ابو القـاسم پایـنده برابر‌ نهادم‌ تا‌ خوانندهء‌ احتیاط‌ کـار، پشـتوانهء اهتمامی‌ که‌ به‌ کار داشتم، خود ناظر باشد که گذشته از مراجعهء مستقیم بـه‌ متن الطـبقات الکبیر محمد بن سعد‌ کاتب‌ الواقـدی‌ به تصحیح ادوارد زاخائو در لیـدن هـلند به‌ سال‌ 1982‌ میلادی‌ با‌ فـهرستهای‌ اعـجاب‌ آور خود، گذشته از ارائهء صفحهء متن، شمار سطر را هم برشمرده است‌ و بدانید چه تصحیفاتی را که در ذکـر نـامها روی داده است از جمله‌ «عروه»را«غزوه»کتابت کرده‌اند و«عقبة بـن‌ ابـی مـعیط»را«عصبه...» و نمونه‌های بی‌شمار.....» (آینه میراث، ش 5 صفحۀ 85)

«..... مصحح‌ متن همواره باید در اهتمام خود جویا و پویای صورتهای‌ گوناگون‌ واژه‌ها‌ باشد.چنانکه من در مـتن«منشآت خـاقانی»«واحَزَنا»که‌ شادروان‌ معین‌ در فرهنگ خود و خاقانی این ترکیب را در دیوان خود دست کم سه بار آورده است، بر اثر یادداشتی از استاد دانـشمند تازی‌دان جـناب دکتر احمد‌ مهدوی‌ دامغانی، بدین نکته پی‌بردم‌ که‌ در‌ پاره‌ای موارد ترکیب«واحـَرَبا»درست اسـت». (همان، ص86)

استاد روشن در کار خود همواره اخلاق حرفه ای را رعایت می کرد و هرجا به نکته ای مبهم برمی خورد ضمن این که از استادان دیگر مشورت می خواست، اما اگر ابهامش برطرف نمی شد علامت سوال می گذاشت. خود ایشان این وصف را دربارۀ استادش مرحوم مینوی چنین بیان می کند:

«... مرحوم مینوی‌ این شهامت‌ را به‌ کار‌ برد‌ که در تصحیح ناصر خسرو درمقابل‌ هر‌ بیتی که آن را نفهمیده بود یک علامت سوال گذاشت. باید مصحح ایـن شـأن‌ و شرف را داشته باشد که چیزی را‌ که نمی‌فهمد با یک‌ علامت‌ سؤالی برای خواننده‌اش روشن کند، چون‌ همه‌ چیز را همگان دانند.شاید برای من مسئله‌ای شاق اسـت ولی بـرای اساتید یاخوانندگانم‌ حتی‌ متعارف و روشـن باشد».(کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ش22، ص9).

اقبال استاد روشن بسیار بلند بوده که محضر استادان بنامی چون علامه قزوینی، پورداوود، خانلری، مینوی و محمدمعین را درک کرده و از محضر پر فیضشان بهره ها برده است. وی می گوید: «من شـرف‌ النـبی‌ را به توصیۀ مرحوم قزوینی‌ شروع‌ به‌ تصحیح کردم»(همان. ص 11). در تصحیح شاهنامه با استاد مینوی همکاری داشت و روح علمی و دقتهای استاد مینوی تأثیر بسیاری در استاد روشن گذاشت.

سجایای اخلاقی استاد روشن، بیش از آن است که در این مجال کوتاه بگنجد. او مردی آرام، فروتن، بی ادعا، کم گوی و بسیاردان، قانع و منیع الطبع، متتبع و کوشا و آراسته به اخلاق حسنه و خصایل نیک بسیاراست که برای همه بخصوص نسل جوان جویای علم الگو و اسوه خواهند بود. دیرزیاد و همواره تندرست و شادمان باد.

ارادتمند و شاگرد کوچک شما

اکبر ایرانی

مدیرعامل مرکز پژوهشی میراث مکتوب

تهران، 19آذرماه 1395 خورشیدی

 

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.