رصد شمارگان با شماره!

میراث مکتوب - در یادداشت پیشین به دوسه آسیب جدی در حوزۀ نشر و پخش کتاب اشاره کردیم. به امید آنکه روزی صاحب همتی پیدا شود و برای اصلاح قانون حمایت از پدیدآورندگان گامی نو  بردارد. فعلاً ما به سیاق آیۀ کریمۀ « انّما علیک البلاغ» (نیست مگر بر تو جز ابلاغ) یا « وَذکِّر فَانَّ الذِکری تَنفَع المؤمِنین» (تذکر بده که یادآوری مؤمنان را سودبخش است)، رجای واثق داریم که گوش شنوایی پیدا شود.

یاد کردیم از یکی دو استاد که می گفتند گاهی به فلان ناشر سر می زنیم و سراغی از میزان ماندۀ کتابمان را می گیریم. داغ ایشان تازه می شود، آه سردی می کشد، سفرۀ دلش را باز می کند و می گوید: ای آقا اوضاع نشر خراب است، کسی دیگر کتاب نمی خرد، در حال ورشکست شدن هستیم و ...! آنگاه آن استاد می گفت: کتاب من کتاب درسی است، دانشجویان مرتب آن را تهیه می کنند، گاهی جلد کتاب را که نگاه می کنم، گمان می کنم نوبر است و از آب گذشته، انگار تازه از چاپخانه درآمده! خلاصه می گفت که دیگر رغبتی ندارد به آن ناشر محترم سری بزند و سراغی از کتابش را بگیرد.

روزی این بحث در دفتر حقیر داغ شد و هرکس نظری داشت. از قضا دکتر جلال خالقی مطلق مصحح کوشا و برجستۀ شاهنامه هم حضور داشتند و نظر جالبی بیان کردند. این یادداشت را نوشتم و برای بیش از ده نفر از صاحب نظران فرستادم. اغلب اهمیت این موضوع را یادآور شدند، نگارش این یادداشت را ضروری دانستند و اظهار امیدواری کردند که با مشورت دیگر صاحب نظران راهی برای احقاق حقوق مؤلفان و پدید آورندگان فراهم شود.

پیشنهاد ایشان این بود که در صفحۀ حقوقی کتاب، برای هر کتاب یک شماره (دستی پیاپی) درج شود. با این روش هرکس کتابی را که خریداری کرده، همه می توانند با آن شماره از تکراری بودن و نیز تعداد انتشار و فروش آن باخبر شوند. مؤلف هم می تواند با پیگیری از میزان فروش اثر توسط ناشر یا کتابفروش مطلع شود. در این طرح مهم نیست ناشر، هر کتاب را در چه شمارگانی منتشر می کند و ضرورتی ندارد که شمارگان را به اطلاع مؤلف برساند، مهم تعداد کتابی است که از دفتر یا انبار او خارج شده و با این روش می توان شمار کتابهای فروخته شده را دریافت. اگر مثلا دو نفر شمارۀ 18 را داشته باشند معلوم می شود که چه اتفاقی افتاده است. تکلیف کتابهای زیراکسی یا قاچاق هم روشن می شود.

به هر روی می توان امیدوار بود با این گونه ساز و کارها گامی برای حفظ حقوق پدیدآورندگان برداشته و جلوی سوء استفاده های احتمالی گرفته شود.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
پیشنهاد بسیار عالی و هوشمندانه ایست. دست مریزاد. ای کاش کسی در مجلس و کمیسیون فرهنگی این کار را اجرایی کند.
شمارگان یا تیراژ کتاب در نشر امری ضروری است و بنوعی بیانگر اوضاع کتاب و مطالعه کتاب است اما شماره مسلسل در تیراژ کتاب هم پدیده جدیدی نیست و در گذشته برای کتابهای مهم و هنری این کار را می کردند و هرچه شماره کتاب عددش کمتر بود بعد از زمانی ارزشش بیشتر می شد. نوع دیگر چاپ شماره معمولا بر روی بلیط های موزها واماکن دیدنی چاپ می شد که تقلبی نشود چرا که ان بلیط ها اوراق بهادار تلقی می شود و هنوز هم این کار صورت می گیرد. اما این کار یعنی درج شماه در کنار شمارگان اشکالی ندارد و بایست در هر چاپ تدبیر و روشی برای ان اندیشید مثلا اگر کتابی در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه منتشر شده و در تجدید چاپ اگر تیراژ ۱۵۰۰ است در ادامه شماره قبلی باشد و نشان بدهد که این کتاب جمعا ۲۵۰۰ نسخه چاپ شده است و یا به روش های دیگر.
سلام و عرض ادب به استحضار جناب عالی میرساند که در حوزه نشر و توزیع و شمارگان واقعی کتاب و اعلام آن با مولف و پدیدآورندگان با نظر شما موافقم در میان ناشرآن هستند کسانی که خلاف واقع به مولف گزارش میدهند و چندین بار کتاب را با همان چاپ اول چاپ میکند و میگوید که چاپ اول است. هر وقت که تصمیم گرفتی کاری اجرایی و عملی بفرمایید من پا هستم.
سلام جناب آقای دکتر ایرانی. خیلی ممنون. پیشنهاد خوبی است و می تواند جلوی کارهای خلاف برخی ناشران سودجو را بگیرد و هم تیراژ واقعی هر اثر را نشان بدهد و هم معیار خوبی برای ماموران مالیاتی باشد.
فکر خوبی است از این بابت که اجمالا دستاویز و مدرکی برای پیگیری حقوقی فراهم می آورد و هزینه ای هم ندارد. اما خب مانع عمده ای برای ناشر شارلاتان نمی تواند باشد. به نظرم کسب منفعت کم آن هم بدون هزینه البته مطلوب است....برای کلکسیونر ها هم عرصه تازه ای فراهم می آورد که فرضا فخر بفروشند که من پنجاه کتاب از میراث مکتوب دارم که شماره شان یک یا دو است: شاید برای ناشر زیرک هم فرصتی باشد که با کلکسیونرها تعاملی برقرار کند. مخلصم و ممنونم از حسن ظنتان
نوشته شما را دیدم نمی دانم چقدر قابل اجرا و کنترل است. ولی هر راه کاری که بتواند سامانی به این وضع آشفته دهد مطلوب است. گرچه معتقدم خرابی از جایی دیگر است. بدرود.
به نظرم شماره گذاری کتاب درایران قابل اجرانباشد واگرناشری بخواهدتعدادکتابهایی که منتشرکندوبه اطلاع پدیداورنده نرسدبا این شیوه هم میتواندتقلب کند.امکان مقایسه شماره های یکسان قابل حصول نیست وشیوه نظارت برآن بسیاردشواراست.کمی بررسی وتامل بفرمایید.
هر چند این روش معمولا برای کتابهای نفیس و هنری و گران قیمت استفاده می شود ولی ظاهرا با این اوضاع بعضی ناشران راه دیگری باقی نمی ماند.
جهت اطلاع از آخرین اخبار و مطالب ثبت‌نام نمائید