درس هایی از گرانی کاغذ (1) نظرات و پیشنهادها

میراث مکتوب- وقتی چیزی گران می شود، یک معنایش این است که عرضۀ کالا، کم و تقاضای آن بیشتر شده و طبعاً در بازار نایاب شده و در این صورت مردم کم کم به قدر و قیمت، ارزش و اهمیت آن بیشتر توجه می کنند و یاد این مثل حکیمانه می افتند که «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار آید». برخی می‌گویند: کاش ذخیره سازی می کردیم تا کمبود این کالا، بلای جان و مالمان نشود و بعضی دیگر حرفهای رطب و یابس دیگر...
آن دم که کاغذ در عهد انتخابات اخیر مجلس، به دلیل کاربرد حجم بالای کاغذ برای تبلیغات و جلب آرا (که این هم از دیگر برکات پیدا و پنهان کاغذ است)، گران شد و از بندی 30 هزار به 50- 60 هزار تومان رسید، همراه با دلسوزان دیگر، بنده هم یادداشتی نوشتم که، «پس کاغذ را دریابید» ، خب به قول حافظ: « نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند / جوانان سعادتمند پند پیر دانا را»
پند این میانسال کم دان را گوش که نکردند، فلذا کاغذ – به هر دلیل - نه تنها ارزان نشد، بل نرخ آن چند پله ای صعود کرد و نزدیک شد به: «چون که صد آید نود هم پیش ماست»!
گرانی کاغذ در ایام انتخابات وصل شد به داستان اقتصاد مقاومتی و گرانی ارز و تبعات تحریم و ... چندی گذشت و باز گرانی کاغذ دچار نوسانات قیمت بین بندی 70 تا 80 هزار تومان شد. اما فقط کاغذ نبود، فیلم و زینک و جوهر و گالینگور و دیگر اقلام و ادوات نشر، دست به یکی کردند و به گرانی ها دامن زدند. حال ناشران با بحران غافلگیرکننده ای رو به رو شده اند. هم قراردادهایی با نویسندگان و پژوهشگران دارند، و هم کتابهایی را در دست حروف چینی، صفحه آرایی، لیتوگرافی، چاپ و صحافی. مانده اند سردرگم و حیران و حتی نمی دانند در قیمت گذاری کتاب، بهای آن را چگونه محاسبه کنند. قبل از گرانی صفحه¬ای 10 تا 20 ولی الان 60 تا 100 تومان به ناچار.

گرانی کاغذ و بهای کتاب
کتاب که گران می شود، شاید و البته به بهای واقعی مادی و معنوی آن نزدیک می شود، ولی امان خریدار و کتابخوان حرفه ای که تنها قشر کتاب دوست جامعه هستند بریده می شود. چندی پیش کتابی با جلد شومیز در قطع رقعی ( در 120 صفحه) با بهای پشت جلد 12 هزار تومان وارد بازار شد! مع الاسف این نوع واردات به بازار کتاب، به زودی به سنتی بدل می گردد که به رکود صنعت نشر دامن خواهد زد.
عرض کردم که هر قدر بهای پشت جلد بالا رود، حاصل زحمات مؤلف و مترجم و مصحح و طبعاً حق الزحمه اینان بحق دو چندان می شود، هر چند معلوم نیست آن کتاب، فروش خوبی داشته باشد و ناشر بتواند حق الزحمه و دسترنج پدیدآورنده اثر را از محل فروش بپردازد، لیکن ملزم است که به تعهدات خود -دیر یا زود- عمل کند.

گرانی کاغذ و چارۀ مؤسسات علمی
این بنده قصد نسخه پیچیدن برای صنعت نشر کشور را ندارد که خود در این وادی حیران است و محتاج دعای دوستان، ولی حضرات ناشران بهتر از من می دانند و می توانند این معضل را تدبیر و چاره کنند. روی سخن با مؤسسات علمی و پژوهشی نشر و نیز مراکز تولید کننده نشریات کتاب، نشریات پژوهشی، نیز ترویجی و اطلاع رسانی است. گرانی کاغذ برای همه اهالی نشر این پیام و درس را دارد که همانطور که مثلاً یک خلبان با خاموش شدن یک موتور هواپیما، می تواند( و امیدواریم بتواند) با مهارت و تجربه و تدبیر هواپیما را به سلامت بنشاند، یک مدیر با تجربه هم نمی گذارد چرخۀ تولید علم و پژوهش متوقف و عرضه محصولات و دستاوردهای علمی راکد بماند.
از سوی دیگر هدف و وظیفه یک مصحح، محقق، نویسنده و مترجم این نیست که حاصل زحمات و کوشش های خود را الزاماً از طریق کاغذ به مخاطب خود برساند، هر چند که تاکنون عرف و شیوه متعارف چنین بوده است، لیکن وظیفه و اخلاق حرفه ای هر عالم و پژوهشگری اقتضا می کند که اثر خود را به نحو مطلوب و شایسته و قابل قبولی تقدیم جامعه علمی نماید، خواه از راه گذاشتن در اینترنت، لوح فشرده یا به صورت کتاب الکترونیکی و غیره باشد.
یک مؤسسه علمی و انتشاراتی با سابقه که مخاطبان بسیاری را جذب کرده است، برای نشر اثری، ممکن است ـ با تجربیاتی که دارد ـ اثر را به صورت چاپ محدود دیجیتالی (50 نسخه) منتشر کند و سپس بر اساس تقاضای مجدد خریداران تعداد بیشتری نشر دهد، لابد می داند این کتاب با این قیمت بالا، مشتری خود را دارد. اما این موضوع قابل پیش بینی بود که دیر یا زود گرایش مردم به نشر الکترونیکی، مطابق مقتضیات زمان بیشتر می شود و گرانی نابهنگام کاغذ این ضرورت را تشدید و زودرس کرده است. کشور دچار بحران ناخواسته ای شده و مؤسسات علمی چاره ای جز تولید نسخه های الکترونیکی در قالب نرم افزارهای رایانه ای ندارند. زیرا هم ارزان تر تولید و عرضه می شود و هم به قول بعضی ها، کمتر فضای کتابخانه های کوچک منازل آپارتمانی اشغال می کند.


اکبر ایرانی- میراث مکتوب

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.