وضعیت چاپ و نشر و رسانه های دیجیتال

میراث مکتوب- دکتر غلامرضا جمشیدنژاد اول، مدرس دانشگاه و پژوهشگر، یکی از کسانی است که در تلاش است تا با بررسی متون کلاسیک ایرانی، انقطاع دانش میان گذشته و حال را پر کند. گفت و گویی با ایشان در خصوص وضعیت چاپ و نشر و رسانه های دیجیتال انجام داده ایم که در زیر می خوانید:

با توجه به بحران اقتصادی کشور و گرانی کاغذ و نرخ رو به صعود تورم در بازار جهانی، پیشنهاد شما برای گسترش علم و جلوگیری از نزول کیفیّت و کمیّت چاپ و نشر آثار علمی و پژوهشی چیست؟ آیا تولید مجلّات و نشریه های دیجتالی را روشی مناسب برای صرفه جویی در مصرف کاغذ و مدیریّت آن می دانید؟
ما یک فرهنگ مطالعه و کتابخوانی به صورت سنتی داشته و داریم و دیجیتالی کردن نشر و کتاب به معنای انقلاب در فرهنگ مطالعه است. به عبارت دیگر حذف کتاب از زندگی فیزیکی است. طبیعی است که فرهنگ مطالعۀ کتاب و کتابخوانی و تمرکز و آرامشی که خواندن کتاب به شیوۀ سنتی به انسان می دهد و عادت مطالعه ای که در شخص پدید می آورد از بین خواهد رفت. شخصیت سازیی که مطالعه انجام می دهد با نشر دیجیتال و کتاب و کتابخانه مجازی میسّر نیست. در استفاده از روش های مجازی امکان رفع حاجت آنی در لغت و یا مطلبی با حداقل اطلاع دهی میسّر است، اما از آن سطح در نمی گذرد. مانند ترجمه های دیجیتالی و اینترنتی که از سایت های مختلف می گیریم که از هر زبان یک ترجمۀ غلط ارائه می دهد تا تنها بتوان درکی ابتدایی از آن مطلب داشت و این با ترجمه به سبک کلاسیک بسیار تفاوت دارد.

از آن جا که بهره گیری از رایانه و اتصالات جهانی روز به روز در حال گسترش است و حتی شاید به زودی چاپ های دیجیتالی و یا طبق فرمایش شما کتاب های مجازی هم کهنه شوند، فکر می کنید چه راه مناسبی برای حفظ سنت کتابخوانی و عقب نماندن از بازار نشر و چاپ جهانی وجود دارد؟
اساساً باید اقتصاد صرفه جویی در رابطه با تولید کتاب، به جای اقتصاد مصرف زده بنشیند. به عنوان مثال چهارراه ولی عصر را در نظر بگیرید؛ حتی در یک عبور کوتاه چندین برگه تبلیغ از مؤسسه های مختلف به دست شما می رسد که مثلا ثبت نام در فلان مؤسسه یا فلان کتاب چاپ شده و خیلی چیزهای دیگر را تبلیغ می کند. شما برگه را می گیرید. تنها نگاهی به آن انداخته و بعد دور می اندازید. جارو کش های شهرداری مرتب این سطل ها را پر از کاغذها می کنند. این در واقع یک نوع اقتصاد مصرف زدگی است که بر فرهنگ چاپ ما حاکم است. با روابط عمومی و مدیر کل های یکایک این مؤسسه ها و با روابط عمومی بانک های مختلف که سالانه تقویم های بسیار نفیس چاپ می کنند و تنها یک سال کارایی دارد، می توان صحبت کرد. باید دست اندرکاران را برای تولید یک اثر ماندگار که در فرهنگ بماند ترغیب کرد. اثر و خدمتی که اقتصاد را برای مالکانشان به صورت ماندگار و جاودانه تبلیغ کند. به طور مثال کاری که کمپانی های عهد ناصری هم انجام می دادند و بانی خیر می شدند. کتاب های «امالی صدوق»، «اکمال الدین و اتمام النعمۀ« شیخ صدوق و کتاب «توحید صدوق» با حمایت بانیان خیر پدید آمده اند. این آثار تا به امروز هم باقی مانده و از بین نرفته اند؛ و حتی امروزه هم که دورۀ فعالیت آن کمپانی ها و شرکت ها سپری شده و دیگر نیستند، آن ها را از باب تاریخ تجارت در کشور ماندگار کرده است. ضمن این که بر روی اثر هم درج شده: به همت والای بانی خیّر «صدر الحاج، فخر الحاج». اگر انبوه این موارد و صفحاتی که به حامیان تعلق داشته را کنترل کنیم در خواهیم یافت که تجار بیشتر برای تبلیغ تجارت خود دست به انجام چنین فعالیت هایی می زدند که البته هم خدمتی به فرهنگ کشور و هم خدمتی به تجارت و ماندگاری مؤسسه خودشان بود. به نوعی خدمات متقابل میان کتاب و میان کالای تجاری آن مؤسسه پدید می آمد. من امروز به مدیر کل ها، مدیر عامل ها، متصدیان روابط عمومی بانک ها و شرکت های معتبر، شرکت های قطعه سازان و به اتحادیه های اصناف پیشنهاد می دهم که به جای تبلیغ های سرچهارراهی و یا تبلیغ به صورت تقویم های یکساله که به نوعی حرام کردن کاغذ است، با مؤسسات معتبری همچون میراث مکتوب و ناشران دیگر مشارکتی کار کنند و در این زمینه سرمایه گذاری نمایند؛ یعنی بخشی از سرمایه مدنظر را در اختیار این کارشناسان والای صنعت نشر و تولید کتاب و خدمت به فرهنگ میراثی قرار بدهند تا آن ها با درایت خاص خود مؤسسات سرمایه گذاران را ماندگار کنند.

با توجه به پیشینۀ وقف در فرهنگ اسلامی و ایرانی، از پیامبر گرامی اسلام که خود نخستین واقف اسلام بودند تا مجتمع ربع رشیدی که خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی آن را تأسیس کرده بود و در تاریخ نظیر ندارد، امروزه فرهنگ وقف در ایران را چطور بررسی می کنید. آیا وقف نسبت به گذشته افزایش داشته یا خیر؟
متأسفانه عرصۀ فرهنگ وقف در کشور و به ویژه در صحنۀ وقف عام یا خاص کتاب (که بر آن مهر زده می شد) بسیار ضعیف شده است. اکنون شاهد چنین فعالیت هایی نیستیم. علت آن هم عمل کردهایی است که تا کنون دیده شده به خصوص که واقفان و یا وارثان ایشان دیده اند وقتی مکان یا اثری را وقف کرده اند و بعد از یادها رفته و نامی از آن ها بر موقوفاتشان باقی نمانده و یا نام و شخصیت دیگری (چه حکومتی و چه شخصی) بر آن نهاده شده، یک دلزدگی به وجود آمده است. من در تاریخ موقوفات می خواندم که یک زردشتی در استان فارس بر یک گذر پلی می سازد و اسم خود را بر آن قرار می دهد و آن را پل خداداد می نامد. بعد از چند ماه حاکم، نام پل را به اسم یکی از بستگان خود تغییر داده و افتتاح کرده است. می دانید چه شد؟ منابع همه ذکر کردند. آقا خداداد زردشتی واقف پل خود را از بالای همان پل به داخل رودخانه می اندازد و می کشد. این فاجعه است. در برنامه ریزی هایی که برای پیشبرد صنعت وقف یا امر خیر وقف می شود، باید به نکات ظریف روان شناسی اجتماعی- اقتصادی توجه کرد. ما از قدیم خیّران کتابخانه ساز داشته ایم. همیشه شخصیت های برجسته ای در سراسر جهان اسلام بوده اند که برای دانش آموزان و دانشجویان کتاب خانه وقف می کردند. یا موقوفه هایی قرار می دادند که از اجارۀ آن املاک و اموال و از سودش همواره لوازم التحریر یک قشر خاص تأمین شود. اکنون که ما با بحران کاغذ روبرو هستیم و حفظ محیط زیست و جنگل ها، که در حقیقت شش های پاک کنندۀ کرۀ زمین از آلاینده ها هستند ضرورت دارد، باید تا بدانجا که ممکن است از کاغذ صرفه جویانه استفاده کنیم. پیشنهاد من در این مورد چنان که عرض کردم اقتصاد صرفه جویی است و نه حذف کامل کتاب فیزیکی و کاغذ از صنعت نشر.

در تاریخ کشور ما مصادیق وقف بسیار متنوع و فراوان است. از وقف بر صحافی کتب و کتابدار گرفته تا وقف آب انبار برای یهودیان. با توجه به اوضاع کنونی کشور از لحاظ اقتصادی و سیاسی، شما چه نوع وقف هایی را ضروری می دانید؟
قطعاً هر اندازه موقوفاتی به فرهنگ سازی اختصاص بیابند بهترین است. وقف هایی داریم که با توجه به کاربردشان می توان وقف شکمی نامید. یعنی درآمد و اثر وقف تبدیل به غذا برای گرسنگان شود. این خوب هست ولی ماندگار و سازنده نیست. نیاز آنی را بر طرف می کند. امروزه برای جامعۀ خوش بختانه پیشرفتۀ و فرهیختۀ ما دیگر مرحلۀ رفع نیازهای اولیه پشت سر نهاده شده است. بهتر آن است که اگر وقفی صورت می گیرد برای رفع نیازهای رفاهی و مخصوصاً شخصیت سازی و فرهنگ سازی جامعه مورد استفاده قرار بگیرد. به اعتقاد من کتاب بزرگ ترین و مؤثرترین عامل در شخصیت سازی بوده، هست و خواهد بود.

پوشیده نیست که دولت و رسانه های دولتی برای تشویق واقفان و ترغیب سرمایه داران برای همراهی در برنامه های پژوهشی بسیار می توانند اثرگذار باشند. فعالیت سازمان های دولتی به ویژه صدا و سیما را در ترغیب و تشویق بخش خصوصی برای مشارکت در امور فرهنگی و پژوهشی چگونه ارزیابی می کنید؟
به خصوص در کشور ما که بخش خصوصی رسانه ای فعال نیست، رسانه های ملی بسیار مؤثرند. رادیو و مطبوعات هم همین گونه است. آن ها هم وظیفۀ سنگینی در تشویق و ترغیب جامعه به احیای کتاب و سنت وقف دارند. البته بهتر است به جای وقف عنوان حمایت را به کار بریم که مسئلۀ پل خداداد تکرار نشود.

نظر شما درمورد نشریه های میراث مکتوب و فعالیت هایی که این موسسه در راه حفظ میراث کهن مکتوب انجام می دهد چیست؟
آینه میراث قدیمی ترین آیینه است. آقای دکتر ایرانی شخصیت بسیار موفقی در راه اندازی این مجموعه و همچنین در چاپ و انتخاب کتاب ها، عنوان کتاب ها و در یک کلمه بگویم احیای میراث مکتوب اسلامی و مخصوصا شیعی هستند. به همت ایشان در مدت اندک انبوه کتاب به صورت بین المللی چاپ شده و توانسته اند همکارانی را جذب کنند. آینۀ میراث با مقاله های بسیار غنی و مفیدش و با خبررسانی میراث مکتوب در ایران به حق آیینه ای برای میراث شده است. این نشریه هم، که در چندین شماره به صورت فصل نامه چاپ شده و اکنون دو فصلنامه است، باید به طور ویژه مد نظر قرار گیرد و اکنون هم نخستین شماره از نیم سالنامۀ میراث علمی اسلام و ایران منتشر شده که بعد از مطالعه و بررسی باید به بحث و گفت و گو دربارۀ آن پرداخت.

انشاالله. با توجه به این که در برخی مؤسسات بعد از مدتی حضور خوب، یا به دلایل اقتصادی و یا شرایط اجتماعی و سیاسی از کیفیت آثارشان کم می شود، آیا در مجموع، فعالیت های مرکز پژوهشی میراث مکتوب را از ابتدا که آغاز به کار کرده و تا به امروز انجام داده مثبت و رو به رشد می بینید؟
از آغاز دهۀ هفتاد که این موسسه آغاز به کار کرد و اولین نشریه اش هم آینۀ میراث بود که از چند برگه بیشتر نبود و البته در همان چند برگه مقالاتی بسیار وزین به اطلاع خوانندگان عزیز می رسید، می توان گفت ماه به ماه چهرۀ این ماه رو به کمال و همواره در افزایش بود. در مواقعی هم که احیاناً تنگناهایی پدید می آمده است با تکیه بر اقتصاد صرفه جویی در امر تولید سعی شده کاهشی پدید نیاید و کم و کیف در کنار هم وجود داشته باشد. مطمئنیم که انشاالله بحران کنونی هم پشت سر نهاده می شود و به قول شاعر: مشکلی نیست که آسان نشود/ شخص باید که هراسان نشود

در مورد نقش دولت در حمایت از مؤسسات فرهنگی و تأثیری که می تواند بر رونق نشر و کتاب خوانی داشته باشد صحبت بفرمایید. با توجه به اوضاع کنونی اقتصاد جهانی که کشور ما را نیز تحت تأثیر قرار داده است، گمان می کنید چه کتاب هایی بیشتر به رونق نشر کمک می کنند و چه کتاب هایی در کل ارزش حمایت دولتی دارند؟ اصلا آیا حمایتی صورت می گیرد؟
البته دولت در حدّ وسعش کار می کند و حمایت هم از بخش خصوصی صورت می گیرد اما مشکل جامعه ما آن است که بودجه کشور بر نفت استوار شده است. از 120 سال قبل و تولید ناخالص ملی و کار، به نیروی کاری ما که سرمایۀ حقیقی یک ملت هست، متأسفانه در بوتۀ اجمال و فراموشی فرو رفته و این چیزیست که خیلی وقت ها دست و بال دولت را هم بسته است. به طوری که نمی تواند آن گونه که شاید و باید به امر کتاب و تولید کتاب و احیای شئون و فرهنگ جامعه بپردازد. این مسئله هنوز وجود دارد. مقام معظم رهبری امسال را سال تولید ملی، کار و سرمایۀ ملی نامیدند و سعی می شود که به سمت و سوی اقتصاد تولیدی و صرفه جویی و مخصوصاً اقتصاد مبتنی بر تولید ملی استوار بشود. در صورت تحقق این شعار قضایا فرق خواهد کرد. اصل 44 قانون اساسی و اصول در کنار آن که به اقتصاد، بخش خصوصی، تعاونی و دولتی توجه کرده است. ابتدا باید تولید ملی زنده، پویا و فعال گردد و آن وقت بخش خصوصی می تواند به امداد خودش بشتابد. نه تنها میراث مکتوب که کل میراث فرهنگی جامعۀ ما در حال خاک خوردن است و به حمایت نیاز دارد و باید حفظ شود.



گفت و گو از سهیلا یوسفی

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.