انتشار «‌انیس المریدین و شمس المجالس»

انیس المریدین و شمس المجالس گنجینه‏‌ای ارزشمند از میراث فرهنگ ایرانی و زبان فارسی در تأملات قرآنی است که در آن، سورۀ حضرت یوسف علیه السلام، به شیوه‌ای عرفانی و با زبانی دلنشین و محتوایی جذاب، تفسیر شده است.

در سنت تفسیرنگاری، تفاسیر عرفانی در تلاش برای بیان معنای باطنی از کلام وحی، جایگاهی ویژه دارند. در این تفاسیر، عارف بر گذر از قرائت‎های لفظی به سوی قرائت‏‌های استعاری از آیات قرآن،‌ اهتمام دارد. در میان کلام وحی، سورۀ حضرت یوسف، نظر به ساختارِ روایی و داستانی و مضمونِ غالبِ عشق و محبت، همواره مورد اقبال ویژه عارفانی نظیر احمد بن زید طوسی در الستین الجامع للطائف البساتین، معین‌الدین فراهی در حدایق الحقایق، پیرجمالی اردستانی در کشف الارواح و اسدالله گلپایگانی ایزد گشسب در اسرار العشق بوده است. انیس المریدین و شمس المجالس نیز یکی از این آثار است که در جریان‌شناسی تفاسیر عرفانی، جایگاه آن را باید در زمرۀ تفاسیر ذوقی و خالی از نمادپردازی‌های دور از ذهنِ متأثر از مکتب و اندیشه‌ها و آثار ابن‌عربی شناخت.

پدیدآورنده و زمان شکل‎گیری این اثر معلوم نیست؛ اما با توجه به برخی کاربردهای زبانی و قراین محتوایی، می‌‏توان حوزۀ سکونت نویسنده را خراسان، و تاریخ آن را اوایل سدۀ هشتم در نظر گرفت. این متن به زبانی ساده و روان نوشته شده و گویایی و دلکشیِ دور از آرایه‎های پیچیده و تکلف‎های لفظی و معناییِ آن، چنان است که خواننده را بی‎وقفه تا پایان با خود همراه می‎سازد. جنبۀ ذوقی و روایی در این تفسیر، با رنگ شرعی و تاریخی توأمان است. شیوۀ مؤلف آن است که پس از ذکر هر آیه و ترجمه‌‏ای مختصر از آن، به بیان حکایات تمثیلی، اخبار و روایات تاریخی و نکات عرفانی، پرداخته و گاه آنها را با شواهد شعری، زینت می‎بخشد.

برای اولین بار استاد مجتبی مینوی در شمارۀ هفتم مجلۀ «سخن» در سال ۱۳۳۲ از این اثر نام برده و بر اساس یادداشت‌های وی، استاد بدیع‌الزمان فروزانفر نیز در مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، بر اهمیت این کتاب، ذیل نقل حکایتی از آن، اشاره می‏‌کند. اما با وجود ارزش و اهمیتِ محتوایی و زبانی، این متن تاکنون مکتوم بوده و اکنون برای اولین بار و در تصحیحی انتقادی، به همت محبوبه شمشیرگرها، دکترای زبان و ادبیات فارسی و استادیار سازمان اسناد و کتابخانه ملی، و تلاشِ انتشارات بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی علیه السلام، پرده از رخ آن برگرفته شده است.

در مقدمۀ توصیفی و تحلیلیِ این کتاب،‌ حاصل پژوهش‌های مصحح در پی شناخت و تحلیل متن، از جمله در معرفی اثر و جایگاه آن در میان تفاسیر عرفانی، صحت انتساب آن به خواجه عبدالله انصاری، مؤلف و دورۀ زمانی و حوزۀ جغرافیاییِ زیستِ او، نسبت اثر با بحر الموده فی اسرار الموده، روش تصحیح متن و اختصاصات آن در سه محورِ ویژگی‌‏های محتوایی، زبانی و ادبی، ملاحظه می‎شود.

مطالعۀ این اثر به منزله ارمغانی گران‌قدر از فرهنگ قرآنی و زبان فارسی کهن، به همۀ علاقه‏‌مندان به‎ویژه محققان، اساتید و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی، مطالعات قرآنی و عرفان اسلامی پیشنهاد می‌شود.