رویین یا ژوبین / مصطفی کاویانی
رویین یا ژوبین مصطفی کاویانی محقق و پژوهشگر متون در شاهنامه چاپ مسکو (ج 4، ص 18، بیت 157ـ158) میخوانیم: چو سی و سه مهتر زتخم پشنگ که رویین بدی شاهشان روز جنگ به گاه نبـرد او بدی پیش کوس نگهبــان گــردان و دامـــاد توس در شاهنامه چاپ دکتر خالقی (ج 3، ص 12، بیت 151 ـ 152) این ابیات به همین گونه ضبط شده و استاد در پاورقی نسخه بدلها را چنین گزارش کردهاند: ف: که شیدوش بد شاهشان؛ ق (نیز لی، لن، آ: که ژوبین بدی سازشان؛ لن: که روشن بدی شاهشان؛ و: که رویین بدی پیششان). در متن چاپی دکتر دبیرسیاقی از شاهنامه (ج 3، ص 683، بیت 193 ـ 195) این دو بیت، به صورت زیر و در سه بیت ضبط شده است: چو سی و سه جنگی زتخم پشنگ که ژوبین بدی سازشان روز جنگ نگهبان ایشـان همــی بـود ریـــو که بودی دلیــر و هشیـوار و نیـو به گاه نبــرد او بــدی پیش کوس نگهبـان گـــردان و دامــاد توس * * * در شاهنامه فردوسی، رویین فرزند پیران ویسه است و توس سپهبد هرگز دامادی به نام رویین نداشته و داماد توس، روینیز (Reyniz یا Rivniz) بوده است. نخستین باری که با نام رویین فرزند سپهسالار پیران ویسه در شاهنامه فردوسی آشنا میشویم، ضمن داستان غمانگیز سیاوش و هنگام چوگانبازی افراسیاب و سیاوش است. به نزد سیاوش فرستاد یار چو رویین و چون شیده نامدار حتی زمانی که سیاوش آزاده درستپیمان، به فرمان نابخردانه و اهریمنی افراسیاب بداندیش به دست دژخیم زشتخویی چون گرویزره ناجوانمردانه به قتل رسید و صدها دلاور ایرانی همراه او را گردن زدند، عطش پایانناپذیر افراسیاب که تشنه خون بیشتری بود، تسکین نیافت. آتش سوزان طبع سرکش و خونریز او قربانیان بیشتری میطلبید و در این اندیشه بود که دختر باردار خویش، فرنگیس، را که جفت باوفای سیاوش بود، به قتل برساند تا نسلی از سیاوش باقی نماند. افراسیاب نیک میدانست که به خون سیاوش سیه پوشد آب کند زار نفرین بر افراسیاب آقای شاهرخ مسکوب در کتاب سوگ سیاوش، صفحه 36، میگوید: «مرگ او را جهان و جهانیان برنمیتابند و رهایی کشنده او محال است. غروب این خورشید، تکوین آفتاب دیگری است که تباهکننده تاریکی است.» افراسیاب برای اجرای نیت شوم و قصد پلید و غیرانسانی خود (نابودی فرنگیس) به برادرش، گرسیوز، که وجودش تبلور و تجسم نامردمی و شیطانصفتی و سرشار و لبریز از فرومایگی است، میگوید: ز پرده به درگـه بریــدش کشان بــــر روزبانـــان مــردمکُشـــان بــدان تا بگیرنـد مــوی سـرش بدرنــد بر بـــر همـــه چــادرش زنندش همی چوب تا تخـم کین بریــزد بر این بــوم تورانزمیــن نخواهـم ز بیــخ سیاوش درخت نه شاخ و نه برگ و نه تاج و تخت پیلسم، برادر پیران ویسه، به اتفاق دو برادر دیگرش لهاک و فرشیدورد، برای نجات جان فرنگیس به سوی برادر مهتر خود پیران که به دور از این وقایع در خن به سر میبرد، شتافتند تا با نفوذی که پیران سپهبد در افراسیاب دارد از وقوع فاجعه دیگر و کشتهشدن فرنگیس جلوگیری شود. پیلسم پس از رسیدن بهحضور پیران و آگاهانیدن او از ماجرای دلخراش سیاوش، خطاب به برادر میگوید: فرنگیس را نیـز خواهنـد کشت مکن هیچگونه بر این کار پشت آنگاه پیران خود و گرد رویین و فرشیدورد بــرآورد زان راه ناگــاه گــرد این دومین تجلی نام رویین، پسر پیران، در شاهنامه فردوسی است. در جلد چهارم شاهنامه چاپ مسکو در صفحات 105 و 106، در ابیات 1502 و 1504 و 1505 در مجموع سه بار به نام رویین برمیخوریم که همه تأکیدی است بر این که رویین فرزند پیران است و در داستان خاقان، بیت 782، نیز نام رویین با پدرش پیران و عموهایش، هومان و کلباد، آمده است. در جنگ دوازده رخ، هفده بار نام رویین آمده است. در این جنگ رویین به عنوان سفیر و فرستاده پدر خویش، پیران، به سوی گودرز سپهسالار سپاه ایران میرود. پسر بد مـر او را سر انجمن یکـی نام، روییــن رویینهتـــن بدو گفت نزدیک گودرز شو سخن گوی هشیار و پاسخ شنو هنگامی که رویین به حضور گودرز میرسد و پیام پدر را تقدیم میدارد: به رویین چنین گفت پس پهلوان که ای پور سالار و فــرخ جـوان تو مهمـان ما بــود بایـد نخست پس این پاسخ نامه بایدت جست و در همین جنگ دوازده رخ است که طومار حیات رویین پیران به دست بیژن گیو در هم پیچیده و به زندگی او خاتمه داده میشود. ششم، بیژن گیو و رویین دمان به زه برنهادنــد هر دو کمان در شاهنامه ترجمه بنداری اصفهانی آمده است: «واما السادس و هو بیزن بن جیو و قرنه رویین بن بیران.» به رومی عمود آنگهی پور گیـو همی گشت با گرد رویین نیو زد از باد بر سرش رومـی ستون فرو ریخت از ترگ او مغز و خون کمند اندر افکند و بر زین کشید نبد کس که تیمـار روییـن کشـید و این پایان ماجرای رویین پیران در شاهنامه است. در سلسلهوقایع شاهنامه جنگ سرنوشتساز کیخسرو و افراسیاب، جنگ بزرگ نامیده شده است. این رخداد پس از واقعه دوازده رخ اتفاق افتاده و طبیعی است که رویین پیران کشته شده و نمیتواند در جنگ بزرگ حضوری داشته باشد. اما در همین جنگ چهار بار اسم رویین ذکر شده است. نخستین بار هنگامی است که افراسیاب از نتیجه تلخ جنگ دوازده رخ و کشتهشدن پیران، هومان، کلباد، لهاک، فرشیدورد، پیران ویسه و رویین فرزند پیران آگاه میشود و بر آنان زاری میکند. از آن درد بگــریست افراسیـاب همی کند موی و همی ریخت آب همی گفت زار ای جهانبین من ســوار سرافـــراز روییـن مـــن جهانجــوی لهاک و فرشیدورد ســواران و گـــردان روز نبـــرد از این جنگ پور و بـرادر نمانـد بــزرگان و سالار و لشکــر نماند تا آنجا که شاهنامه گویاست، در پیکار دوازده رخ پسر و برادری از افراسیاب کشته نشده است و اگر شده باشد بینامونشان است که آن هم بعید است فرزندی از افراسیاب و یا برادری از او در میدان جنگ کشته شود و گمنام باقی بماند. در حقیقت میتوان گفت: هنگامه سهمگین دوازده رخ، جنگ دو تیره پهلوانی ایران و توران، یعنی دودمان گودرز و خاندان پیران ویسه است. اما ابیاتی که حاکی است افراسیاب بر مرگ پور برادر میگرید، این توهم را بهوجود میآورد که احتمالاً در این جنگ، فرزند و یا برادری از افراسیاب کشته شده است و در منابع و مآخذ مورد استفاده فردوسی، داستانی بیانگر این امر بوده است و استاد توس از بهنظمدرآوردن آن خودداری کــرده است و به صورت گــذری و نظـــری فقط زاری افراسیاب را بیان کـرده است که آن هم خلاف امانتداری فردوسی نسبت به منابع مورد استفادهاش میباشد. از سویی مشاهده میکنیم که افراسیاب در مرثیهخوانی خود نام برادران و فرزند پیران را بر لب دارد. ظن قویتر این است که با نابودی پیران ویسه، سپهسالار اندیشمند و دانای توران، افراسیاب به عنوان سپاسگزاری از روان پیران و احترام به روح بزرگ او، نسبت به رویین، فرزند پیران، احساس پدری و نسبت لهاک و فرشیدورد احساس برادری داشته است. همین ابیات که متضمن زاری افراسیاب است موجب شده که گروهی از فرهنگنویسان، رویین را فرزند افراسیاب بدانند. دومین بار، زمانی است که سپاه ایران برای حمله به تورانزمین به جیحون نزدیک شده و افراسیاب میخواهد در سپاهیان توران برای جنگ و مقابله با کیخسرو ایجاد انگیزه و هیجان کند و نیروی انتقام را در آنان بارور و آتش کینه را شعلهور کند و دستآویزی جز محبوبیت پیران بین سپاهیان ندارد. بدان درد زاری سپه را بخوانـد ز پیران فـراوان سخنهـا برانـد ز خـون بــرادرش فرشیـدورد ز روییـن و لهاک شیـر نبــرد کنون گاه کین است و آویختـن ابا گیو و گودرز خون ریختن باید توجه داشته باشیم که مرجع ضمیر «ش» در لفظ برادرش، کلمه پیران در مصراع دوم بیت اول است. سومینبار موقعی است که بزرگان توران برای ادامه جنگ و اطاعت از فــرمان افراسیاب آمادگی خود را بیان میکنند. که ما سربهسر مـر ترا بندهایم به فرمان و رایت سر افکندهایم چو رویین و پیران ز مادر نزاد چـــو فرشیـدورد گرامــینژاد در بیت اخیر بعضی از نسخ شاهنامه بین اسم رویین و پیران حرف عطف «و» وجود ندارد و به صورت اضافه بنوت یعنی رویین پیران آمده است. چهارمین بار آنجا است که افراسیاب میخواهد با ذکر نام کشتهشدگان نبرد دوازده رخ، که به نظر او بیگناه بودهاند و آگاهی از این نکته که پیران ویسه فوقالعاده مورد توجه و علاقه کیخسرو بوده است، با ایجاد حس ترحم در کیخسرو او را از ادامه جنگ باز دارد. نبیــــره که رزم آورد با نیـــا دلش بــر بــدی باشــد و کیمیــا چنیـن بــود رای جهانآفریـن که گردد جهان پر ز پرخاش و کین سیاوش نه بر بیگنـه کشته شد از آمـوزگاران سرش گشتــه شــد گنه مر مرا بود، پیران چه کـرد چــو رویین و لهـاک و فرشیدورد با توجه به آنچه عنوان شد، در شاهنامه فردوسی تا پایان جنگ دوازده رخ، فقط یک رویین داریم که فرزند پیران ویسه است، نه داماد توس نوذر و نه فرزند افراسیاب. بنابراین مصراع دوم نخستین بیت از دو بیتی که از شاهنامه فردوسی بر اساس چاپ مسکو ذکر شد، متأسفانه نادرست به نظر میرسد و کاتبان هنگام نسخهبرداری، اصل درستخوانی را رعایت نکردهاند؛ برای اینکه شعر پیوند اصولی و معنوی خود را حفظ کرده باشد بیتی را حذف کردهاند و فرهنگنویسان به استناد نسخ مغلوط، روییننامی را از دودمان پشنگ و داماد توس دانستهاند. باید توجه داشته باشیم که این پشنگ بجز پشنگ پدر افراسیاب است؛ این پشنگ احتمالاً پدر منوچهر است. ریونیز که از نژاد پشنگ است، سوای ریونیز فرزند کاووس است؛ بنا به مندرجات شاهنامه داماد توس و برادر همسر زرسپ، فرزند توس، است. ببین تا مگر یادت آید که کیست سراپای در آهـن از بهـر چیست چنین داد پاسخ مـر او را تخـوار که این ریونیز است گرد و سوار فریبنــده و ریمـن و چابلــوس دلیر و جوان است و داماد توس
© کپی رایت توسط : miras maktoob.:: The Written Heritage Research Centre ::. مركز پژوهشي ميراث مكتوب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.) برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است . نوشته شده در تاریخ : 11 آبان ماه ، 1387 (2047 مشاهده) [ بازگشت ]
|