آسيب شناسي تصحيح و چاپ متون (19)
نظرآزمایی: وظیفه ما چیست؟
وظیفه مصحح چیست؟
در پایان یادداشت شماره پیشین، سؤالی را مطرح کردم و آن اینکه: میراث مکتوب تا چه اندازه میتواند یا شایسته است یا لازم است کار نهایی شده مصحح را رفع اشکال، اصلاح و آماده چاپ کند؟
سال هاست که پاسخ این سؤال را کج دار و مریز پشت سر گذاشته ایم. اکنون که به قفسه پیش روی خود در مرکز نگاه می کنم قریب دویست عنوان کار، صحنه هایی از خاطرات خود از زمان عقد قرارداد هر اثر تا مشاهده اولین نسخه درآمده از مطبعه و تقاضای مژدگانی آورنده آن، و دادن خبر نشر اثر به مصحح آن، تاب مرا بر تحمل شداید و ناملایمات کار آسان می کند. خاطرات تلخ و شیرین این چهارده سال با مصححان و محققان پیر و جوان در جای خود نوشتنی و در وقت خود خواندنی است. گاه از سرِ خامی از کسی خواستیم مقدمه ای بر تحفه المحبین بنویسد و گاه دارنده و آورنده اثری کهن و مدعی بر فهم آن اثر را واداشتیم تا بپذیرد مقدمه ای عالمانه بر آن کتاب بنویسم و دریغ داشت که نام آن متخصص در کنار نام وی درج شود. مرتبه ای دستنویس نهایی یک اثر را پیش از گرفتن زیراکس به دست حروفچین سپردیم و حروفچین به دلیل مشغله های دیگر و شاید حواس پرتی کار را گم و گور کرد. پس از فحص بسیار و یأس کامل از دستیابی آن، دست التجاء به مرحوم مؤلف گشودیم و از او خواستیم که اگر تو را نزد حضرت حق آبرویی است و کار تو ارزش نشر و طبع دارد، آبروی ما را که بانی نشر کار تو شده ایم و تو را به جامعه علمی معرفی می کنیم حفظ کن. دو روز بعد مژده وصل رسید و دستنویس مصحح پیدا شد.
حال که دستنویس در اختیار مرکز قرار میگیرد تازه اول کار است. زیراکسی از آن تهیه میشود و برای داور اول ارسال می گردد. نظر داور یا مبنی بر ردّ اصل کار است یا مشروط به اصلاحاتی که مصحح باید انجام دهد. مصحح به زعم خود اصلاحات را اجرا می کند، ولی باز، اثر اشکالاتی دارد که رفع نشده. از یک سو اثر بسیار ارزشمند است، ولی مع الاسف در دست چنین مصححی افتاده، از سوی دیگر اکنون که اقبال تصحیح و نشر یافته، رد کردن و پس فرستادن آن اثر به منزله از دست دادن گنجینه ای است که به مصداق «ما فات مضی» میرود و اثری از آن نمی ماند. گاه تنوع اصلاحاتی که باید مصحح انجام دهد، در زمینه های مختلف است. مقابله نسخ با هم، شناخت بحور عروضی و شعری اثر، توضیح مشکلات متن، درست کردن نمایه های مناسب، ذکر دقیق و درست نسخه بدلها در پاورقی و ده ها مسئله دیگر که در اثری که علی الظاهر نهایی شده و برای چاپ تحویل واحد تولید گردیده، باز ملاحظه میشود که یک یا چند مورد از موارد یادشده رعایت نشده و مرکز را دچار مشکلات میکند.
روش معمول مرکز تاکنون چنین بوده که اعتبار علمی و پژوهشی مرکز اصل و اساس باشد و حتی الامکان اشکالات و نقایص اثر را برطرف سازد. بنده شخصاً و البته علی رغم میلم، طرفدار این نظریه بوده ام که چون این آثار شاید بیش از یکبار اقبال نشر نداشته باشند و شناسنامه فرهنگی و علمی کشور هستند و در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ایران حتی در خارج کشور قرار می گیرند و مآلاً مرکز را مسئول نشر این آثار میدانند، پس بایسته و شایسته است که مصون از هرگونه خطا و عیب و نقص باشند. برای حفظ حقوق معنوی مرکز، در ماده چهار قرارداد با مصححان تصریح کرده ایم که مصحح محترم خوب است کارهایی که مرکز برای اثر مذکور کرده است در پایان مقدمه خود ذکر کند. از آنجا که بیشتر قراردادها پیش از امضا به دقت خوانده نمی شود و عموماً موادی مشخص و حقوقی دارد، توجهی به مفاد آنها نمی شود و شاید به همین دلیل بعضاً مصححان محترم جز تشکر از مدیر مرکز یا همکاران بخش تولید به مطلب دیگری اشاره نمی کنند.
به هر حال، معنای این سخن این است که کوشش برای حفظ اعتبار علمی مرکز، منجر به چاپ اثری منقّح برای مصحح می شود.
خواننده محترم هیچگاه متوجه نخواهد شد چه کارهایی این مرکز برای نشر این اثر پس از تحویل نمونه نهایی توسط مصحح محترم، انجام داده است.
البته گاه مصحح محترم به مرکز دعوت می شود و در جریان اصلاحاتی که مرکز روی اثر انجام داده است، قرار میگیرد.
به هر حال این سؤال و مسئله برای ما همچنان لاینحل مانده که پس وظیفه مصحح چیست؟
اگر کار به همان صورت مغلوط و نادرست به دست نشر سپرده شود، این پرسش پیش میآید که پس، فرق یک مؤسسه پژوهشی با یک ناشر معمولی چیست؟
اگر مؤسسه کار ناتمام مصحح را اصلاح و قابل چاپ کند و به دست چاپ بسپارد، باز این سؤال مطرح میشود که پس وظیفه مصحح در ارائه یک کار تحقیقی و خالی از نقص چیست؟
و این یکی از مشکلاتی است که به اقتراح گذاشتم تا نظر خوانندگان محترم راهگشا باشد.