header
English -   فارسي صفحه اصلي - موضوعات خبري - ارتباط با ما - يادداشت هاي روزانه جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389

جست و جو              


بر آمد ز نام نیاکان خروش/ رسید از میان قرونم به گوش// که تنها تو را خاک ننهاده ایم/ تو را گنج های گران داده ایم// نه تنها وطن آب و خاک است و بس/ نگوید چنین گفته را هیچ کس// گر این خطه «ایران» از آغاز بود/ به فرهنگ و میراث ممتاز بود// و گر خاک آن برتر از گوهر است/ بود زانکه خاکش گهر پرور است// از این مرده ریگ آنچه مطلوب ماست/ یقین دان که میراث مکتوب ماست// نهادند بهر تو چون یادگار/ تو هم با پژوهش به بعدی سپار// ::سید علی موسوی گرمارودی::

فهرست


آينه ميراث در بانك نشريات

-پایگاه مجلات تخصصی نور

-مركز منطقه‌اي اطلاع رساني علوم و فناوري

-بانك اطلاعات نشريات كشور ( مگيران)

-پايگاه اطلاع رساني سراسري اسلامي( پارسا)



معرفي كتاب و نشريات

عالم آرای شاه اسماعیل با مقدمه، تصحیح و تعلیق اصغر منتظر صاحب

"میراث ایران" تالیف سیزده تن از خاورشناسان زیرنظر آرتورجان آربری با ترجمه احمد بیرشک، بهاء‌الدین پازارگاد، عزیزالله حاتمی، محمد سعیدی، عیسی صدیق و محمد معین/ انتشارات علمی و فرهنگی

ساخت های زبان فارسی و مسئله ترجمه قرآن نوشته مرتضی کریمی‌نیا / مجموعه‌ای شامل شانزده مقاله و گفتگو

مهرها و نگین‌ها در مجموعه موزه آستانه حضرت معصومه (س)، کتابخانه مجلس

مصحف بهارستان؛ گلچیني از زیباترین صفحات نفیس‌ترین قرآن‌های كتابخانه مجلس از عهد ایلخانی و تیموری تا صفویه و قاجار



ميراث مكتوب در آينه مطبوعات

قديمي‌ترين نسخه «نهج‌البلاغه» موجود در جهان رونمايي مي‌شود/ فارس

توسط ابوالفضل ورمزيار صورت مي‌گيرد؛ مناقب‌خواني علي‌نامه در نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم / فارس

نمايشگاه «چاپ همانند نسخ خطی» برگزار می‌شود/ ایکنا

براي نخستين‌بار در ايران برگزار مي‌شود: نمايشگاه چاپِ همانند نسخه‌هاي خطي در ميراث مكتوب/ ایبنا

نمايشگاه چاپ همانند نسخ خطي براي نخستين بار در ايران / ایرنا

پژوهش رواقي درباره پسوندها برگزيده جايزه كتاب فصل شد/ فارس

تصحيح کتاب "تاريخ شاه صفي" منتشر شد / ایرنا

مشروح وقایع بهبهان در زمان یورش افغان/ خبرآنلاین

تصحيح کتاب"ديوان فهمي استر آبادي"منتشر شد / ایرنا

حافظيان از شيوه‌ فهرست نويسي نسخ خطي در كتابخانه‌ي مجلس مي‌گويد

میراث مکتوب: حجت الاسلام  استاد ابوالفضل حافظيان «ابوالفضل حافظیان بابلي» فهرستنویس در گفتگويي صميمانه  در خصوص روش‌ها و شيوه‌هاي نوين فهرست‌نويسي نسخ خطي كتابخانه‌ي مجلس و طرح فهرست‌نويسي دست‌نوشته‌هاي كتابخانه‌ي مجلس مطالبی را بیان کرد كه رويكرد وی را درحوزه فهرست نگاري نشان مي‌دهد. 


 
 
 

3حجت الاسلام والمسلمين استاد ابوالفضل حافظيان «ابوالفضل حافظیان بابلي» فهستنویس در گفتگويي صميمانه با «احسان الله شكراللهي» و «مجيد سائلي» در خصوص روش‌ها و شيوه‌هاي نوين فهرست‌نويسي نسخ خطي كتابخانه‌ي مجلس و طرح فهرست‌نويسي دست‌نوشته‌هاي كتابخانه‌ي مجلس مطالبی را بیان کرد.

با توجه به اينكه شما نزديك به دو دهه از عمر خودتان را صرف فهرست‌نويسي نسخه‌هاي خطي كرده‌ايد و به عنوان كسي كه تجربه‌ي طولاني در انجام اين كار دارد لطفاً نظرتان را در خصوص هدف اصلي و غايي فهرست‌نويسي بفرماييد.

فهرست‌نويسي دانشي است كه ما را با ميراث علمي علماء گذشته‌مان آشنا مي‌كند. علماي اسلامي در رشته‌هاي مختلف علوم تأليفات مهمي از خودشان بجا گذاشته‌اند كه اينها در قالب نسخه‌هاي خطي الآن به دست ما رسيده است.

 راه ورود و آشنايي با  اين تأليفات، اولين قدمش فهرست‌نگاري است. بايد يك فهرست‌نگار فاضل داناي آشنا به علوم بيايد و اين كتاب‌ها و اين نسخه‌هاي خطي را عالمانه و دقيق و صحيح معرفي بكند تا در كارهاي ديگري كه ما با اين كتاب‌ها داريم بتوانيم موفق باشيم. مثلاً قدم بعدي تصحيح اين متون است. تا يك نسخه‌اي درست معرفي نشود،  مصحح آشنا نمي‌شود با اين كتاب و از محل نگهداري كتاب وقوف پيدا نمي‌كند تا بتواند به آن دست پيدا كند و آن را براي تصحيح انتخاب بكند. پس فهرست‌نگاري كليد دست‌يابي به ميراث علمي علماي گذشته است.

 در واقع وقتی در اهميت نسخه‌هاي خطي صحبت مي‌شود، اگر كسی بخواهد برود به سراغ اين اشياء با اهميت، طبيعتاً بايد آدرسش را داشته باشيم. فهرست در حكم آدرس است، و از اين رهگذر بايد به آن برسد.

بله فهرست دقيقاً آدرس است، نه اين كه در حكم آدرس باشد. در عين حال مشخصاتی را غير از آدرس هم به ما می‌دهد كه در انتخاب نسخه يا ترجيح و عدم ترجيح آن نسبت به ساير نسخه‌ها كمك می‌كند.

 شما فهرست‌نگاري را دانش خوانديد، آيا اين كار دانش است يا فن است؟ يا تلفيقي از اين دو؟ و اينكه شما فرموديد كه فهرست‌نگاري دانش است با چه ملاك و معياري مي‌فرماييد كه دانش است؟

البته اطلاق كلمة فن به فهرست‌نگاري با مفهوم آن نزديك‌تر است تا اينكه بگوييم يك دانش است. اما اگر بخواهد به صورت دقيق و صحيح فهرست‌نگاري انجام بشود نياز به اين دارد كه فهرست‌نگار با دانش‌هاي مختلف سر و كار داشته باشد. فهرست‌نگاري به هر حال يك مبحث ميان رشته‌اي است. يعني وقتي من وارد كتابخانه‌اي مي‌شوم و مي‌خواهم نسخه‌هاي خطي آن كتابخانه را فهرست كنم، خوب بعضي از اين نسخه‌ها  در رشته‌ي طب است، بعضي در رشته‌ي نجوم است، بعضي از آن‌ها در رشته‌ي رياضيات است، بعضي از آن‌ها در رشته‌ي فقه است، بعضي‌ها در فلسفه است، و علوم مختلف ديگر. از نظر زبانی‌هم بعضي به زبان فارسي نوشته شده است، بعضي‌ها به زبان عربي است، بعضي‌ها به زبان تركي است. يعنی زبان‌هاي مختلفي كه در بين مسلمين رايج بوده است، ما به آن زبان‌ها نسخه داريم، پس يك فهرست‌نگار بايد به زبان‌هاي مختلف هم آشنا باشد، و نيز بايد اصطلاحاتي كه در علوم مختلف بكار آشنا باشد، چرا كه گاهي به نسخه‌هايي، برخورد كرديم كه اول و آخر اين نسخه افتاده است. اصلاً تشخيص اينكه موضوع اين نسخه چه است اين خودش كار مشكلي است. من در اين نسخه‌هاي مجهول يا نسخه‌هاي اول و آخر افتاده، نخستين كاري كه مي‌كنم؛ با خودم اين سئوال را مطرح مي‌كنم كه موضوع اين كتاب چيست؟

ببينيد يك سري اصطلاحات هست، يك سري مباحث علمي هست بين علم منطق و علم اصول و علم فلسفه و علم معاني بيان و بلاغت مشترك است.4

فهرست‌نگار بايد آشنايي خيلي خوبي با اين علوم داشته باشد كه مرز دقيق بين اين‌ها را شناسايي كند. بتواند مثلاً رساله‌اي كه در عروض است با رساله‌اي كه در قافيه است، اين دو تا را بتواند تشخيص بدهد كه فرق اين‌ها چيست. توجه مي‌فرماييد. اين را كه گفتم اگر تعبير دانش كردم به اين دليل است كه فهرست‌نگاري نياز به دانش‌هاي مختلف دارد.

پس شما دانش را به معناي اعم كلمه در نظر داريد نه به معناي آن تعريفي كه در طبقه‌بندی علم بكار مي‌برند. اما سئوال ديگري كه قابل طرح است اين كه شما در فهرست‌نويسي نسخ خطي كتابخانه‌ي مجلس چه نكاتی  را در نظر مي‌گيريد؟

حالا محدود كردن اين سؤال به كتابخانه مجلس شايد ضرورت نداشته باشد، من فكر مي‌كنم كه كا فهرست‌نويسي در مجلس و غير مجلس تقريباً مي‌شود گفت كه تفاوتي ندارد مگر اينكه نسخه‌هاي مجموعه‌ها با يكديگر تفاوت داشته باشند، يا الزاماتی از قبيل سرعت يا دقت بخواهد مطح شود كه طبيعتاً در نتيجة نهايي كار مؤثر خواهد بود.

 بله، ولي آنطور كه  شنيده‌ايم روش‌ها و شيوه‌هاي فهرست‌نويسي بعضاً بين فهرست‌نگاران متفاوت است. و يك استاندار ثابتي در اين ميان وجود ندارد. آيا شما در اين كتابخانه شيوه‌ي خاصی را بكار مي‌بريد؟

برای پاسخ به اين پرسش ترجيح می‌دهم اول اطلاعاتي كلي راجع به نسخه‌هاي خطي ارائه بدهم. ما برآوردي كه كرديم در كل عالم چيزي در حدود 5پنج ميليون نسخه‌ي خطي اسلامي، يعنی نسخه‌هايي كه در حوزة جغرافيایی و فرهنگی و تمدنی اسلام پديد آمده‌اند يا نسخه‌ها‌ي خطي‌اي كه مربوط به علوم اسلامي مي‌شود در حدود پنج ميليون نسخه‌ي خطي وجود دارد. از اين پنج ميليون، به صورت قطعي مي‌توان گفت كه حدود پانصدهزار نسخه در ايران ما وجود دارد. البته برخی تخمين زده‌اند كه ممكن است تا يك ميليون هم برسد. ولي ما در حال حاضر آدرس حدود 400 هزار تا از آن‌ها را داريم كه در كجاها موجود است. در صورتی كه خيلي از نسخه‌ها هم در خانه‌ها و در كتابخانه‌هاي شخصي است كه ما خبري از آن‌ها نداريم. بنابراين از اين چهارصدهزارتايي كه الان از مكان‌هاي آن‌ها اطلاع داريم، تخمين مي‌زنيم كه چيزي حدود يك ميليون نسخه‌ي خطي فارسي و عربي و احياناً بعضاً تركي در ايران ما وجود داشته باشد. چه در كتابخانه‌هاي عمومي و چه در كتابخانه‌هاي خصوصي.

خوب البته، شمار زيادي از اين نسخه‌هاي موجود در ايران در كتابخانه‌هاي بزرگ مشهور مثل كتابخانه‌ي مجلس، كتابخانه‌ي آيت الله مرعشي، كتابخانه‌ي آستان قدس، كتابخانه‌ي ملي و همين چند تا كتابخانه‌يي كه شهرت فراواني دارند نگهداري مي‌شود. از اين 400، 500 هزار نسخه‌ي موجود در ايران تقريباً از چيزي در حدود 200 هزار يا 250 هزار نسخه‌ي خطي فهرست تفصيلي يا اجمالي براي اين‌ها تهيه شده است.

يعني نيمي از نسخه‌هاي خطي كه ما از آن‌ها خبر داريم كه وجود دارد، هيچ فهرستي ولو در حد يك فهرست نام گوي از آن‌ها نداريم.

ببينيد اين همه رساله‌ها و كتاب‌هايي كه در علوم مختلف در همين محدوده‌ي نسخه‌هاي فهرست شده تصحيح شده و مورد توجه قرار گرفته و معرفي شده، همين مقداري كه معرفي شده به همين مقدار و يا خيلي بيشتر از اين، ما نسخه‌هايي داريم كه اصلاً هيچ حرفي از آن‌ها در بين نيست. و اين خوب ضرورت تسريع امر فهرست‌نگاري را نشان مي‌دهد، و متأسفانه يك بخش مهمي از اين نسخه‌ها مربوط به كتابخانه‌هاي بزرگ ما است. كتابخانه‌هايي كه بودجه دارند، امكانات دارند، منابع دارند بايد فهرست‌نگاران را به كار بكشند كه كتاب‌هاي خطي خود را زودتر فهرست كنند؛ ما مي‌بينيم كه متأسفانه بعضي از همين كتابخانه‌هاي مشهور مثلاً ده سال مي‌گذرد و يك جلد فهرست بيرون نمي‌دهند. به كارهاي ديگرشان اهميت مي‌دهند، بودجه را صرف مسائل تبليغاتي و چيزهاي ديگر مي‌كنند ولي كار اصلي را زمين مي‌گذارند. برايشان خيلي راحت‌تر است كه به ساخت و ساز و عمران و بنا و اين چيزها بپردازند ولي وقتي مي‌خواهند در رابطه با فهرست‌نگاري هزينه‌‌اي كنند، هزار ان علت و اما پيش مي‌آيد.

 اما خوشبختانه گويا كتابخانه‌ي مجلس در دوره‌ي جديد فعاليت‌هاي خودش اين كار را به عنوان يك اولويت در دستور كارش قرار داده است. لطفاَ راجع به اين فرآيند هم در كتابخانه‌ي مجلس صحبت بفرماييد.

بله، اين واقعاً مايه‌ي خوشحالي و خوشبختي است كه در دوره‌ي جديد رياست كتابخانه‌ي مجلس بيش از ده نفر از فهرست‌نگاران دعوت شده‌اند و در همين يك سال گذشته ده جلد فهرست نسخ خطي كتابخانه‌ي مجلس منتشر شده است و چندين جلد ديگر آماده‌ي انتشار است و جلدهايي هم در دست تأليف است. اين اتفاق بي‌نظيري است در تاريخ كتابخانه‌هاي كشور ما. خيلي واقعاً كار عالي و قابل توجه‌اي است كه به يكباره دوازده نفر فهرست‌نگار كه پيش از اين در كتابخانه‌هاي ديگر سابقه‌ي كار داشتند، آمدند و با تمهيداتي كه مديريت كتابخانه قائل شده براي آن‌ها كار را با سرعت به پيش بردند و با اين سرعتي كه كار دارد پيش مي‌رود فكر مي‌كنيم تا حداكثر تا دو سال ديگر نسخه‌هاي خطي موجود در كتابخانه‌ي مجلس  تماماً فهرست بشود. البته خوب در كنار اين فهرست‌نگاري همين طور نسخه‌ي جديد خريداري مي‌شود و من چون در اين دو سال اخير در هيأت تقويم كتابخانه هم بوده‌ام شاهد بودم كه چقدر نسخه‌ي خطي عرضه مي‌شود و كتابخانه هم استقبال مي‌كند، و خريداري مي‌كند و طبيعتاً بايد ديد كه فهرست‌نگاري با سرعت بيشتري پيش خواهد رفت يا خريد نسخه. به هر حال يك مسابقه‌ي برد برد است. هر دو طرف آن به نفع فرهنگ و علم ما است.

 در خلال اين ده جلد منتشر شده، كلاً چند نسخه‌ي خطي معرفي شده است؟

بنابراين بود كه در هر جلد 400 نسخه‌ي خطي معرفي بشود. معمولاً همين بنا مراعات شده است. فقط يكي دو تا از فهرست‌ها كمتر از 400 نسخه در آن‌ها معرفي شده است. ولي غالب فهرست‌هايي كه در اين دوره‌ي اخير چاپ شده‌اند 400 نسخه را دارند.

 منظورتان از نسخه‌ خطي معرفي شده چيست؟ يعنی عنوان نسخه‌ي خطي مد نظر است يا تعداد جلد را مي‌گوييد؟

نه نه، منظور چهار هزار شماره، يا چهار هزار جلد نسخه است در ده جلد فهرست. چون شما مي‌دانيد كه در برخي نسخه‌ها ممكن است، دو تا يا چند رساله موجود باشد، مثلاً در جلد 30 كه 400 نسخه را معرفي كرده‌ام حدود هزار عنوان كتاب و رساله داشت.

شما به سه نوع يا سه روش فهرست‌نويسي اشاره كرديد. فهرست اجمالي، فهرست تفصيلي و فهرست نام‌گوي. لطفاً بفرماييد در كتابخانه‌ي مجلس از كدام يك از اين شيوه‌ها استفاده كرده‌ايد.

حافظيان: فهرست نام‌گو، يك هندليستي (hand list) است. يعني فقط شماره‌ي كتاب در مخزن و اسم كتاب و اسم مؤلف را در بردارد. پيش مي‌آيد براي فهرست‌نگاران گاهي مثلاً وارد يك كتابخانه‌اي مي‌شوند ده‌ها جلد يا صدها جلد كتاب خطي در آن كتابخانه است. يك فرصت اندكي دارند براي بررسي اين نسخه‌ها. براي خودم پيش آمده است. رفتم وارد كتابخانه‌اي شده‌ام مثلاً صد جلد نسخه‌ي خطي داشت، دو سه ساعت وقت داشتم كه اين‌ها را ببينم،‌ دو سه ساعت به من اجازه دادند كه ملاقات كنم با اين نسخه‌ها. من در آنجا بهترين كاري كه مي‌توانستم بكنم اين بود كه به سرعت اين نسخه‌ها را يك دور نگاه كنم و فقط شماره‌ي نسخه و اسم كتاب و اسم مؤلف را بنويسيم. بعد حالا وقتي كه منابع در دسترسم قرار گرفت بعضي از اطلاعات را تكميل كنم. به هر حال اين را فهرست نام‌گوي مي‌گويند. اين حداقل كاري است كه يك فهرست‌نگار در معرفي نسخ خطي مي‌تواند انجام دهد.

 پس وجه تسميه اين نوع فهرست‌نويسي معلوم شد. يعني تنها اسم كتاب را در بردارد و مشخصات كتابشناسي و نسخه‌شناسي در آن به صورت تفصيلي بيان نمي‌شود. حالا لطفاً در مورد فهرست تفصيلي و اجمالي هم بيشتر صحبت بفرماييد.

فهرست اجمالي آن است كه مقداري اطلاعات آن بيشتر از فهرست نام‌گوي است. مثلاً تاريخ وفات مؤلف در آن است. زباني كه كتاب به آن نوشته شده است، فارسي، عربي، تركی؛ و همچنين موضوع كتاب، مشخص مي‌شود. احياناً يك مقداري از آغاز و انجام كتاب نوشته مي‌شود. و اسم كاتب و تاريخ كتابت و تعداد برگ‌ها. يعنی يك حداقلي از اطلاعات كتاب‌شناسي و نسخه‌شناسي در آن برگزار مي‌شود.

اما فهرست‌ تفصيلي آن است كه فهرست‌نويس بيايد علاوه بر اين مطلبي كه گفتيم در كتاب‌شناسي يك معرفي مبسوطي راجع به ابواب و فصول كتاب، اينكه بنام چه كسي نوشته شده است. به چه كسي اهداء شده است. منابعي كه در آن‌ها اين كتاب معرفي شده است. اگر اين كتاب به چاپ رسيده است خصوصيات چاپ آن، احياناً تطبيق آن با نسخه‌هاي ديگر؛ آيا اين نسخه‌اي كه مثلاً فرض بفرماييد يك نسخه از روضة الصفاء است. آيا اين جلد كدام مجلد از كتاب است، آيا همان تحرير مشهور از كتاب است يا اينكه اين يك تحرير جداگانه‌اي است. ممكن است بعضي از كتاب‌ها چند تا تحرير داشته باشد. در فهرست تفصيلي كتاب‌شناسي توصيفي بايد بيان بشود. احياناً اطلاعات و خصوصيات چاپ آن كتاب بايد بيان بشود، و منابعي كه اين كتاب در آن‌ها معرفي شده است بايد بيان بشود. در بخش نسخه‌شناسي هم به طور مفصل‌تر تزئينات نسخه، امتيازات نسخه؛ آيا تصحيح شده است، مقابله شده است، نسخه بدل‌ها در آن ذكر شده يا نه.

 آيا انواع ديگری از فهرست‌نويسی را هم می‌توان تصور كرد؟

بله به هرحال باز هم ما انواع ديگري از فهرست‌نگاري داريم كه يكي از آن‌ها فهرست به ترتيب شماره است. مثلاً مي‌آييم شروع مي‌كنيم از شماره‌ي يك تا شماره‌ي ده هزار؛ يك، دو، سه، چهار، به ترتيب اين نسخه‌ها را معرفي مي‌كنيم. اين يك روش است. كه در همين فهرست‌هاي جديد مجلس نسخه‌ها به ترتيب شماره معرفي شده است.

يك نوع فهرست ديگري است كه به ترتيب موضوع مثلاً نسخه‌هاي مربوط به يك موضوع واحد مثلاً هرچه نسخه‌ي فقهي است در يك جلد فهرست معرفي مي‌شود. فهرست‌هاي آستان قدس اينطوري است. يعني به ترتيب موضوع فهرست‌نويسي شده‌اند.

يك فهرست‌ ديگر به ترتيب الفبايي است. نه ترتيب شماره‌اي دارد، نه ترتيب موضوعي. براساس الفباي عنوان كتاب مرتب شده است. اين هم يك رقم فهرست است.

منتها ما در اين فهرست‌هاي جديد مجلس فقط ترتيب شماره‌اي را لحاظ كرده‌ايم و البته در اين فهرست‌هاي جديد مجلس هم فهرست اجمالي داريم هم فهرست تفصيلي. بعضي فهرست تفصيلي نوشته‌اند و خيلي تفصيل داده‌اند در معرفي نسخه‌ها، و بعضي‌ها نه؛ به اطلاعات لازم و ضروري اكتفا كرده‌اند.

 يعني همين ده نفري كه در كتابخانه‌ مشغول فهرست‌نويسي هستند، شيوه‌هاي مختلفي داشته‌اند. شما خودتان كدام شيوه را داريد؟

من تقريباً به صورت اجمالي فهرست كرده‌ام. مگر در نسخه‌هاي منحصر به فرد، نسخه‌هايي كه براي اولين بار در اينجا داشت معرفي مي‌شد و نسخه‌ي ديگري از آن در جاي ديگر ديده نشده، آن جاها از روش تفصيلي استفاده كرده‌ام. يعني يك چيزي بين اجمالي و تفصيلي.

آن نسخه‌هايي كه قبلاً در جلدهاي ديگر فهرست كتابخانه‌ي مجلس معرفي شده بود و نمونه‌هاي ديگري از آن‌ها در جلدهاي قبل بود آدرس داديم به آن‌ها. ديگر در كتاب‌شناسي آن‌ها، تفصيل نداديم. آغاز و انجامش اگر قبلاً در فهرست‌هاي قديمي آمده بود، ديگر اينجا تكرار نكرديم.

 خوب به نظر شما با توجه به اين همه گوناگوني كه در الگوي فهرست‌نويسي نسخ خطي وجود دارد، اين تنوع روش‌ها باعث نمي‌شود كه مراجعه كننده دچار نوعي گيجي و سردرگمي شود؟

البته مراجعه كننده‌هاي ما، مراجعه كننده‌هاي به فهرست‌ها، مراجعه كنندگان خاصي هستند. بايد با زبان فهرست آشنا باشند. من كه مي‌خواهم مثلاً رمان بخوانم بايد بفهمم كه اين رمان چه اسلوبي دارد، چه استخوان‌بندي دارد. چه جوري آغاز مي‌شود، چه جوري به پايان مي‌رسد. مي‌خواهم كتاب شعر بخوانم، يك قاعده‌اي براي خودش دارد. مي‌خواهم روزنامه بخوانم يك سبك خاص خودش را دارد. خواندن هر كتابي به لحاظ آن موضوعي كه آن كتاب در بردارد براي خودش يك روش و شيوه‌ي خاص خودش را دارد. بنابراين فهرست هم يك چيز تخصصي است. همه كس نمي‌تواند از فهرست‌ها استفاده كند. هر فهرست‌نگار هم در مقدمه بايد شيوه‌ي خودش را توضيح دهد. معمولاً اين اصل در فهرست‌ها مراعات شده ، هر فهرست‌نگاري شيوه و روش خودش را توضيح مي‌دهد كه آقا من اول شماره‌ي نسخه را ذكر مي‌كنم. بعد عنوان كتاب را مي‌نويسم. در مقابلش زبان و موضوع آن را مي‌نويسم. در زير آن نام مؤلف و تاريخ وفات مؤلف را مي‌نويسم. بعدش توضيحات كتاب‌شناسي، بعد ذكر منابع، بعد آغاز و انجام، بعد مي‌روم در نسخه‌شناسي، نوع خط، نام كاتب، تاريخ كتابت، تزئينات نسخه، تصحيحات و مقابله‌ها و تملك‌ها و مهرها و اين جور چيزها، بعدش تعداد برگ‌ها، بعد تعداد سطرهاي هرصفحه، بعد اندازه‌ي كتاب يعني طول و عرض كتاب، بعد نوع جلد؛ هر فهرست‌نگاري در مقدمه‌ي كار خودش بايد نوع و روش و شيوه‌ي فهرست‌نگاري خود را توضيح بدهد تا مراجعه كننده‌ها، دچار سردرگمي نشوند.

پس در كتابخانه‌ي مجلس از فهرست‌نويسي اجمالي و تفصيلي استفاده مي‌شود. آيا از نوع فهرست‌نويسي نام گوي هم استفاده مي‌شود يا خير؟

از نوع فهرست‌نويسي نام‌گوي يك جلد فهرست مختصر است كه آقاي سيد محمد طباطبايي بهبهاني (منصور) چاپ كرده است، آن فهرست نام‌گو بود.

 آيا اصولاً شما اعتقاد داريد به اينكه يك استاندارد واحدي در كار فهرست‌نويسي وجود داشته باشد؟

اين كار مشكلي است. بايد يك روز به اين جايگاه برسيم كه استاندارد واحدي تبيين بشود، و همه جزئيات آن تعريف بشود، و بر آن اساس هم كاربرگه‌هايي درست بشود. الان چون معمولاً اين فهرست‌ها كه همزمان با انتشار آن‌ها به صورت كتاب چاپي، شكل ديجيتالي آن در سايت كتابخانه‌ي مجلس يا ديگر فضاهاي اينترنتي هم قرار مي‌گيرد، در موقع ورود اين اطلاعات ‌گاهي در سايت ناهماهنگي در فهرست‌ها مشكلاتي را ايجاد مي‌كند. يعني بعضي اطلاعات ممكن است كه در بعضي از اين فهرست‌ها اصلاً نيامده باشد و يا در بعضي از آن‌ها به اختصار آمده باشد و در بعضي‌ها به تفصيل آمده باشد.

موقع ورود اطلاعات به كامپيوتر، اين ناهماهنگي‌ها مشكلات خودش را بيشتر نشان مي‌دهد و اگر  كاربرگه‌اي تعريف بشود كه در آن كدهاي اطلاعاتي دقيق مشخص بشود و همه‌ي فهرستنگاران ملزم بشوند كه مطابق آن كاربرگه، اطلاعات خودشان را وارد كنند، هم براي مراجعه كننده راحت‌تر مي‌شود و هم موقع ورودش به برنامه‌‌ي كامپيوتري آسان‌تر مي‌شود. به هر حال كار يك‌دست مي‌شود و طبيعتاً بهتر مي‌شود.

 آيا شما و ديگر فهرست‌نويسان در حال حاضر در فهرست‌نويسي نسخه‌هاي خطي كتابخانه‌ي مجلس از اين كاربرگه‌هاي استاندارد استفاده مي‌كنيد؟

كاربرگه‌هايي دست دوستان بوده است امّا همه ملزم نبودند كه از آن‌ها استفاده كنند.

 خوب است فهرستنويسان ديگري كه با شما در كتابخانه مجلس همكاري دارند را هم نام ببريد.

 آقايان محمود نظري، محمود طيار مراغي، سيدجعفر اشكوري، سيد صادق اشكوري، سيد محمد طباطبايي بهبهاني(منصور)، حسين متقي، محسن صادقي، جواد بشري، علي اكبر صفري، محمدحسين حكيم، يوسف بيگ‌باباپور، سيد علي طباطبايي، احسان الله شكراللهي و خودم، و خانم‌ها سوسن اصيلي و سيمين صيديه.

بعضي‌ها معتقدند كه وقتي كار تند انجام مي‌شود الزاماً در آن ايراد زياد خواهد بود و شايد بر همين اساس در دوره‌هاي قبلي فهرست زيادي در اين كتابخانه يا با سرعت زيادي تأليف نشد. راجع به اختصار و تفصيل هم نقطه نظراتي وجود دارد. بعضي‌ها مثل استاد عبدالحسين حائري قائل هستند به اين كه الا و لابد بايد ما اگر كار فهرست مي‌كنيم به تفصيل حتماً كار را انجام بدهيم و بعضي‌ها هم مثل استاد سيداحمد اشكوري معتقدند كه نه، آن مقاله‌نويسي است و بايد حتي الامكان به صورت مختصر كار فهرست را سامان داد. نظر شما چيست؟

اين نكته‌ي مهمي است. به هر حال ما اينجا بين يك پاردوكسي گيرمي‌كنيم كه چه كار كنيم. آيا سبك استاد حائري را به كار ببريم كه لازمه‌اش اين است كه مثلاً براي شناختن يك نسخه‌ي ديرياب بشينيم و دو سه ماه با اين نسخه سرو كله بزنيم، از اول تا آخرش را بخوانيم، به منابع متعدد رجوع كنيم، آخرش هم آيا اين بدست بيايد يا نيايد. آيا اين سبك را به كار ببريم كه خوب نتيجه‌اش اين مي‌شود كه سال‌ها مي‌گذرد و فهرستي چاپ نمي‌شود. يا سبك فهرست‌نگاران ديگري كه حالا شما نام برديد به كار بگيريم كه به هرحال يك معرفي مختصر يصح السكوت عليها به قول ما طلبه‌ها از هر نسخه‌اي ارائه بدهيم. در نسخه‌هاي مجهول هم خيلي جان نكنيم و خيلي زحمت نكشيم. حداكثر به قول خود يكي از اين آقايان كه مي‌فرمود يك نسخه‌ي خيلي مشكل حداكثر دو ساعت برايش وقت بگذار. ديگر رهايش كن. اگر بعد از دو ساعت مي‌خواست پيدا بشود خوب پيدا مي‌شد. اگر پيدا نمي‌شود كه ديگر رهايش كن. اگر اسمش را پيدا نكردي بر اساس موضوع آن يك اسمي انتزاعي از داخل آن كتاب و موضوع كتاب انتخاب كن و آن اسم را بگذار براي كتاب. خوب، در اين صورت ما فرآورده‌هاي فهرستي بيشتري خواهيم داشت. در هر سال ممكن است از يك فهرست‌نگار دو سه جلد فهرست به اين صورت منتشر شود.

 چطور است اول بياييم به شيوه‌ي مختصر نسخه‌هاي خطي را فهرست‌نويسي كنيم. نيازهاي مبرم و ضروري و فوري مراجعين را برآورده كنيم و بعد سر فرصت به شيوه‌ي مبسوط و مشروح فهرست‌ بنويسيم.

بله اگر اين شيوه‌ي دوم را به كار ببريم آن‌ وقت خيلي از افراد دقيق‌النظر، و آن‌هايي كه دنبال مثلاً تحقيق و تصحيح متون هستند مي‌آيند، برخورد مي‌كنند و اشتباهات زيادي به چشمشان مي‌آيد و گاهي بر اساس آنچه كه در فهرست معرفي شده است، درخواست مي‌دهند، نسخه را مي‌گيرند مثلاً در فهرست نوشته شده است فرضاً تاريخ سبكتين، پيش آمده است اين‌ها؛ نسخه را گرفتند و يك هزينه‌اي هم بابت عكسش پرداخت كرده‌اند؛ آمدند كه كار كنند روي آن، ديدند كه آن نسخه تاريخ وصاف است. مثلاً اين فهرست‌نگار تاريخ وصاف را نتوانسته است بشناسد. اين جور موارد خوب پيش مي‌آيد. مي‌گويم ما بين اين دو طريق به نظر من بايد يك طريق معتدل و حد وسطي را بيابيم كه نه آن جور كه معطل بشويم،سال‌ها بگذرد و فهرستي چاپ نشود. نه به اين صورت كه با شتاب و ‌ سرسري عبور كنيم. عجله حداقل در مورد نسخه‌هاي مجهول و ديرياب  جايز نيست و بايد زحمت بيشتري كشيد، و بايد به منابع بيشتري مراجعه كرد تا اينكه حقّ هر نسخه‌اي اداء بشود.

 يعني شما خودتان الان در كتابخانه‌ي مجلس اين شيوه‌ي سوم كه شيوه‌‌ي معتدل و ميانه‌رو است شما اتخاذ كرده‌ايد؟

بله من تلاش مي‌كنم كه در كارهاي خودم اين طور عمل كنم.

 لطفاً در مورد ملاك و معيار اينكه نسخ خطي اسلامي كدام است توضيحاتي بفرماييد. به چه نسخه‌هايي ما نسخه خطي اسلامي مي‌گوييم و به كدام نسخه‌ي خطي مي‌گوييم غير اسلامي؟

از دو جهت مي‌توانيم اين آثار را مشخص بكنيم. يكي اينكه مؤلف نسخه‌ي خطي مسلمان باشد. دوم اين است كه موضوع آثار به علوم اسلامي و مباحث مربوط به تاريخ اسلام و هنر و ادبيات تمدن اسلامي برگردد.

 اگر تنها زبان يا خط نسخه عربي باشد چطور؟

خير؛ ممكن است خطش عربي باشد، ولي كتابي در مورد مسيحيت باشد. مثلاً انجيل را به زبان عربي نوشته باشند. مگر اينكه از باب استطرداد به قول ما طلبه‌ها باشد. معمولاً نسخه‌هاي خطي كه در كتابخانه‌هاي اسلامي و در ممالك اسلامي وجود دارد، اين‌ها نسخه‌هاي خطي اسلامي هستند. مخصوصاً اگر موضوع مربوط به علومي باشد كه در آن علوم، مؤلفين اسلامي كتاب نوشته‌اند. البته علوم اسلامي؛ صرفاً علوم مذهبي نيست. ما طب را هم جزو علومي مي‌دانيم كه علماء مسلمان در آن قلم زدند و به گسترش و انتشار آن كمك كردند. نجوم را هم همينطور. رياضيات را هم همينطور، هندسه هم همينطور، با يان تعريف علوم اسلامي به مباحثي گفته مي‌شود كه به هر حال بين مسلمانان رايج و متداول بوده باشد.

 پس منظورتان آن علومي است كه در حوزه‌ي تمدن و فرهنگ اسلامي در موردش مطلب نوشته شده باشد؟

بله؛ اما كتاب‌هايي كه مثلاً مربوط به آيين بودا است، مربوط به آيين هندو است، به زبان خودشان هم نوشته شده است، به زبان سانسكريت مثلاً نوشته شده است، آن‌ها را ما جزو مخطوطات اسلامي حساب نكرديم.

يعني اگر يك مسيحي آمده باشد و به خط عربي يك نسخه‌ي خطي نوشته باشد، آيا شما آن را يك نسخه‌ي خطي اسلامي به حساب مي‌آوريد؟

اگر موضوعش اسلامي باشد مثلاً يك مسيحي آمده باشد و تفسير قرآني به خط عربي نوشته باشد، بله.

ما معمولاً نسخه‌هاي خطي‌اي كه به چهار زبان عمده تمدن اسلامي يعني زبان‌هاي عربي، فارسي، اردو، و تركي است را در اين دايره مي‌بينيم؛ اين‌ها زبان‌هايي است كه عمده نسخه‌هاي خطي اسلامي به اين زبان‌ها نوشته شده است.

يعني شما نسخه‌ي خطي اسلامي را نسخه‌اي مي‌دانيد كه در كشورهاي اسلامي نوشته شده باشد؟

حافظيان: خير، ممكن است در كشورهاي غير اسلامي هم نوشته شده باشد، اما از جهت موضوع، و زبان و خط جزو آثار تمودن اسلامي محسوب شود. مثلاً يك مسلمان رفته است در كشوري مثل هند كه غيراسلامي بوده در مجموع، اما يك كتابي نوشته در حوزه‌ي مباحث اسلامي. يا كشورهايي كه الان مسلمان نيستند، اما قبلاً تحت سيطره‌ي اسلام بوده‌اند، مانند اسپانيا. اين‌ها كشورهايي بودند كه قبلاً تحت سيطره اسلام بوده‌اند. يا فلسطين خودمان. خوب الان در اشغال صهيونيست‌ها قرار دارد. چقدر نسخه‌هاي خطي اسلامي در همين فلسطين نوشته شده است. هنوز هم در كتابخانه‌ي بيت‌المقدس نسخه‌هاي خطي اسلامي وجود دارد.

 آن نسخه‌ها فهرست‌نويسي هم شده است؟

بله، فهرست‌هاي آن‌ها چاپ شده است. ممكن است تعدادي فهرست نشده هم وجود داشته باشد، اما فهرست‌هاي چاپ شده هم از آن‌ها موجود است.

 به عنوان كسي كه شايد بيشترين دغدغه امروز شما معرفي كردن نسخه‌هاي فهرست نشده است، اگر يك توصيه‌اي به مسئولين كتابخانه‌ها داريد، ارائه بفرماييد.

من البته نمي‌توانم توصيه‌اي داشته باشم، ولي دلم مي‌خواهد كه كتابخانه‌هاي بزرگ ما  بخصوص كتابخانه‌ي ملي، هرچه زودتر فهرست‌ همه نسخه‌هاي خطي خودشان را منتشر كنند تا مؤسسات تحقيقاتي و پژوهشي كه مشغول به كار در حوزه‌ي متون هستند بتوانند به وسيله‌ي اين فهرست‌ها راه بيابند به كتاب‌هاي ارزشمند، تا اينكه اين كتاب‌ها از غربت در بيايند و هرچه زودتر به چاپ برسند و به دست محققين برسد.


ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 8 تير ماه ، 1389 توسط admin
 

لینکهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد معرفي اساتيد
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه معرفي اساتيد:
درگذشت ايرانشناسان شبه‌قاره(دكتر رياض الاسلام و دكتر كليم سهسرامي)

امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها


 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان


این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد . مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

حق انتشار اطلاعات براي مركز پژوهشي ميراث مكتوب محفوظ است.
© 2000-2007 mirasmaktoob.ir