صفحه نخست    درباره ما    تماس    پیوندها   پنجشنبه، 28 اردیبهشت 1391 - 16:31   
  تازه ترین اخبار:چاپ سنگی و بی مهری‌های زمانه      شاعرِ مقربِ‏ شاهِ هند     سرلوحه دستنویسی از سبحةالابرار جامی ، نسخه ...     بزرگ مردِ ترجمه های قدیم متون مقدس     دکتر جعفریان سد سکندری بخل گنجوری را شکست      تصمیم کبری     دکتر حسن احمدی گیوی درگذشت     سانسور کتاب در بهارستان      اصطلاح شناسی ادبیات بددینی     تاریخ بوشهر؛ پرفروش ترین کتاب میراث مکتوب در نمایشگاه بیست و پنجم     تحریر أُکَر منلائوس     نمایشگاه کتاب، با تلخی و شیرینی هایش (2)     کتابِ سعدی هندوستان      نسخه های خوانساری وسپهداری     قطعه‌ای از مرقع خط در کتابخانه دانشگاه توبینگن ...     تاریخ بوشهر     نویافته هایی از شعائر حسینی     سرگذشت نسخه نصرة الحق ظهیرا     حجّة الإسلام (برهان الملة) (کتابی در نقد گفتار هنری مارتین مسیحی در تعرض بر اسلام)     به‌گزین علی‌نامه (کهن‌ترین منظومة شیعی فارسی)       
   آخرین مطالب  
  چاپ سنگی و بی مهری‌های زمانه
  شاعرِ مقربِ‏ شاهِ هند
  سرلوحه دستنویسی از سبحةالابرار جامی ، نسخه ...
  بخش دولتی در انتشار کتابهای کم مایه رقیب بخش خصوصی شده است
  بزرگ مردِ ترجمه های قدیم متون مقدس
  دکتر جعفریان سد سکندری بخل گنجوری را شکست
  تصمیم کبری
  دکتر حسن احمدی گیوی درگذشت
  سانسور کتاب در بهارستان
  اصطلاح شناسی ادبیات بددینی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 1554چهارشنبه، 29 تیر 1390 - 20:23
از کتابفروشی تا مزدک‏نامه
بابک و مزدک، یکی میانسال و دیگری جوان، اولی کتابفروش و دومی مهندس، اولی فرزند ارشد از چهار فرزند پسر زنده‏یاد استاد ایرج افشار بود و دومی تنها فرزند پسر جمشید کیانفر. مرگ فرزند برای هیچ پدری قابل تحمل نیست. شکیبایی در برابر چنین مصائبی کمرشکن است.
  

بابک و مزدک، یکی میانسال و دیگری جوان، اولی کتابفروش و دومی مهندس، اولی فرزند ارشد از چهار فرزند پسر زنده‏یاد استاد ایرج افشار بود و دومی تنها فرزند پسر جمشید کیانفر. مرگ فرزند برای هیچ پدری قابل تحمل نیست. شکیبایی در برابر چنین مصائبی کمرشکن است. از مرگ گریزی نیست، خواه مرگ مفاجاة و ناگهانی باشد، خواه از سر کهولت و پیری. به کسی امید زندگانی کامل و نوید حیات بی درد و ألم نداده‏اند، برعکس گفته اند:
«البلاء للولاء» و هر که در این بزم مقرّبتر است  جام بلا بیشترش می دهند
آموزه های آسمانی، مرگ و زندگی را وسیلۀ ابتلا معرفی می کند تا هر که در آن بهتر و الهی تر عمل کند، پاداش اخروی او بیشتراست. خداوند به صابرین بر این گونه آزمونهای خانمانسوز بشارت و نوید آخرتی درخشان و رضایت بخش داده است.
اما مواجه علما و بزرگان از اهل عرفان و فلسفه و علوم نقلی و عقلی با پدیدۀ مرگ مفاجاة متفاوت بوده است. سالها پیش خوانده بودم که سیدبحرالعلوم، وقتی فرزند برومندش چشم از جهان فروبست، دست از قلم نکشید و حتی در کنار جنازه به تألیف کتابش ادامه داد. شهید ثانی (966 ه . ق) فرزندان خود را یکی پس از دیگری از دست می داد، برای تسکین آلام روحی خود، کتاب مسکن الفؤاد را نوشت که ترجمه آن موسوم به تسلیته العباد را میراث مکتوب در سال 1374 منتشر کرد. یادم هست وقتی آقا مصطفی خمینی شهید شد، می گویند حضرت امام که وقتی نام ابی عبدالله الحسین (ع) را می شنیدند، لرزه بر شانه هایشان می افتاد، قطره اشکی در سوک فرزندش نریخت و چند روز بعد که دوباره تدریس را شروع کردند فرمودند مرگ مصطفی از الطاف خفیه الهی بود.
دربارۀ مرگ بابک افشار وقتی بنده برای تسلیت خدمت مرحوم افشار رسیدم، اثری از حزن شدید یا اشک در چهره و چشمانشان ظاهر نبود. دوستی می گفت: زنگ زدم و از چیزی خبر نداشتم، می خواستم حال استاد را بپرسم و گویا جنازۀ مرحوم بابک افشار در اتاق بوده، استاد افشار فرمودند، خبری نیست، بابک فوت کرده، منتظریم بچه ها بیایند، پیکرش را ببرند دفن کنند.
شاید برخی این رفتار استاد را حمل بر بی احساسی او کنند که این سخن جفای بزرگی در حق اوست. استاد مردی خودساخته بود. صدها یادداشت و سوکنامه در وقت مرگ اهل ادب و هنر و فرهنگ- که حتی با برخی چندین دهه حشر و نشر و رفاقت داشته- را با چه شکوه و احترامی نوشته است. وقتی انسان مرگ را به عنوان یک حقیقت مسلم حیات بشری با تمام وجود لمس می کند، طبعاً با تمام وجود آن را می پذیرد. یادش بخیر وقتی دوست هفتاد ساله اش همایون صنعتی زاده فوت کرد در مجله بخارا نوشت: «همایون هم کلکش کنده شد» گویی این جمله را رودرروی او می گوید، گویی اول و آخر زمان حیات و ممات دوستانش را که یکی پس از دیگری بر مرکب کاروان آخرت سوار می شوند  و حتی خودش را حس و درک می کرد.
از قدیم الایام دانشمندان و بخصوص شعرا پس از مرگ ناگهانی فرزندانشان، قصیده ها و مرثیه های کوتاه و بلند بسیار گفته اند. از خاقانی گرفته تا مرحوم فروزانفر و خانلری و ... اما سنت حسنه ای که استاد افشار گذاشت، چون بابک- که در همین محل فعلی میراث مکتوب کتابفروشی تخصصی تاریخ داشت- فوت کرد، چندی نگذشت که دیدیم استاد ابتکار جدیدی به خرج دادند و از دوستان و علاقه‏مندان خود خواستند هر کس کتابفروشیهای شهر خود را توصیف و خاطراتش را بیان کند و دو جلد مفصل از مجموعه مقالات بزرگان و اندیشمندان و پژوهشگران معاصر فراهم آمد و جلد سوم هنوز به دست چاپ سپرده نشده است. متأسفانه این حرکت فرهنگی پسندیده پا نگرفت و دیگر ادامه نخواهد یافت. گویا دلمشغولیهای دهها کار نیمه تمام و در دست اتمام دیگر به او مجال پیگیری این کار را نمی داد.
وقتی مزدک فرزند رعنای 23 ساله جمشید کیانفر، کتابدار، مورخ و سردبیر سابق فصلنامۀ آینۀ میراث، در  حادثه ای دلخراش به دیدار معبود خود شتافت، پدر دلسوخته که عمری را بر سر اعتلای فرهنگ کشور گذاشته بود، یاد فرزندش را با چاپ یادگارنامه ای به نام مزدک نامه زنده نگهداشت. امسال که چهارمین سال درگذشت مزدک بود، چهارمین مجموعه مقالات پژوهش های ایران شناسی را در 14 تیرماه توزیع و اهدا کرد. امید است که متولیان فرهنگی کشور قدر این تلاش ستودنی را بشناسند و قفسه های کتابخانه ها را با این کار ارزشمند آشنا سازند. 66 مقاله بلند و کوتاه در 13 موضوع مختلف در 1062 صفحه در این جلد سامان یافته است. جمشید کیانفر می گوید چون رشته تخصصی مزدک عمران بوده، این مجموعه مقالات در دو بخش معماری و هنر و شهرسازی و دیگر به فرهنگ و تمدن و ادب اختصاص داده است.
بی شک این سنت حسنه که بزرگانی چون مرحوم افشار بنیان نهاد، در تارک تاریخ و فرهنگ کشور چون ستاره ای خواهد درخشید و هر خواننده ای که از این کتاب بهره می گیرد و بر دانش او افزوده می شود، ثواب و پاداش اخروی بر روح مزدک خواهد فرستاد و شادی های او را که پاک و ناکام از این دنیا رفت و خواهر و مادر و پدر مهربانش را داغدار کرد، دو چندان خواهد نمود. خدایش بیامرزد و بر صبر و شکیب عزیزان بازمانده بیفزاید.
در اینجا برای اطلاع بیشتر از محتوای این اثر گرانقدر و ستودنی فهرست مطالب آن را درج می کنیم:

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
 
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© میراث مکتوب 1388
info@mirasmaktoob.ir
پشتیبانی توسط: رسانه ساز