میراث مکتوب- دکتر محمود فتوحی در بخش نخست همایش عرفات العاشقین و جایگاه آن در تذکره نویسی فارسی، گفت: عرفات یک تذکره قابل توجه ای است، نمی گویم قابل اعتماد، اما قابل توجه است و البته خالی از خطا و تعصب نیست و باز به نسبت حجم زیاد مطالب، این خطاها اندک است.
این همایش به همت مرکز پژوهشی میراث مکتوب و به مناسبت انتشار کتاب ارزشمند عرفات العاشفین و عرصات العارفین اثر تقی الدین اوحدی به تصحیح ذبیح الله صاحبکاری، روز چهارشنبه 27 مهر ماه درمجتمع باغ زیبای تهران برگزار شد و وی که آغازگر بخش اول همایش با عنوان معرفی کتاب عرفات العاشقین بود، افزود: اولین پرسشی که من مطرح می کنم اینکه عرفات آیا تذکره است یا بیاض یا تاریخ ادبیات؟ چون این 3 گونه نوشتاری محل تامل هست. یعنی عرفات آیا بیاض می تواند محسوب شود یا چقدر از خصلت های تاریخ ادبی دارد و چقدر تذکره می تواند محسوب شود؟ واله داغستانی که در میان تذکره نویسان از کسانی است که بیشترین استفاده را از تذکره عرفات برده و جدی ترین نقد را هم بر عرفات وارد کرده، این تذکره را شامل 80 هزار بیت می داند که برای یک تذکره 80 هزار بیت می تواند در واقع محملی باشد برای اینکه در شمار بیاض قرار گیرد، همان ایرادی که خود تقی الدین اوحدی بلیانی بر خلاصة الاشعار کاشی دارد که می گوید:«از شعر قدما هرچه یافته در تذکره مذکور ساخته والحق آن مجموعه از بسیاری شعر از لباس ذکر شعرا برآمده» یعنی بر اساس این معیاری که تقی اوحدی برای تذکره ذکر می کند، بسیاری شعر موجب می شود که تذکره خلاصة الاشعار از لباس ذکر شعرا(یعنی تذکره بودن) بر بیاید، به این ارتباط خود عرفات هم می تواند مشمول همین قضیه بشود، بخصوص در باب بعضی از شعرا، یعنی شاعرانی که گاهی این شیوه از آنها ذکر شده که مثلاً احوالش کماینبقی معلوم نیست و این بیت از اوست و بعد بیت را ذکر می کند و بعد می گوید زلالی هم هست، یعنی بیت از زلالی خوانساری هم هست. شاعر معلوم نیست کیست، بیتی است که به نام اوست؛ از این نمونه ها زیاد است، اگر اینها را کنار هم بگذاریم و اکتفا کنیم به شعرای مشهور و مشاهیر شعرا، همان قاعده برآمدن یا بیرون آمدن از ذکر شعرا مشمول حال عرفات هم خواهد شد یا درباب هفت اقلیم نظری دارد، من بر اساس رأی خود اوحدی خدمت شما عرض می کنم که هفت بار در 7 اقلیم یاد کرده است، به نیکی و آنچه که برای عرفات و مؤلف عرفات خیلی اهمیت دارد، در 7 اقلیم این نکته است که،«همه کس را به تقریب در آنجا مذکور می سازد و از همه چیز سخن می گوید، الحق که آن نسخه را نیکو نوشته، قریب 30 هزار بیت باشد» یعنی این ویژگی 7 اقلیم، چون 7 اقلیم به نسبت حجم آن و حجم شعرا، 30 هزار، حجم زیادی است برای آن، این 2 تا معیاری که خود وی نقل می کند و دل بستگی که دارد، کارش را به بیاض نویسی نزدیک می کند، یعنی می تواند یکی از شاخص های در واقع قضاوت درباره عرفات باشد که به بیاض نزدیک است.

وی ادامه داد: ضمن اینکه وسواس خاصی هم در اصل اشعار داشته و سعی می کرده به دیوان ها مراجعه کند. مثلاً اشعار اثیرالدین اخسیتکی را در دیوان خودش بیند یا اثیرالدین اومانی یا اگر دیوان عسجدی را در دست ندارد، بنویسد و نوشته من دیوان او را در هند بودم، نیافتم و از روی منابع دیگری نوشتم. این اولین وجه این کتاب است یعنی به لحاظ سرشت و ماهیت کتاب و بر اساس معیارهایی که خود او وضع می کند، می تواند در زمره بیاض به حساب آید.
دومین ویژگی؛ تذکره است. یعنی عرفات یک تذکره عمومی بالغ بر 3 هزار شاعر را در خودش دارد، در 3 بخش تقسیم بندی شده، خب ویژگی های یک تذکره را در خود دارد، زندگی نامه یا ذکر شعرا به تعریف خودمان، گزینش اشعار، فهرست الفبایی که معمولاً مرسوم است در تذکره نویسی و آوردن شاعران مشهور در کنار شاعران گمنام، یعنی در فهرست ها، گاهی فهرست نام شاعران گمنام و ناشناخته بیشتر است، به حدی که ما مثلاً به نام جلال که می رسیم یا جلالی، یک گروه مجهولی را معرفی می کند که اینها مشهور به جلال هستند، یا با نام های اثیری، با تخلص اثیری، 5 اثیری را نام می برد، گاهی بعضی از اطلاعات مربوط به زندگی اینها حتی متداخل می شود، یعنی وسواسی دارد، مثل وسواس اواخر قرن 12 در هند، وسواس تذکره نویسان که فهرستی مثل فهرست مکانیکی مؤلفان کتاب، را فراهم می کردند، بی آنکه هیچ توضیحی بدهند که چه کسی بوده و کجا بوده و چه کرده است و این ویژگی در واقع، توجه به ذکر شعرا، البته زندگی نامه های گاه خیلی دقیق و بعد هم، دغدغه برای ذکر نام یا ترجمه ای از هر شاعری که به گوشش خورده یا شنیده، کار او را به تذکره نزدیک می کند، یعنی در واقع این وجه در کارش غالب است بر وجه بیاض بودن عرفات.
فتوحی همچنین گفت: سومین وجهی که بیشتر باید درباره عرفات به آن پرداخت و تامل در آن کرد، به فقر در تاریخ ادبی است. تاریخ ادبی با تذکره در اولین نگاه این تفاوت را دارد که خط زمان در تاریخ ادبی لحاظ می شود، یعنی در واقع، ذکر نام شعرا بر اساس تاریخ خطی ویژگی های تاریخ ادبیات سنتی این است، یعنی مرحله گذار از تاریخ خطی به تذکره نویسی، همین مرحله است، یعنی عنایت به زمان خطی در ذکر شعرا و در تذکره عرفات ما تقسیم شعرا را به 3 گروه متقدمان، متوسطان و متأخران می بینیم، یعنی یک نوع دوره بندی هست، بحث دوره بندی در نظریه تاریخ ادبیات یکی از جنجالی ترین بحث هاست که ملاک دوره بندی چیست؟ ما اولین دوره بندی ها را در تذکره نویسی خودمان، در کتاب لباب الالباب عوفی می بینیم که شعرای آل ناصر، آل سلجوق و بر اساس یک تاریخ سیاسی دوره بندی را لحاظ می کند، اما دوره بندی که در عرفات می بینیم بر اساس زمان است، اما این خط مرز زمانی در عرفات مشخص نیست، یعنی مبهم است، یعنی متوسطان از کی شروع می شوند؟ ظاهراً بر اساس منابعی که در دسترس داشتند، مثلاً بالغ بر 270 بار به مجالس علی شیرنوایی مجالس النفایس ارجاع می دهد، بعد در این 270 بار به متوسطان که بیشتر در آن تذکره هستند، نظر دارد و این ابهام در مرز بندی زمانی، گاهی باعث شده که شعرای متوسطان را در عهد متقدمان و شاعر عهد شاه تهماسب را در میان متقدمان می بینیم، خودش هم گاهی ظاهراً در نسخه های بعدی و در ویرایش های بعدی کار خودش به این نکته وقوف داشته که اشتباهاتی از این دست رخ داده و چون ذکر سنوات در کارش بعضاً دقیق نیست، این مرز بندی های زمانی لحاظ نشده ، ولی خب به هرحال بخش غالب تراجم در یک دوره دایره زمانی روشن است.

وی ادامه داد: نکته دوم، اطلاعات تاریخی، ادبی و اجتماعی که در این تذکره هست و در تذکره های دیگر کمتر پیدا می شود. یعنی ما در یک تاریخ ادبی معمولاً وضعیت اجتماعی شاعران و جامعه ادبی را می بینیم، مثل محافل ادبی، نهادهای حامی ادبیات، مشاغل شعرا و از چیزهایی است که در تاریخ ادبیات مورد توجه مورخان هست و ارزیابی و رده بندی شعرا معمولاً در کار مورخ ادبی است و این انتظار از مورخ ادبی می رود که چنین کاری داشته باشد، پرداختن به سبک ها و فردیت هنرمندان باز از ویژگی هایی است در تاریخ ادبی که در عرفات دیده می شود و نمایش ذوق زمانه و معاصر گرایی. این نکته را بیشتر می خواهم مورد تامل قرار بدهم که اهمیت عرفات در میان تذکره ها، درست در همین نقطه است، یعنی در منطقه نزدیک شدن آن به تاریخ ادبی. مثلاً در بقیه تذکره ها در ذیل نام یک شاعر، اطلاعات زندگی نام او را به طور کافی ببینید، اما اگر بخواهید از بابافغانی و تاثیر او در روزگار بعد از خودش اطلاع حاصل کنید، در 11 جای تذکره از بابافغانی یاد شده که بابافغانی که 925 فوت کرده، در حوالی 990 تا سالهای 1000 در چه شهرهایی، چه موقعیتی از خوانش ادبی داشته ، چه کسانی بابا فغانی را می خواندند، چگونه می خواندند و چگونه طرح می کردند و چند بار از عنوانش تقلید شده است. این اطلاعات، دیدگاهی نسبت به بابافغانی به شما می دهد، درباره بابافغانی، شعر او و قرائت شعر او 70 سال بعد از زندگی اش که در کمتر تذکره ای می توان این اطلاعات را حاصل کرد. یا محتشم کاشی را، در سراسر تذکره مناسبتهایی که از او یادی رفته، بررسی می کنید، می بینید که با یک زندگینامه بسیار کامل تر و اطلاعات جزئی تر از زندگی او که مثلاً در وفات ظهیری اصفهانی به اصفهان رفته و به دلیل هجوی که قبلاً ظهیری را کرده، چطور دوستان و اطرافیان محتشم او را طرد می کردند و چه اتفاقاتی افتاده است، در ذیل نام محتشم نمی شود پیدا کرد. به این جهت شما می بینید که بر خلاف تذکره نویس که سعی می کند در فهرست الفبایی، در ذیل نام شاعر تمام اطلاعات مربوط به او را بیاورد، در عرفات مثل یک تاریخ ادبی به تناسب مسائل و موضوعات تاریخی، مطالب را می بینید، در مبحث سبک شناسی اطلاعاتی که عرفات ارائه می کند، تا امروز هم جزء بهترین است، از لحاظ نوع داده های سبک شناختی و هم موثر ترین در تاریخ ادبیات ما. مثلاً در باب محتشم، قضاوتی دارد، البته قضاوتش ممکن است مغرضانه باشد، چون سبک محتشم را در آغاز خوب قلمداد می کند و در اواخر می گوید که نوشتارش موجب پسند عوام شد و من از سبک او چندان لذتی نمی برم و یا سبک تنزل یافته است. حالا شاید دلایلی داشته باشد، اما واقعاً در سبک محتشم در دوران پیری آیا تفاوتی با دوران شبابی اش دارد، باید تأمل شود، حداقل در رسائل او، معلوم است که رساله جلالیه خیلی پخته تر است. از رساله نَقل یا نُقل عشاق به دو روایت که عرض کردند، یا در باب بابافغانی مثلاً رویارویی دو سبک قدیم و جدید را در هرات متذکر می شود که وقتی بابافغانی به هرات رفت، شعرای هرات او را ترک کردند و گفتند که فغانیانه می گوید، یعنی از نوع مطلوب المعانی یا شعری که تزریقی است که اغلب مصححان هم تزریقی را با عنوان ذیق، شعر ذیق آوردند، نتوانستند بخوانند، چون در نسخه کتابخانه ملک هم یک مقدار مخدوش است، سبک تزریقی است. اصلاً اسلوب تزریقی، اسلوب خاصی است که آقای دکتر شفیعیون اطلاعات کافی و وافی را در مقالاتشان در این باب ارائه فرمودند، این قضاوتهای از این دست، خیلی در تذکره زیاد هست و نزدیک شدنش را به قلمرو تاریخ ادبیات کاملاً نشان می دهد، از جمله مثلاً باز قضاوتش درباره، ازرقی هروی و کمال الدین اسماعیل اصفهانی که نشان می دهد، یک مورخ ادبی معمولاً تاریخ را یا تاریخ ادبیات را از منظر زمان خویش و ذوق زمان خویش بازخوانی می کند، یعنی هر نسلی تاریخ ادبیات خاص خویش را می نویسد، تا وقتی که از منظر تقی اوحدی به ازرقی هروی نگاه می کنیم جایگاه خاصی پیدا می کند، نه آن جایگاه که در دیدگاه رشید وطواط دارد، بلکه جایگاه خیلی بلندی است، چرا؟ چون نازک خیالی و جایگاه خیلی بلندی که در سخن ارزقی هروی است، دل پسند زمانه اوحدی است یا در کمال الدین اسماعیل اصفهانی یا حتی سختی ها و دشوار پسندی هایی که آنها دارند درباب شعر خاقانی. که اینها در بحث نمایش ذوق زمانه در تذکره عرفات العاشقین محل تامل است و وقوع گویی و هجو گویی اصلاً جریان هجو سرایی و هجو گویی که در این سالها خیلی مورد توجه است و خودش بالغ بر 40 شاعر که از آنها یاد کرده به عنوان مزاح، هز�'ال و هزل گو و نمونه های کثیری هم از آنها آورده، از جمله سوزنی سمرقندی که سخت مورد توجه قرار گرفته و بالغ بر 10 صفحه از ابیات او در این تذکره هست.
فتوحی وجه تاریخ ادبی عرفات را معاصر گرایی این بخش دانست و افزود: به نظر من، تذکره عرفات اهمیت بخش متاخرینش بیش از دو بخش پیشین است، یعنی از متقدمین و متوسطین. این که آرزو کنیم نسخه دست نویس مؤلف حاصل شود، فکر کنم امر ناممکن باشد، چون مؤلف یکسره در تذکره خودش، دخل و تصرف هایی می کرده و این معاصر گرایی باز خودش به تنهایی یک ویژگی های خاص دارد که مؤلف غالب صاحبان تراجم را دیدند و با آنها حشر و نشر داشته و ذوقیات آنها را آورده، صحبت های مشخص روزگار خودش رابه سبک های گروهی و عمومی را، جریان شناسی و تطور سبک شاعران در یک شاعر شخصی مثل محتشم و دیگران لحاظ کرده، که این وجه خیلی قوی است و باز یک وجه قابل توجه دیگر هم، رویکرد انتقادی است که در این تذکره هست و در تذکره های دیگر نیست. معمولاً در تاریخ ادبی یک وجه انتقادی هم در آن مستور است. در حدود 900 اصطلاح نقد ادبی در تذکره عرفات استخراج کردم، اصطلاحاتی که در سال 1024 اگر نگارش یافته باشد تا 1300 در تذکره ها، شیوع یافته است، مثلاً 7 اقلیم را که در 20 سال قبل تألیف یافته، اگر نگاه بکنیم، یا خلاصة الاشعار را، این اصطلاحات را نخواهی یافت، اصطلاحات کلیدی نقد ادبی که بوطیقای سبک هندی را از خلال این اصطلاحات می شود، استخراج کرد. این اصطلاحات نقش خیلی مهمی در بازشناسی بوطیقای این دوره دارند.
وی در پایان گفت: عرفات یک تذکره قابل توجه ای است، نمی گویم قابل اعتماد، اما قابل توجه است و البته خالی از خطا و تعصب نیست و باز به نسبت حجم زیاد مطالب، این خطاها اندک است و دلیل شهرت نیافتن عرفات در قرن 11 حجیم بودن متن است و قل�'ت نکته ها که هنوز هم نسبت به تذکره های دیگر که تذکره های 100 صفحه، 200 صفحه و 500 صفحه، قابل دسترس نبوده و در روزگار ما هم که استاد گلچین معانی آن را احیاء کرد، هم با کاروان هند و هم ذیل تذکره میخانه که اطلاعات بسیار ذی قیمتی را از عرفات آنجا نقل کرده است. |