دارای مدرک دکترای تاریخ اسلام و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد و انجمن ایرانی تاریخ است. «نزاع رهبری در جاهلیت و اسلام»، «شریعتی و تاریخ اسلام»، «مجموعه داستان دانشوران»، «تاریخ هنر در سرزمین های اسلامی»، «تاریخ اسلام از آغاز تا سال یازدهم هجری» و «امام علی (ع) و خلفا» از آثار این استاد دانشگاه محسوب می شود.
دکتر قنوات در گفت و گو با مرکز پژوهشی میراث مکتوب، نبود برخورد قانونی را عمده ترین دلیل کتابسازی و پخته خواری ها در دوران کنونی می داند.
دلایل آن چه به عنوان کتابسازی هم اکنون فرهنگ ما را مورد تهدید قرار داده، چیست. چه عواملی سبب شده این موضوع در سال های اخیر افزایش پیدا کند؟
کتابسازی مربوط به دوره کنونی نیست و سابقه دارد و اگر در تاریخ کتابت و تألیف به گذشته برگردید، این معضل وجود داشته است. در مواردی که صرفاً کسی کتاب شخص دیگر را تلخیص می کرده و یا بخش هایی از کتاب را بدون ارجاع دادن برداشته است. حتی در دوره هایی عمل مذمومی تلقی نمی شده و برای همین از قدیم ما کتاب هایی داریم که بخش مهمی از کتاب در کتاب دیگر تلخیص شده، بدون این که اتفاق مهمی افتاده باشد. یعنی منبع اثر بنا نبوده ذکر شود یا گاهی ذکر می شده است، اما در این دوران متأسفانه نشر و کتاب وضعیت خوبی ندارد. آمار و ارقام همه نشان می دهد وضعیت کتابخوانی در میان ما خیلی جدی نیست. یک نکته دیگر این که ما از قوانین جهانی پیروی نمی کنیم و تابع آن ها نیستیم و اگر قوانینی مانند کپی رایت رعایت می شد، یک مقدار قضایا را محدود می کرد. عملاً قوانین جدی برای برخورد با کتابسازی وجود ندارد. یعنی اگر فردی کتاب دیگری را به نام خود چاپ کند، خیلی قانون محکمی وجود ندارد که جلوی آن را بگیرد.
به عقیده شما اگر با افراد برخورد قانونی شود به این معنی نیست که اعتبار علمی آنان در نظر گرفته نشده است. به نظر شما وضع قوانین می تواند در این زمینه مؤثر و بازدارنده باشد؟
به عقیده من در چند مورد باید برخورد قانونی شود و حق و حقوق مؤلف درنظر گرفته شود. نکته دیگر به وضعیت عمومی بازار نشر بر می گردد. متأسفانه ذائقه خوانندگان هم آسان پسند شده است. دانشجویان و اهل کتاب هم ـ به جز موارد استثنایی ـ تحت تأثیر رسانه های عمومی به گونه ای شده اند که همه چیز را سریع و بسته بندی شده می خواهند. بنابراین، این موضوع تنها در عرصه کتاب نیست و در عرصه های دیگر هم مشاهده می شود؛ مثلاً اطلاعیه رسمی می زنند که پایان نامه می نویسیم.
البته این موضوع در مقالات نیز به شدت دیده می شود. به عقیده شما برای جلوگیری از این آسیب در حوزه مقالات، چه باید کرد؟
مدتی پیش یکی از استادان مقاله ای را برای ارزیابی آورد و به ما داد و دست بر قضا مقاله به دست کسی افتاد که مدیر مجله دیگری بود و پس از پیگیری ها مشخص شد همین مؤلف مقاله را با عنوان دیگری چاپ کرده، ولی حالا با عوض کردن چکیده و عنوان مقاله تصمیم دارد دوباره آن را با عنوان دیگری چاپ کند. متأسفانه این موضوع رواج پیدا کرده و روز به روز گسترده تر می شود.
به عقیده شما در این موارد، نقد بهتر از برخورد قانونی نیست؟
بعضی آثار قابل نقد نیست؛ چون تماماً سرقت است و این کتاب را چگونه می توان نقد کرد؟ فقط کتابی را می توان نقد کرد که حاصل فکر مؤلف باشد. زمانی که اثری را از این طرف و آن طرف، کتاب کرده باشند چه چیزی را می توان نقد کرد، البته یک جنبه، قانون است و جنبه اخلاقی که باید آن جنبه تقویت شود. یک بخش هم به سطح فرهنگ، فرهنگ عمومی، فرهنگ کتاب و مطالعه و مسائل علمی برمی گردد. این معضل پدیده ای مجزا نیست، یعنی این گونه نیست که در فرهنگ و جاهای دیگر اتفاقات مشابه صورت نگیرد و تنها در کتاب صورت بگیرد. این موضوع عمومی شده و نمود آن را به صورت علنی در بازار کتاب می توان دید.
مدرک گرایی در نظام آموزشی ما زیاد شده، به عقیده شما این روش کمی گرایی در نظام آموزش عالی تا چه اندازه به موضوع کتابسازی، مقاله سازی و پایان نامه سازی دامن زده است؟
نظام آموزش عالی ما بیشترگسترش کمی پیدا کرده است. طبیعتاً وقتی چیزی گسترده شود، ممکن است آسیب هایی به آن وارد شود، ولی نظام آموزشی رسماً چنین چیزی یعنی کتابسازی را ترویج نکرده و اگر مطلع شود جلوی آن را می گیرد. به هر حال وقتی تعداد دانشجویان زیاد شده دیگر نمی توان کنترل کرد. طبیعتاً باید یک راهی باز شود که بتوان جلوی کسی را که اهل خلاف است، گرفت.
رواج پایان نامه سازی به مراتب بیشتر از کتابسازی دیده می شود. برای جلوگیری از این موضوع چه عامل بازدارنده ای را توصیه می کنید؟
یکی از دلایلش این است که استانداردها رعایت نمی شود. وقتی استاد از یک حد بیشتری دانشجو داشته باشد عملاً دیگر نمی تواند نظارت کند. در حوزه تصحیح هم خیلی راه باز کرده است. متأسفانه بعضی از ناشران کارهای دیگران را با ذکر کلمه «با اهتمام» به نام خود چاپ می کنند. در حالیکه این اهتمام حداکثراز حد نوشتن یک مقدمه ساده فراتر نمی رود.
اعمال قانون مالکیت معنوی پدیدآورندگان در این زمینه تا چه اندازه مؤثر است. آیا با پیاده کردن این قانون در بازار نشر می توان با این آسیب فرهنگی مقابله کرد؟
کپی رایت جهانی با اقتصاد نشر ما سازگار نیست و بنیه نشر ما در حدی نیست که بتوانیم این کپی رایت را بپذیریم. یعنی اگر بخواهیم رعایت کنیم نشر متلاشی می شود و اگر هم رعایت نکنیم همین وضعیتی است که هم اکنون مشاهده می کنید.
گفت و گو از: معصومه کلانکی |