اینکه ما آثار گذشتگان را بازسازی و احیا می کنیم، بدان معنا نیست که باشندگان و آیندگان را هنر و فضیلت و فرزانگی نیست. گذشتگان با آثارشان به حیات علمیشان در کنار ما ادامه می دهند و زندگی می کنند و ما با اهتمام به پژوهش و نشر آثار آنان، مجال این کار را برای آنان فراهم می کنیم. بسیار گفته و شنیده می شود که: "دیگر کسی جای گذشتگان را نمی گیرد......"، از لحاظ فلسفی و عقلی چنین سخنی صحیح است، اما از نظر تاریخی و اجتماعی، این مسأله امری ممکن، نسبی و به دیدگاه افراد بستگی دارد. درست است که در تصحیح متون کسی به مقام و مرتبۀ علامه محمد قزوینی نمی رسد و در کثرت کار و پشتکار و نظم و ... کسی به این زودی جای مرحوم استاد افشار را نخواهد گرفت و در فهرست نویسی آثار و منابع و مصادر شیعه، آقابزرگ طهرانی دیگری نخواهد آمد، اما هریک از این افراد با نگرشی که به ایران و پژوهش متون فارسی و دانش گستری و تربیت دانشجو و کتابشناسی داشتند، منشأ خدمات فراوان شده اند. یکی از این افراد برجسته در فرهنگ ایران، صرف نظر از تعلقات فکری و کجرویهای سیاسی اش، سید حسن تقی زاده بود. او یکی از صیادان مرغهای دانایی و فرهنگ بود. استعداد هایی چون عباس زریاب خویی را شناخت و برای تحصیل راهی آلمان کرد. مرحوم ایرج افشار هم چنین ویژگی داشت. جمع کثیری از پژوهشگران جوان زیر دست او بالیده اند و فهرست نویس، نسخه شناس و کتابشناس و مصحح شده اند.
پس از انقلاب، با توجه به تأسیس مراکزی چون دایرة المعارفها، فرهنگستانها، مرکز پژوهش کتابخانه مجلس شورای اسلامی و میراث مکتوب و نیز مراکز علمی و تحقیقاتی در قم مانند مؤسسۀ آل البیت(ع)، مرکز شیعه شناسی، جامعة المصطفی و دهها مؤسسۀ دیگر، محققان و پژوهشگرانی بیشمار و گمنام و بی مدرک، آثار و مقاله های ارزشمندی ارائه می کنند که به هیچ وجه قبلاً چنین استعدادهایی بروز نکرده بود. درست است که بیداد مدرک گرایی داد دردمندان دانش را در آورده، اما با این وصف، عرصه برای بروز استعدادهای بی مدرک هم فراهم شده است. اگر دیروز در مجلات راهنمای کتاب و یغما و سخن و .... مفاخر و بزرگان ادب این روزگار که شوربختانه فقط شمع وجود چندی از اینان پرتو افشانی می کند، قلم می زدند، اکنون صدها محقق در حوزۀ تحقیق و تصحیح متون را بندۀ کم دان سراغ دارم که هم امروز اسباب اعتبار برای جامعه هستند و هم در آینده جزء مشاهیر ادب این کشور در شمار خواهند بود.
حال اگر از دیگر دستاوردهای این مراکز صرف نظر کنیم -که البته چنین جفایی روا نیست- پرورش و شکوفایی این استعدادها، لااقل برای مرکز پژوهشی میراث مکتوب، بزرگترین موفقیت به حساب می آید. بی شک آنان که –جز این کمینۀ بی مقدار- به زیور حسن خلق هم متصف و متنعم بوده اند، بیشترین جذب و کمترین دفع را داشته اند. به قول حافظ شیرازی:
به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر به بند و دام (یا به دام و دانه) نگیرند مرغ دانا را
چرا که شرط مدیریت، سعۀ صدر است و گشاده رویی. با این حال، جای این تأسف در این یادداشت خالی است که اگر مراکز نظارتی درست عمل کنند و عملکرد مراکز، انجمن ها، سازمانها، خانه ها، شوراها و مؤسسات وابسته را با وجوهی که دریافت می کنند، دقیق بسنجند و آنکه حق مطلب را فروگذار کرده، تأدیبش کنند و آنکه به نیکی ادا نموده، تشویقش نمایند، طبعاً نتیجۀ آنچه گفته شد دوصد چندان می شود و جوانان مستعد تری پا به عرصۀ تحقیق و تصحیح و پژوهش خواهند گذاشت. این سخن بگذار و بگذر که الحال دهانی داریم به پهنای فلک، اما .... باری: چشمها را باید شست، گوشهایی شنوا شاید جست. |