در سال 1321 شمسی در بخش تکاب آذربایجان متولد شد. وی جهت تحصیل به حوزه علمیه زنجان رفت و بعد از تکمیل تحصیلات اولیه خود به قم عزیمت کرد و از محضر حضرات آیات علامه طباطبایی، منتظری و سبحانی بهره برد. دکتر یحیی یثربى سپس به تحصیلات دانشگاهى پرداخت و موفق به اخذ دکتراى فلسفه و حکمت اسلامى در سال هاى ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۰ از دانشکده الهیات دانشگاه تهران شد. وی از سال ۱۳۷۷ در گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایى به تدریس مشغول است.
از تألیفات وی میتوان به «عرفان نظری»، «فلسفه عرفان»، «ترجمه الهیات نجات ابنسینا با مقدمه و تعلیقات»، «مفاهیم فلسفی در ادبیات فارسی» و «آب طربناک در شرح غرلیات حافظ» اشاره کرد.
دکتر یثربی در گفت و گو با مرکز پژوهشی میراث مکتوب، تاکید کرد در جامعهای که نقد جدی و مبتنی بر معرفتشناسی منطقی وجود نداشته باشد، پژوهش مطلوبی صورت نخواهد گرفت و کتابسازی ها ادامه خواهد داشت.
در حال حاضر جامعه ما دچار معضلی به نام کتابسازی شده است. علت این موضوع چیست و برای حل این مشکل، چه باید کرد؟
اصلی ترین علت کتابسازی، مسئله نبود نقد است. در جامعهای که نقد جدی نباشد، پژوهش درست انجام نمیشود. قدم اول نقد است که کاستی ها را مشخص می کند، بعد از آن مسئله پژوهش متولد می شود و نوبت پاسخگویی به پرسش است. تا دو مرحله قبل به خوبی انجام نشود، مرحله نهایی به ثمر نخواهد رسید. هرچند سال یک بار می گوییم علوم انسانی مرده است، حال آنکه اینجا ما خود علوم انسانی را می کشیم. متأسفانه باید گفت که ادعای دانایی در این مملکت بسیار رواج دارد. کسانی ادعای فضیلت میکنند که شایستگی ندارند.
از دیگر آسیبهایی که میان منتقدان در حوزه پژوهش دیده میشود، کلی گویی و صحبت در رابطه با موضوعات فرعی است که این خود سبب گمراهی خوانندگان میشود. علاوه براین، تعارفات دوستانه نیز در میان پژوهشگران رایج است؛ به طوری که در اغلب جلسات نقد، میهمانان از سوی صاحب اثر تأیید می شوند. با این روند، نباید انتظار نقد جدی علمی داشته باشیم.
به عقیده شما راهکارهای درست نقد متون چیست. یعنی نقد علمی باید توسط دانشگاه ها صورت بگیرد یا در رسانه بابی برای نقد باز شود؟
باید سارقان علمی را معرفی کرد. تنها راه این است که فضای صدا و سیما به سمتی پیش رود که اجازه معرفی آثار ضعیف و مؤلفان غیرحقیقی را داشته باشیم. با این کار، نویسندگانی که شایستگی ندارند، منزوی می شوند. آسیب ها و نقایص موجود در حوزه علوم خود را به آسانی نشان نمی دهد، زمانی متوجه این معضلات میشویم که فرصت از بین رفته است. وقتی در جامعه، کار جدی نباشد و کاسبی جدی باشد، هر کس به خود اجازه ورود می دهد.
یعنی به گفته شما جامعه در حال حاضر با کمبود نقد علمی مواجه شده است؟
ما بیشتر مانند بسیاری از فعالیتهای خودمان، ادای نقد را در می آوریم؛ زیرا نقد به معنی جدید کلمه از غرب آمده و این نقد بر مبانی متعددی استوار است؛ از این رو، ابتدا باید معرفت شناسی جدید و منطقی در این زمینه صورت گیرد. با این نگاه که با نظر بزرگان، راه بر پژوهش بیشتر و یا نقد و بررسی بسته می شود، نقد در جامعه می میرد، نگاهی که سبب میشود ما گمان کنیم چون فلان استاد و پژوهشگر در رابطه با این موضوع نظر دادهاند، به حقیقت کامل دست یافته ایم.
پای معضل کتابسازی علاوه بر حوزه کتاب به مقالات و پایان نامه ها نیز کشیده شده است. در این باره چه باید کرد و نظام آموزش عالی باید در این زمینه چه تدابیری بیندیشد؟
پایاننامه های دانشگاهی در موضوعات مختلف ، مجموعهای از نقل قول های نویسندگان و پژوهشگران مختلف است. وقتی در دانشگاه ها با اطلاعیه های متعدد در زمینه تألیف پایاننامه مواجه هستیم، چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که پایاننامهها پاسخگوی پرسش های علمی باشند. در جلسات داوری، بر اغلاط مطبعی، رونویسی و موضوعات تکراری ایراد گرفته میشود، نه روش و محتوی و این در حالی است که رساله های ما اغلب با روش رونویسی و گردآوری تنظیم میشود.
گاه دیده میشود که در زمینههای فرهنگی، افرادی فعالیت میکنند که نه درعلوم حوزوی تحصیلات بالایی دارند و نه مدارج دانشگاه را طی کرده اند، از این رو با ضعف مدیریت فرهنگی مواجه هستیم. این دست از افراد کم کم برای خود پژوهشگاه تأسیس میکنند و برای خود جایگاهی درست میکنند؛ به همین دلیل است که نقد در حوزه علوم انسانی و دیگر علوم، جدینیست.
گفت و گو از منا برجی خانی |